تبلیغات
منبع اطلاعاتی مفید - مطالب مقالات تاریخی
منبع اطلاعاتی مفید
مقالات ، ادبیات ، عکس ، آموزشهای زناشویی ، موارد جنسی و............
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 31 خرداد 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

تاریخچه نوروز

نـوروز، جشن شكوهمـند ایران باستان، گــویای پیـشینه ی تابناك میهن ما و جلوه ای مهم از فرهنگ غنی قـوم ایران است.
نوروز كه قرن های دراز است بر همه جشن های جهان فخر می فروشد، از آن روسـت كه یك قــرارداد مصنـوعی اجتماعـی و یا یك جشن تحمیلی سیاسی نیست. جشن جهان اســت و روز شادمانـی زمین، آسمان، آفتاب، جــوشِ شگفتـنـی ها و شـور زدن ها و سـرشـار از هیجان هر آغاز.نوروز گذشت زمان و دگرگونی های دوران را شاهد بوده و پیوسته با آمد و رفت الهام بخش خود پایان فصلی دیگر را به ساكنـان این سرزمین كهنسال اعلام كرده است. نوروز، تجدید خاطــره بـزرگـــی است. خاطره خویشاوندی انسان با طبیعت. گذشت سال هــای دراز نه تنها از شكوهمندی سنّتهای نوروزی نكاسته بلكه روشنگر این واقعیت بوده كه بزرگ داشت نوروز و گرامی داشتن سنتهای آن با احساس و اندیشه ایرانی، پیوند ناگسستنی یافته است.

norooz-21




ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 31 خرداد 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()


به عقیده هندیها در آئین برهما انسان هفت بار می میرد . عروس و داماد باید هفت قدم به اتفاق هم بردارند. هفت قدم جلو رفته و قسم می خورند ، در آئین زرتشت هفت فرشته مقرب وجود دارد...

عدد هفت در فرهنگ ملل مختلف

فلسفه هفت سین چیست؟
به طور مقدمه باید دانست که عدد « هفت » نزد ایرانیان قدیم مقدس بود و به خاطر ستارگان هفتگانه یعنی « زهره ، مشتری ، عطارد ، زحل ، مریخ ، زمین و خورشید » عدد هفت را گرامی می داشتند. زرتشتیان اعتقاد داشتند که عقل مقدس یعنی « اهورامزدا » که به او « سپند مینو » نیز می گفتند ، شش وزیر بزرگ به نام "امشاسپندان" دارد که یعنی مقدسان جاویدان و این شش امشاسپند با « سپند مینو » تشکیل (هفت سپند) می دهند.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 17 خرداد 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

 پس از شکست ایرانیان از اسکندر مقدونی و اشغال کشور به دست سلوکیان؛ میهن‌پرستان ایرانی برای آزاد ساختن سرزمین خود از چنگ بیگانگان بپا خاستند. سرانجام سلوكی‌ها از اشك (ارشک) پیشوای پارتها كه از قبایل آریایی خراسان بودند شكست خوردند و آن‌ها با دلیری و پهلوانی خود توانستند سلوکیان را از ایران بیرون رانده و دوباره پایتخت ایران را به منطقه‌ی میان‌رودان برگردانند و شهر تیسفون را بنا کنند. (۱)

 برخی دیگر از پژوهش‌گران اشکانیان را از گروه پارنی از کلان‌قوم ایرانی سکاهای خاوری (یکی از 4 شاخه آریاییان ایران: مادها، پارس‌ها، پارت‌ها و سکاها) می‌دانند که توانستند به مدت 3 سده حدود ایران را از چشمداشت همسایگان آزمند ایمن دارند. 


طبقه‌ی شاهی اشکانیان از هفت خاندان تشکیل می‌شد که نام‌دار‌ترین آنها عبارتند از:

 سورن‌پهلو، قارن (کارن) پهلو، مهران، گیو، اسپهبد، اسپندیاذ. این خاندان‌ها در زمان ساسانیان نیز همچنان دارای قدرت و نفوذ بودند و مدت‌ها ایران اسپهبد از خاندان سورن برگزیده می‌شد. بهرام چوبین نیز از خاندان مهران بود. خاندان ساسان نیز گرچه یکی از ناموران آن دوران بود ولی از این هفت خاندان به‌شمار نمی‌آمد. (۲)

پیشوایان پارت (قارن پهلو) مدعی بودند كه پرچم مقدس كاوه قهرمان مشهور اسطوره‌ای تاریخ ایران در اختیار خانواده آنها قرار دارد. آنان خود را از نسل آرش كمانگیر می‌دانستند. (۳)

 

نبرد اشكانیان با رومیان:

در این هنگامه بود كه دشمن تازه و بزرگی در برابر قدرت ایران بوجود آمد و آن سرزمین پهناور و نیرومند روم بود.

ارتش روم به زودی سراسر اروپا، شمال آفریقا و بخشی از آسیا را به تصرف درآورده، سپس به ایران روی نهادند. لیكن پس از 300 سال كشمكش با اشكانیان نتوانستند حتی یك وجب از خاك ایران را تصرف كنند و ناگزیرشدند كه از این آرزوی خام یعنی اشغال ایران چشم بپوشد.

 جنگجویان پارتی تیراندازان ماهری بودند و در اثر شیوه كارزارشان (روح نظام ارتش آنها جنگ و گریز بود) آسیب‌های بسیار سختی به لژیونرهای رومی وارد آورد.

 اشکانیان با تکیه بر شگردها و فناوری نظامی برجسته‌ی خود - که گونه‌ی کامل شده‌ی فناوری دوران هخامنشیان بود - توانستند چندین شکست سنگین بر رومیان وارد کنند که نامدار‌ترین آنها شکست کراسوس در نبرد کارای (حرّان) در سال ۵۳ پ.م. است. در این نبرد، ایران‌اسپهبد «رستم سورِن‌پهَلو» (سورنا) توانست با ده هزار سواره‌نظام کارآزموده و برجسته سپاه چهل و دو هزار نفره‌ی کراسوس (فاتح جنگ بردگان و درهم‌کوبنده اسپارتاکوس سردار قدرتمند انقلاب بردگان) را تارومار کند و خود کراسوس و پسرش پوبلیوس را بکشد.

سورنا جوانمردی آریایی و از بزرگ‌ترین سرداران اشکانی بود که با نوآوری و روش‌های جنگی نوین، از سوی  ارد (اشك13) پادشاه اشكانی، سخت‌ترین شکست تاریخ را بر تجاوزگران رومی وارد ساخت.

