منبع اطلاعاتی مفید
مقالات ، ادبیات ، عکس ، آموزشهای زناشویی ، موارد جنسی و............
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 26 اردیبهشت 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

این قلب من یک امانت است از طرف من به تو تا لحظه ای که نفس میکشم
احساسات من امانتیست به تو از طرف قلبم تا لحظه ای که جان دارم.

برای خواندن متن به ادامه مطلب مراجعه کنید.

این قلب من یک امانت است از طرف من به تو تا لحظه ای که نفس میکشم
احساسات من امانتیست به تو از طرف قلبم تا لحظه ای که جان دارم.
این عشقم امانتیست از طرف قلبم تا لحظه ای که تو را دارم.
بپذیر از من ، آنچه که میتوانم در راه عشقت فدا کنم.
 مرا ببخش اگر جز این امانتی چیزی در وجودم ندارم.
همین قلب را دارم که آن هم روزی فدایت میکنم .
همین چشمها را دارم که در راه عشقت جز اشک ریختن هیچ کاری ندارد.
احساساتم نیز که در راه عشق تو ،تنها برای تو است.
کاش میتوانستم پرواز کنم و ستاره ها را برایت بچینم ، کاش میتوانستم خورشید شوم و برای تو بتابم ، کاش میتوانستم قطره ای شوم و بر روی تو ببارم ، کاش میتوانستم همچو آسمان سرپناه تو باشم.
همین قلب را که دارم ، انگار تو را دارم ، میخواستم قلبم را به تو هدیه دهم ترسیدم از فردا که این هدیه را دور بیندازی ،آن را به تو امانت دادم که اگر روزی خواستی آن را به من پس دهی