ژول سزار (Julius)، پومیه  (Pompee) و كراسوس (crassus) سه تن از سرداران و فرمانروایان بزرگ روم بودند كه سرزمین‌های پهناوری را كه به تصرف دولت روم در آمده بود، به‌طور مشترک اداره می كردند. آنها در سوم اكتبر سال 56 پیش از میلاد در نشست لوكا (Luca) تصمیم حمله به ایران را گرفتند. (۴)

 شکست معروف دیگر روم از اشکانیان شکست مارکوس آنتونیوس (آنتوان امپراتور روم) در آذرپاتگان (آذربایجان) است که در آنجا هم به خاطر سرمای زمستان و تیراندازان ماهر ساتراپ ماد تمام نیروهای مارک آنتونی (صدهزار نفر) تارومار شدند و تنها خود سردار رومی با اندکی از نیروهایش جان سالم به در بردند و توانستند به روم برگردند.

مارک آنتونی (پسرعمه ژول سزار)، لئوپید و اکتاویانوس (برادر زن آنتوان) نیز اتحاد سه‌گانه دوم را تشکیل داده بودند و به‌طور مشترک بر امپراطوری روم فرمان می‌راندند. آنان به هنگام زمامداری فرهاد چهارم (اشک ۱۴) در سال ۳۶ پ.م به ایران لشکرکشی نمودند. (۵)

 

زبان، فرهنگ و آیین در دوره اشكانیان:

پارتیان كه در آغاز مردمانی جنگجو بودند و در شمال شرقی ایران می‌زیستند از حیث فرهنگ و هنر با پارسیان هخامنشی كه ایرانیان جنوب و جنوب غربی این سرزمین بودند اندک تفاوتهایی داشتند.

شیوه هنر ظریف هخامنشی در ابتدای این دوران به شیوه ای ساده‌تر بدل شد اما كم كم انواع هنر ترقی كرد. گرچه در برخی از آثار اولیه این دوره اثر هنر یونانی دیده می شود.

یکی از نوآوری‌های بزرگ ایرانیان پس از هخامنشی (یعنی روش معماری سقف مسطح چوبی با الوارهای بسیار بزرگ شبیه به آنچه که در تخت جمشید می‌بینیم)، استفاده از آسمانه‌های قوسی و گنبدخانه‌ها در دوره معماری پارتی می‌باشد، که تا دوره قاجار نیز در معماری مرسوم بوده است.  البته شایان ذکر است که سنت استفاده از آسمانه‌های تخت پس از دوره هخامنشیان و در زمان اشکانیان نیز همچنان رایج بوده است.

حضرت عیسی مسیح (ع) در دوران پادشاهی فرهاد پنجم زاده شد ولی در زمان پادشاهی اردوان سوم اشكانی بود كه دین مسیحیت رواج گرفت.

بیشتر ایرانیان در دوره اشكانی دین زرتشتی داشتند؛ ولی همانند زمان هخامنشیان، فرمانروایان دادگر اشکانی نسبت به دین و آیین مردم با دیده رواداری و آسان‌گیری (تساهل و تسامح) می‌نگریستند. (۶)

 زبانشان نیز زبان پارسی میانه پارتی (پهلوی اشکانی یا پهلوانیک) و دنباله‌ی پارسی باستانی است که هخامنشیان بدان سخن می‌گفتند. پارت‌ها داستانهائی داشتند كه برخی از آنها در شاهنامه آمده است.

 پس از سرنگونی هخامنشی و پیش از برآمدن اشکانیان، در اندک زمان سلطه سلوکیان، زبان و خط یونانی در نامه‌های اداری و رسمی به‌کار رفت. در این هنگامه هیچ اثر نوشته شده‌ای از خط و زبان ایرانی نداریم و به نام دوره تاریک در مطالعات تاریخی زبان پارسی به‌شمار می‌آید.

تا این که در زمان اشکانیان، خط پهلوی اشکانی برای نوشتن زبان پهلوی اشکانی پایه‌ریزی شد. اسناد یافت شده از این خط عبارتند:

کتیبه‌‌ها، سکه‌ها، سفالینه‌ها و تحریری (قباله‌ها).

خط پهلوی صامت نگار بوده و از راست به چپ نوشته می‌شود. از میانه‌ فرمانروایی اشکانیان خط پهلوی دیگر به عنوان خط ملی ایرانی، در مقابل دیگر خطها مانند یونانی، رومی، چینی و برهمائی، شناخته شده بود و به همین سبب شاهنشاهان ساسانی نیز آن را نگهداشته و از آن به عنوان خط ملی بهره بردند، گرچه خط پهلوی ساسانی تفاوت‌های اندکی با خط پهلوی اشکانی دارد.

خط دیگر این دوره به نام خط پارتی مانوی است که دربرگیرنده ادبیات دین مانی می‌باشد.  (۷)

منبع : وبلاگ اریو برزن




نوشته شده در تاریخ سه شنبه 17 خرداد 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

 پس از مرگ اسكندر گجسته، سلوكیان از سال 350 تا 250 پ.م در ایران فرمانروایی كردند و سرانجام اشكانیان ایشان را از ایران برون راندند.

شاهنشاهی اشكانی از سال 250 پ.م تا 224 میلادی (474 سال) به‌درازا کشید و 29 شهریار از این خاندان بر ایران پادشاهی نمودند.

اشك اول كه سلوكی‌ها را شكست داد و این سلسله را تاسیس كرد، از 250 تا 248 پیش از میلاد فرمانروا بود.

مهرداد (میترادات) اول (اشک 6) را بنیان‌گذار شاهنشاهی اشكانی می‌دانند؛ امپراتوری او از جیحون تا فرات و از دریای مازندران تا خلیج فارس ادامه داشت. پژوهشگران نقش او در دودمان اشکانیان را همتای کورش بزرگ در دودمان هخامنشیان می‌دانند. گرچه رفتار هیچ فرمانروایی در همه دوران ایران زمین هرگز به پای کورش کبیر نرسیده و نخواهد رسید.

برای مهرداد دوم (اشک 9) اشکانی نیز نقشی همانند داریوش بزرگ هخامنشی قائل هستند. (1)

اردوان پنجم (اشک 29) در جنگ هرمزگان از اردشیر بابکان نخستین پادشاه ساسانی شکست خورد؛ وی دختر اردوان را به همسری خود درآورد.

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 9 خرداد 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

 

معمایی که پاسخ‌های فراوانی را پیش روی خود دید اما هیچکدام را مناسب و در خورد خود نیافت. اما پس از گذشت سال‌ها،‌محققی نروژی پاسخ این معمای قدیمی و حل نشدنی را ارائه کرد که…
به گزارش میراث آریا، نحوه ساخت و ماندگاری اهرام ثلاثه مصر، مدت زمان درازی است که فکر و اندیشه باستان‌شناسان، پژوهشگران و مصرشناسان را به خود مشغول ساخته است.
معمایی که پاسخ‌های فراوانی را پیش روی خود دید اما هیچکدام را مناسب و در خورد خود نیافت. اما پس از گذشت سال‌ها،‌محققی نروژی پاسخ این معمای قدیمی و حل نشدنی را ارائه کرد که پاسخی شایسته به چگونه ساخته شدن اهرام بزرگ مصر بود.
از مدت‌ها پیش دو سوال عمده در خصوص وزن و سنگینی سنگ‌های به کار رفته در ساختمان اهرام ثلاثه ذهن محققان را به خود مشغول کرده و آنها را دچار سردرگمی کرده بود. سئوالاتی که طرح‌ آن، سال‌ها باستان‌شناسان را در مورد چگونگی بنا شدن این سازه‌های عجیب با خود همراه کرده بود: مصریان چگونه می‌دانستند که این سنگ‌های عظیم را دقیقا در چه نقطه‌ای قرار دهند؟ و چگونه یک معمار می‌توانست با استفاده از ۱۰ هزار نیروی کاری از سواد بی بهره بودند، این طرح‌های دقیق را جز به جز به انجام برساند؟
این سئولات و پرسش‌هایی از این دست، دغدغه‌هایی بودند که ذهن جستجوگر دانشمندی همچون اوله جی بایرن، استاد معماری دانشکده علوم و تکنولوژی دانشگاه نروژ را در زمانی که روی هرم برزگ خوفو در جیزه مطالعه می‌کرده را به خود مشغول ساخته بودند.
هرم خوفو که آنرا هرم کیاپس نیز می‌نامند از جمله اهرامی بود که در حدود ۲٫۳ میلیون سنگ به وزن کلی هفت میلیون تن در آن به کار رفته ارتفاعی ۱۴۶ متری داشته و از بلندترین هرم‌هایی بود که در حدود چهار هزار سال پیش 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 22 اردیبهشت 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

 


عصر اطلاعات است و سرعت ، و بچه های ما فرزند همین زمانه اند. طوری که دیگر به این راحتی نمی توان سرنوشت آنها را از همان کودکی تا بزرگسالی و پیری خواند. دنیا پیچیده شده و آلوده. و از خیلی ها می شنویم که پیچیدگی و آلودگی دنیای مدرن را بهانه می کنند، برای توجیه ناآگاهی شان از چیزهایی که باید به فرزندان شان بیاموزند.


کودک

گاهی آن قدر با تاکید و قاطعیت، که آدم مطمئن می شود اگر هم کودک و نوجوان ما در این دنیا آنطور که باید و شاید تربیت نشدند و شخصیت سالم و درستی پیدا نکردند، آن قدرها هم تقصیری متوجه ما نیست. چرا که " دنیا، دنیای پیچیده و آلوده ای است. "

تلویزیون ، ماهواره و اینترنت ، از ویژگی های عصری است که در آن زندگی می کنیم و به نظر می رسد باید آگاهی و تربیت جنسی را از طریق صحیح به فرزندان منتقل کنیم. تهاجم فرهنگی را هم باید در نظر گرفت. بعضی رسانه ها با نشانه گرفتن یکی از دل مشغولی های نوجوانان وارد میشوند و اطلاعات زیادی در اختیار آنها قرار می دهند که ممکن است باعث انحراف جنسی آنها شود. به همین علت هدایت جنسی، طبق آموزه های اسلام، موضوع مهمی است.

اگر راهنمایی های لازم از سوی پدر و مادر انجام نشود، ممکن است فرزند ما در دام کسانی بیفتد که اطلاعات غلط و بی حد و حصر در اختیارش قرار می دهند و دچار انحراف جنسی شود.

 

تمایلات جنسی چیست؟

برای درک چگونگی مسائل جنسی کودکان، ابتدا باید از خود سئوال کنیم که از مسائل جنسی بطورکل چه برداشتی داریم. توضیح آنچه ما در این مورد درک میکنیم، کار ساده ای نیست. چرا که این موضوع در بر گیرنده حیطه وسیعی از مسائل جنسی و جسمی، نیازها، میل ها و احساسات میباشد.

نیاز جنسی بطور آشکار مفهومی شخصی است. بسیاری از بزرگسالان، تمایلات  جنسی را با رفتارهای جسمانی معنا میکنند. اما باید توجه داشت  که مسائل جنسی میتوانند معانی عاطفی نیزبه همراه داشته باشد. به علاوه برای برخی تمایل جنسی نوعی احساس امنیت، آرامش و تخلیه فشارهای روانی است.

 

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ جمعه 2 اردیبهشت 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()


پیش از آنکه بموضوع اصلی یعنی ((کشورداری داریوش بزرگ)) بپردازیم – باید خاطر خوانندگان محترم را باین نکته مهم متوجه نمایم که از مدارک و آثار آنچه راجع بدوران هخامنشی در دست ماست بیشتر بقلم بیگانگان نوشته شده و طبیعی است که این نویسندگان در آثار و نوشته‌های خود خالی از عرض نمانده‌اند. از طرف دیگر مرزوبوم ایران، این کشور کهن سال ما آسیب و صدمه فراوان دیده است.
روزهای سهمگین فراوان، از قبیل تاخت و تاز اسکندر گجستک، دست یافتن تازیان و حمله مغول و تاخت و تاز اقوام دیگر بر ایران گذشته است و هیچ چیز از روزگاران باستان، آن چنان که باید، بر جای نمانده است و یا اینکه رنگ و روی دیگر بخود گرفته است. اما خوشبختانه در مدت نیم قرن اخیر و با کوشش باستانشناسان، گاه و بیگاه در میان ویرانه‌ها، اسناد و آثاری از روزگاران سرافرازی و عظمت ایران بدست می‌آید چنانکه با خوانده شدن کتیبه‌های هخامنشی بسیاری از نکات تاریک تاریخ ایران هخامنشی روشن شده و آنچه که تا چند ده سال پیش جزو افسانه و باور نکردنی بوده بصورت حقیقت درآمده است. با عرض معذرت و ذکر مقدمه که شاید طولانی هم شد اکنون بموضوع اصلی می‌پردازم.

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ جمعه 2 اردیبهشت 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()



شرق شناسان و مورخان متفق القولند كه ایرانیان نزدیك به ? هزار سال است كه شب یلدا آخرین شب پاییز و آذر ماه را كه درازترین و تاریك ترین شب در طول سال است تا سپیده دم بیدار می مانند، در كنار یكدیگر خود را سرگرم می کنند تا اندوه غیبت خورشید و تاریكی و سردی روحیه آنان را تضعیف نكند و با به روشنی گراییدن آسمان (حصول اطمینان از بازگشت خورشید در پی یك شب طولانی و سیاه كه تولد تازه آن عنوان شده است) به رختخواب روند و لختی بیاسایند.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ جمعه 2 اردیبهشت 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()


تخت جمشید ،مجموعه ای از کاخهای بسیار باشکوهی است که ساخت آنها در سال 512 قبل از میلاد آغاز شد و اتمام آن 150 سال به طول انجامید.تخت جمشید در محوطه ی وسیعی واقع شده که از یک طرف به کوه رحمت و از طرف دیگر به مرودشت محدود است . این کاخهای عظیم سلطنتی در کنار شهر پارسه که یونانیان آن را پرسپولیس خوانده اند ساخته شده است .

ساختمان تخت جمشید در زمان داریوش اول در حدود 518 ق . م ، آغاز شد...

ادامه ی مطلب فراموش نشه...



ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 21 دی 1389 توسط . کردستانی | نظرات ()

"ارتش هخامنشی :
مقارن سال ۵۵۶ پیش از میلاد کوکب سعادت کورش بزرگ سردودمان هخامنش از افق کشور پارس طالع شد و در پرتو فروغ درخشان وجود او امپراطوری با شكوهی تشکیل گردید که تا آن زمان چشم روزگار نظیر آن را ندیده بود. شالوده‌ارتش ایران نیز در همان وقت به دست توانای آن شاهنشاه بزرگ ریخته شد و در اثر فداکاری و جان بازی همان ارتش بود که حدود و ثغور کشور پهناور او همواره در طول چند قرن از تجاوز بیگانگان محفوظ ماند.


سپاه پیاده
بنا به گفته گزنفون، تاریخ‌نگار یونانی، موقعی که کورش بزرگ فرماندهی ارتش پارس را به عهده گرفت، رسته‌ی اصلی ارتش ، پیاده بود که بیش‌تر برای رزم از دور بار آمده و به تیر و کمان و زوبین و فلاخن مسلح بود. کورش برای ایجاد و تقویت روح جنگاوری، به سی هزار نفر از سربازان پارسی که مطابق اصول تربیت کشور پارس دارای خصایل سپاهیگری برجسته‌ایی بودند، دستور دادند اسلحه خودشان را به نیزه و شمشیر تبدیل كنند و به مبارزه از نزدیک و رزم تن به تن خو بگیرند.
 
 
 
  
آن رسته را "پیادگان سنگین اسلحه" مى خواندن و سلاح رسمى ایشان عبارت از یك نیزه بلند و یك
 یا تبرزین بود كه با دست راست به كار مى بردند و یك سپر كوچك كه از تركه محكم بافته شده بود و  شمشیر
  چپ مى گرفتند و به سینه خود هم جوشن مى بستند. سایر افراد پیاده به تیروكمان و فلاخه و در دست
زوبین مسلح بودند كه در میدان رزم به عنوان دسته هاى امدادى به كار مى رفتند
 
 
آنگونه كه از تصاویر و یافته‌های باستان ‌شناسی بر می‌آید، ابزار جنگی این دسته از سپاهیان هخامنشی عبارت بود از: نیزه و تیر، سپرهای كوچك و هلالی بافته شده از نی، سپرهای بیضی شكل دارای یك برآمدگی فلزی در وسط به نام گل سپر كه معمولا تصاویر زیبایی بر آن نقش شده‌اند، سپرهای بزرگ و مستطیلی، دشنه‌های ایرانی كه دسته آنها طبق عادت معمول ایرانیان به صورت سر یك جانور ساخته می‌شد، دشنه‌ای كوتاه به نام «اكیناكه» كه به كمر می‌‌آویختند، چاقوهایی كه دسته آنها به شكل حیوان‌هایی مانند شیر، گاو و بزكوهی ساخته شده بود و كمان كه مشخصه قومیت ایرانی بود، به همراه كمان ‌دانی كه خاص ایرانیان بود.
 
سواره نظام
بنا به گفته گزنفون، کورش در مدت اقامت در دربار ماد و در نخستین برخورد با سوارهای لیدی در نبرد « پتریوم » تشخیص داد که سواران پارس نسبت به سوارهای مادی و به خصوص سوار نظام معروف لیدی خیلی ضعیف‌اند، به همین جهت تعداد سوارهای پارسی را از دو هزار نفر به ده هزار نفر رسانید و برای تشویق و ترغیب جوانان به سواری و سوارکاری، مقرر داشت هر کسی که از دولت اسب می گیرد باید همیشه سواره حرکت کند و به مرکب خود مأنوس و علاقمند بشود و در حسن نگاهداری آن از جان و دل بکوشد و برای سوارکاران خوب امتیازها و جوایزی قائل گردید که در مسابقه‌ها به آنان اعطاء می‌شد.
 
 
 
ارابه‌های داس‌دار
یكی از اختراعات تازه ایرانیان در عصر پرتحرك سده پنجم پیش از میلاد اختراع «ارابه داس دار» بود. این ارابه از هر طرف نیزه و شمشیرهای تهدیدكننده و در مركز چرخ‌ها كاردهای داس مانندی داشت كه نوك بعضی به طرف پایین و برخی دیگر به طرف بالا خمیده بود.
 
 
این كاردها هر چیزی را كه بر سر راه اسب‌های در حال تاخت قرار می‌گرفت،‌تكه‌تكه می‌كرد. در حقیقت ایرانیان پیروزی‌های خود را تا پایان سده چهارم پیش از میلاد مدیون این اختراع‌اند.
بنا به روایت گزنفون تا زمان کورش بزرگ ارابه های جنگی معمول آن دوره را مطابق مرسوم «تروایی‌ها» می‌ساختند و به کار می‌انداختند و این نوع ارابه‌ها بین مادی‌ها و آشوری‌ها و سایر ملت‌های آسیایی معمول شده بود. کورش در ضمن آزمایش آن‌ها دستور داد ارابه های جدیدی بسازند که برای جنگ مناسب‌تر باشد. چرخ‌های آن ارابه‌ها را محکم تر و محور آن‌ها را درازتر از ارابه‌های قدیمی گرفتند تا از خطر خرد شدن چرخ‌ها و واژگون شدن ارابه‌ها بهتر جلوگیری شود.
 
 
 
کرسی راننده‌ی ارابه از چوب خیلی محکم و به صورت برجکی ساخته می‌شد که بلندی آن فقط تا محاذی آرنج‌های راننده می‌رسید تا او در راندن اسب‌ها آزاد باشد. در دو انتهای محور چرخها دو داس آهنی به پهنای دو «ارش» رو به پایین و درست در زیر آن‌ها دو داس دیگر رو به بالا نصب کرده بودند که در موقع تاخت ارابه‌ها این داس‌ها به هر چیزی که برمی‌خوردند از هم می‌شکافتند.
 
 
از ارابه‌های جدید در زمان کورش سیصد دستگاه تهیه شد و به فرمان او محل این ارابه‌ها در آرایش جنگی ، جلو خط اول پیاده نظام بود و مأموریت اصلی آن‌ها تاختن بر روی صفوف دشمن و شکافتن آرایش او و باز کردن راه و هموار ساختن خط سیر پیاده نظام حمله بود. هجوم وحشت آور و برق آسای ارابه‌ها هر گونه مقاومتی را در معبر خود متلاشی می‌ساخت.
ارابه‌های داسدار تا اواخر دوره هخامنشیان در ارتش ایران معمول بوده و در نبرد « گوگمل » یعنی آخرین نبرد داریوش سوم با اسکندر در اردوی ایران دویست ارابه داس‌دار وجود داشته و در این مورد دیودور می گوید: « حمله‌ی ارابه های داس‌دار بسیار وحشت آور و برش داس‌های آن‌ها به اندازه‌ایی تند و تیز بود که افراد پیاده مقدونی را به دو نیم می کرد». به علاوه، در همین نبرد پنجاه فیل جنگی در اردوی داریوش سوم وجود داشته که موجب هراس و واهمه‌ی مقدونیان گردیده است و از قرار معلوم استفاده از فیل در جنگ از موقع تسلط ایران به حبشه و آفریقای شمالی و هندوستان غربی در ارتش ایران معمول شده است.
 
گردونه‌ها
علاوه بر اربه‌های داس‌دار، کورش بزرگ به ابتکار خویش دستور داد گردونه‌ها یا برج‌های چوبی بلند و چرخداری ساختند که هریک دارای هشت مال بند بود و هشت گاومیش به آن‌ها بسته می شد؛ هر برجی به چند خانه تقسیم و در آن بیست تن کماندار قرار می گرفتند.
البته حرکت این گردونه ها کند بود و در موقع جنگ مانند حصاری پشت سر خطوط پیاده نظام صف می کشیدند تا چنان که در اثر شدت فشار دشمن پیاده نظام خودی مجبور به عقب نشینی بشود به محض رسیدن به نزدیکی صف این ارابه‌ها، هم مهاجم ناگهان زیر باران تیرکمانداران ارابه‌ها افتاده و مجبور به توقف گردد و هم پیاده نظام خودی در پناه ارابه‌ها قادر به خودآرایی شود و بار دیگر" به حمله مبادرت کند.
ارتفاع این گردونه‌ها به اندازه‌ای بود که کمانداران از بالای آن‌ها به طور كامل بر دشمن مسلط می‌شدند و بعضی وقت‌ها نیز فرماندهی برای مشاهده‌ی اوضاع صحنه نبرد به یکی از این گردونه‌ها سوار می‌شد و از بالای آن عملیات طرفین را زیر نظر می گرفت.
 
نیروی دریایی
در زمان داریوش بزرگ، شاهنشاه هخامنشی به فکر ایجاد نیروی دریایی افتاد و ابتدا از کشتی‌های مستعمرات یونانی آسیای صغیر و مردم مصر و فینیقیه استفاده كرد. ولی بعد به فرمان شاه در فینیقیه و کاریه و یونیه و سواحل بوسفور کشتی‌هایی ساخته شد که مطابق نوشته‌های هردوت از کشتی‌های یونانی بزرگتر و سرعت سیرشان بیش‌تر بوده است.
به طور کلی کشتی‌های نیروی دریایی هخامنشی بر سه نوع بوده است:
1- کشتی‌های «تری روم» که دارای سه ردیف پارو زن در سه طبقه بوده و كشتی جنگی محسوب می شده است.
2- کشتی‌های دراز مخصوص حمل و نقل اسب‌ها و سوار نظام.
3- کشتی‌های کوچک‌تر برای بارکشی و حمل آذوقه و وسایل اردویی.
ملوانان این کشتی‌ها اغلب از فنیقی‌ها و یونانی‌ها و یا مصری‌ها بودند، ولی افسران آن‌ها همیشه از بین پارسی‌ها و مادی‌ها انتخاب می‌شدند. بطوری که از گفته‌ی مورخ مذکور بر می آید، بارگیری این کشتی‌ها به وزن امروز 5 تا 15 تن بوده است، تعداد کشتی‌های ایران را در زمان خشایارشا چهار هزار فروند ذکر کرده اند.
 
 
 
از روی اطلاعاتی که مورخین مذکور به ما می دهند معلوم می شود که ایرانی‌ها به امر دریانوردی آشنایی داشته‌اند، چنان که در زمان داریوش دو گروه اکتشافی از سواحل بحرالجزایر (دریای اژه) به یونان و ایتالیا و از هند به دریای عمان و بحر احمر و از راه نیل به دریای مغرب فرستاده می شود و در زمان خشایارشا گروهی برای کشف سواحل آفریقا مأمور می شوند.
در دوران هخامنشیان در بعضی از جنگ‌ها دیده می شود از قوای مزدور و اجیر یونانی هم استفاده می‌کرده‌اند و همین موضوع بیش‌تر در سستی انضباط و اختلال ارتش آن دوره ایران دخالت داشته است. چنان که بعدها در جنگ‌های کورش کوچک با اردشیر یا جنگ‌های داریوش سوم با اسکندر نتایج این کار به خوبی معلوم شد.
 
آرایش جنگی
ایرانیان پیش از هر كارزار و پیش از هر اقدامی، ابتدا نقشه جنگی می‌كشیدند و در انجمنی از سران لشكر نقشه را به دقت مورد بررسی قرار می‌دادند. كاری كه بعدها در سراسر دنیا به اصلی مهم در جنگ‌ها بدل شد.
برای این که با شیوه‌ی به كارگیری رسته‌های مختلف در آن دوره آگاه شویم، آرایش جنگی قوای کورش را در نبرد «تمبره» از روی کتاب گزنفون بررسی می‌کنیم:
1. در جلوی جبهه یک‌صد ارابه‌ی داسدار در یک خط.
2. در پشت سر ارابه‌ها در خط اول گروه حمله‌ای مرکب از پانزده هزار پیاده سنگین اسلحه پارسی با آرایشی به عمق دوازده صف؛ پهلوهای این خط در هر طرف با چهار هزار سوار پارسی به عمق چهار صف پوشیده شده بود.
3. زوبین اندازان در خط دوم برای این که زوبین‌های خود را از بالای سر خط اول به مسافت نزدیک پرتاب کنند.
4. کمانداران در خط سوم قرار گرفته بودند و تیرهای خود را از بالای سر افراد خطوط جلو به مسافت دور می انداختند.
5. واحدهای احتیاط که عبارت از نصف دیگر پیاده نظام سنگین اسلحه بود، درخط چهارم قرار داشت.
6. در پشت سر این خطوط برج‌های متحرک یا گردونه‌ها در یک صف قرار داشته و حصار محکم و متینی را تشکیل می‌دادند.
گزنفون در آرایش جنگی کورش از اسواران «جماز» هم ذکری می کند که فقط برای رم دادن اسب‌های لیدی مورد استفاده بود. به گفته‌ی گزنفون علاوه بر پرچم‌هایی که قسمت‌های مختلف هر یک برای خود داشتند، پرچم فرماندهی ایران عبارت از «عقاب زرین» بود که با بال‌های افراشته به چوب بلندی نصب کرده بودند. گزنفون اضافه می کند که در زمان او هم پرچم پادشاهان ایران به همین صورت بوده است.
 
 
سازمان نوین
تشكیلات ارتش در دوره باستان، خصوصا دوره هخامنشی آنگونه كه از منابع یونانی و نیز كتیبه‌ها و الواح هخامنشی بر می‌آید، بسیار سازمان یافته بوده است.
نظام تقسیم ‌بندی این ارتش ده‌ دهی بوده و به گفته مورخان یونانی، این تقسیم ‌بندی بسیار بهتر از تقسیم ‌بندی نظامیان یونان بوده است و گویا تا زمان مغول در سپاهیان آسیایی نظیرنداشته است. ده جنگجو یك دسته را زیر فرمان دهبد (از واژه دثه پیتی) تشكیل می‌داد؛ ده دسته یك گروه می‌شد زیر فرمان صدبد (ثته پیتی)؛ ده گروه یك «هنگ» را به سرداری هزاربد (از واژه هزار پیتیش) می‌ساخت؛ ده هنگ تشكیل یك «لشگر» می‌داد زیر نظر یك بیوربد (بئیورپیتی).مشابه همین تقسیم‌بندی را امروزه نیز در ارتش می‌بینیم. این سازمان ده ‌دهی از راه ایران در سازمان‌های یهودی، ارمنی، یونانی و حتی آلمان قدیم، یعنی گوتیك نیز نفوذ یافت.
بالاترین قدرت نظامی هخامنشیان شش لشكر بود كه با «سپاه جاودان» هفت لشكر را تشكیل می‌دادند و بدین گونه تعداد كل لشكر‌ها به عدد مقدس هفت می‌رسید.
مورخین یونانی براین عقیده هستند که در زمان داریوش اول ارتش ایران سازمان نوینی پیدا کرد و پادگان‌های ثابتی در پایتخت‌های مختلف و مركزهای کشورهای تابع ایران و قلعه‌های مرزی ایجاد شد. داریوش بزرگ ضمن اصلاحاتی در سازمان کشوری ایران از لحاظ سازمان لشکری و گسترش نیروهای انتظامی ، مملکت خود را به پنج منطقه‌ی نظامی تقسیم و فرماندهی هر منطقه‌ایی را به یک سپهسالار تفویض نمود. در پایتخت اصلی ایران، که مقر پادشاه بود، گارد مخصوصی مرکب از دو هزار سوار و دوهزار پیاده از بزرگ‌زادگان پارسی و مادی و شوشی تشکیل یافته بود که از حیث اسلحه و ساز و برگ ممتاز و مأمور حفاظت شاه بودند. اسلحه آنان عبارت از یک نیزه بلند، یک کمان دراز و یک ترکش پر از تیر بود که در مواقع تشریفات، به نوک نیزه‌های بلند سربازان یک گلوله زرین یا سیمین نصب می شد.
داریوش سپاه مخصوص دیگری تشکیل داد که عده‌ی افراد آن به ده هزار نفر می رسید و به ده هنگ تقسیم می شد. این عده را «سپاه جاویدان» می‌خواندند، زیرا هیچ گاه از تعداد آن کاسته نمی شد و به جای کسانی که می‌مردند یا در جنگ کشته می‌شدند، بی‌درنگ کسان دیگری را می‌گماشتند. افراد این سپاه همگی رزم آزموده ودلیر و چالاک و در تیراندازی و سواری سرآمد دیگران بودند.
 

در بررسی ارتش هخامنشی، یكی از جنبه‌های اعجاب بر‌انگیز آن وجود همین سپاه جاودان است. این سپاه ده هزار نفری «سپاه آماده باش» شاهنشاه ایران را تشكیل می‌دادند و نگهبانان شاهی بودند.
تصویر سربازان جاویدان را در نگاره‌های جبهه شرقی آپادانا، یعنی همان نمای اصلی و نخستین تالار بار تخت جمشید، پشت‌ سر شاه كه بر تخت نشسته، در سه ردیف روی هم می‌توان دید. در این تصویر، تعداد حدود صد سرباز به نمایندگی از ده هزار سرباز نقش شده‌اند.
 

لباس بلند چین دار هخامنشی، كفش ایرانی سه‌بندی و نوار بی‌گره دور سر آنان نشان از پارسی بودن این افراد دارد.
ایران‌شناسان از این نقوش نتیجه می‌گیرند كه همه افراد «ده هزار جاودانان» از پارس‌ها بوده‌اند. نیزه دست همه این سربازان در قسمت پایین به یك انار كوچك ختم می‌شود. از این‌رو، یونانیان آنان را «سیب بر» نامیده‌اند.
برهمه سپاه یك «سپاهبد» یا سپهبد (سپادپیتی) فرمان می‌راند كه فرمانده كل گارد جاویدان و دارای قدرت فوق‌العاده‌ای بود. این سپاهبد یا خود شاهنشاه بود و یا توسط شاه از افراد خانواده خود و یا از میان دوستان طرف اعتمادش بر‌گزیده می شد.
 

یكی از خصایص دوره هخامنشی، ‌شركت خود سپاهبدان و سركردگان در نبرد بود و تعداد زیادی از آنان هم در میدان‌های جنگ كشته شدند. مثلا از یازده پسر داریوش بزرگ پنج تن جان خود را در لشكركشی به یونان از دست دادند.
به گزارش استرابون،‌ تاریخدان و جغرافی‌دان یونانی، سربازان ایرانی را از 20 تا 50 سالگی در ارتش به خدمت می‌گرفته‌اند. تمرین‌های سپاهیان ایرانی به ویژه پسران نجبا بسیار دشوار بود و باید انواع ورز‌ش‌ها، ساختن انواع ابزارها، تیراندازی و نیزه ‌پرانی و نیز استقامت در جاهای سخت و راه‌های طولانی را می‌آموختند تا ورزیده شوند و بیش از همه باید حقیقت ‌گویی را می‌آموختند. به هنگام نبرد، سربازان به منظور حفاظت از بدن جوشن نیز می پوشیدند و كلاهی آهنین بر سر می‌گذاشتند.
در زمان داریوش، در مرکز هر یک از کشورهای تابع ایران پادگان‌های ثابتی برای حفظ امنیت و جلوگیری از تجاوز احتمالی همسایگان برقرار شد. عده افراد این پادگان‌ها نسبت به وسعت و اهمیت منطقه تغییر می‌کرد، چنان که هردوت عده‌ی پادگان ایرانی مأمور مصر را 240 هزارنفر ذکر می کند. در قلعه‌های سرحدی هم پادگان‌های ثابتی وجود داشت که ریاست آن با فرمانده قلعه « دژبان » بود.
البته این پادگان‌ها غیر از قسمت‌های سوار و پیاده یی بود که در موقع جنگ از ولایت‌ها احضار می شدند و این قسمت‌ها اغلب تعلیم‌های نظامی مرتبی نداشته و لباس‌ها و سلاح‌های گوناگون و زبان‌ها و عادت‌های مختلف و به فرماندهی رؤسای محلی خودشان داخل ارتش شاه می شدند. به گفته هردوت، تاریخ‌نگار یونانی، این قبیل افراد گاهی فاقد زره و کلاه خود و جوشن بودند و سپرهایشان از ترکه‌ی بافته شده بود و نیزه‌هایشان کوتاه بود.
گزنفون در فصل چهارم کتاب خود موسوم به « اکونومیکز » در این باب این طور می‌نویسد: شاه پارس اهمیت فوق العاده‌ایی به سپاه می‌دهد. بدین معنی که به والیان هر ایالت یا مردمی که خراج می‌دهند امر کرده است که عده‌ایی سوار و تیرانداز وفلاخن دار نگاه دارند و به آنان به خصوص گوشزد کرده که تهیه‌ی این قوا برای حفظ امنیت و دفاع در مقابل دشمن متجاوز تا چه اندازه لازم و ضروری است.
وی ادامه می‌دهد: شاه سوای قوای مزبور، پادگان‌هایی در قلعه‌ها دارد و این قوای مختلف و سپاهیان اجیر را که باید به طور کامل مسلح باشند. شاه همه ساله سان می‌بیند. در موقع سان غیر از پادگان قلعه‌ها که همیشه باید سر پست خود حاضر باشند قسمتهایی هم در میدانی که برای سان معین شده جمع می شوند، واحدهایی که نزدیک مقر شاه هستند از برابر فرستادگان مخصوص شاه می گذرند. در قسمت‌هایی که از حیث اسلحه و وسایل وبه خصوص اسب‌ها مرتب باشند به سر کردگانشان درجه و امتیاز می دهند و برعکس به سرکردگانی که قسمت آنان نامرتب و بد باشد، کیفری سخت مقرر می شود و بیش‌تر این اشخاص را از کار برکنار می‌كنند و کسان دیگری را به جای آنان می گمارند.
بر اساس روایت هردوت و سایر مورخان، این گروه‌های مختلف لشکری هر کدام پرچمی مخصوص به خود داشته‌اند ولی چگونگی این پرچم‌ها را شرح نداده‌اند و بیشتردرباره‌ی پرچم فرماندهی سخن رانده‌اند که چنان که ذکر شد به شکل عقاب طلایی با بال‌های افراشته بر بالای چوب بلندی نصب می کردند یا روی گردونه شاهی می افراشتند.

لباس و تداركات
از نوشته های مورخین یونانی بر می آید که لباس‌های افراد نظامی مختلف و در هر یک از ملت‌ها و طایفه‌های تابع ایران به شکل لباس معمول همان ملت یا طایفه بوده است و به طور عموم عبارت از یک قبای دراز که تا پایین زانو می‌رسیده و روی آن کمربند یا شالی بسته می شده و شلوار که تا ساق پاها را می پوشانیده است. کلاه افراد به طور معمول از نمد مالیده و محکم و به شکل گرد (پارسی‌ها) یا چند ترک (مادی‌ها) یا دراز و نوک تیز ( سکاها ) بوده است.
در حمله به دشمن نواختن کرنا و سرنا معمول بوده و هنگام هجوم تمام افراد با هم هرای می کشیدند. بنابر آن چه که هردوت از اردو کشی خشایارشاه به یونان تعریف می کند  علاوه بر آذوقه و علیق چند روزه که در بنه ‌های جنگی با عده‌ها همراه بود، در طول راه تشکیل مراکز تدارکاتی و تهیه انبارهای آذوقه و علیق و همچنین ساختن جاده‌های نظامی و پل‌های موقتی و قایقی روی رودخانه‌ها و نیز ریختن درخت‌های جنگل برای باز کردن راه عبور قشون متداول بوده است.
بنابراین، عملیات مربوط به « رکن چهارم » در آن دوره با حسن وجوه انجام می یافته چنان که اردوکشی خشایارشا را به یونان بعدها به خصوص از لحاظ امور مربوطه به رکن چهارم مورد مطالعه و تحقیق قرار داده‌اند. به طور کلی مورخین و فرماندهانی که از روی گفته‌های هردوت پیرامون این قضیه تحقیق و تعمق کرده اند، اردوکشی خشایارشا را به یونان از وقایع مهم تاریخ به شمار آورده‌اند و همه بر این عقیده هستند که از لحاظ استراتژی از عملیات نظامی برجسته و بی نظیر عهد قدیم است.

خبررسانی و ارتباط
از کارهای دیگر دوران پادشاهان هخامنشی که از نظر نظامی شایان اهمیت است، یکی ساختن جاده‌ها برای برقراری ارتباط بین ایالت‌ها و مرکز و بین خود آن‌ها و همچنین برای سهولت نقل و انتقال نیروهای نظامی از پادگان‌های مختلف به جبهه جنگ است که اغلب مورخان یونانی به خصوص هردوت از خوبی این جاده‌ها تعریف می‌کنند.
دیگری ایجاد وسایل خبررسانی از جمله چاپارخانه‌های متعدد شامل تعداد زیادی از اسب‌های بادپا و چابک ‌سواران زبردست بود که احكام‌ و فرمان‌های نظامی را به سرعت و دست به دست به مقصد می‌رساندند. پیك‌های شاهی در راه‌های بزرگ هر ساعت اسبی را كه تاخته بودند،‌ با اسب‌های تازه نفس عوض می‌كردند و به این ترتیب، پیام‌ها را با شتابی خارق‌العاده از جایی به جای دیگر می‌رسانیدند.
هرودوت درباره‌ سرعت حرکت چاپارهای هخامنشی چنین روایت می کند: «هیچ جنبنده‌ایی را نمی توان فرض نمود که چالاک‌تر و سریع‌تر از این چاپارها طی طریق بنماید.»
در زمان هخامنشیان روی خطوط ارتفاعی که چشم اندازی به یکدیگر داشته چهارطاقی‌ها و برج‌هایی می‌ساختند که اخبار و فرمان‌های فوری را با روشن کردن آتش روی آن‌ها با نشانه‌های مخصوص به یکدیگر مخابره می کردند. چنان که هردوت در چند مورد به مخابره با آتش اشاره
می كند، از جمله به مخابره خبر فتح آتن از طریق جزیره‌های سیکلاد به سارد.
امروز هم در بعضی نقاط ایران و بیشتر در نواحی جنوب، خرابه های این چهارطاقی ها و برجها که به نظر می‌رسد برای مخابره با آتش بوده، روی ارتفاعات موجود و نمایان است.

بازرسان شاه
از جانب پادشاهان هخامنشی برای هر ایالتی دو نفر بازرس معین شده بود که از بین اشخاص اصیل و مجرب و مورد اعتماد انتخاب می شدند و به منزله چشم و گوش شاه بودند و کلیه مشاهده‌های خود را درباره‌ی وضع مأمورین کشوری و لشکری به وسیله چاپار مخصوص و به طور مستقیم برای شاه می فرستادند. وجود همین اشخاص بود که مانع می شد در جریان کارهای لشکری و کشوری کمتر انحرافاتی رخ بدهد و این بازرسان همراه خود قوه اجرایی نیز داشتند.

انضباط
راجع به انضباط ارتش در دوره‌ی هخامنشی نهایت مراقبت و سخت‌گیری به عمل می‌آمد، مجازات‌هایی که برای جرم‌های نظامی بخصوص خیانت به شاه و مملکت وضع شده بود به شدت اجرا می شد. در عین حال نسبت به عملیات قضات نیز توجه خاصی داشتند و هر قاضی که بر خلاف عدالت حکم می داد. تحت تعقیب قرار می گرفت. به همین جهت مطابق روایات پلوتارک و دیودور قضات از بین رؤسای خانواده‌های درجه اول که در پارس همیشه مورد احترام و ملاحظه بودند، انتخاب می شدند و حتی در شورای نظامی هم از وجود ایشان استفاده می گردید.

از توصیفات سپاهیان و ارتش كه در دوره هخامنشی بگذریم، آنچه در تاریخ جنگ‌های هخامنشی و در طول تاریخ ایران شاخص و مایه مباهات هر ایرانی است،‌ روح فتوتی است كه در میان سپاهیان ایران بود و نمود اعلای آن را در شخصیت كورش كبیر می‌توان یافت. ایرانیان به هر دشمنی كه پناه و زنهار می‌خواست، روی خوش نشان می‌دادند و معمولا تقاضایش را می‌پذیرفتند و با زندانیان با محبت رفتار می‌كردند. با نجبا و شاهان اسیر شده رفتاری شایسته آنان در پیش می‌گرفتند.
كورش همه شاهانی را كه از وی شكست می‌خوردند،‌ تكریم می‌كرد و به آنان زمین و ملك یا حتی حكومت ناحیه‌ای را می‌بخشید تا در آسایش زندگی كنند. جوانمردی وی چنان بود كه دشمنان سرسختش تبدیل به دوستانی وفادار و دلسوز شدند. نمونه بارز این شاهان می‌توان به كرزوس، شاه لیدی، اشاره كرد. روحیه‌ای كه در تاریخ ایران تداوم پیدا كرد و در قالب چهره‌های پهلوانی و پس از اسلام، عیاری، بارها و بارها ظهور كرد.

"




درباره وبلاگ
سلام دوست عزیز به وبلاگ خودتون خوش امدید . تو این وبلاگ هر چی بخواهید پیدا میشه . فقط خوب بگردید.
Iranbloglist.comوبلاگ برتر را انتخاب کنید.
موضوعات
آخرین مطالب
نظر سنجی
دوست عزیز نظرت راجب وبلاگ چیه




نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
پیوندهای روزانه

 

گالری عکس
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن می باشد.

قالب وبلاگ

پیامک عاشقانه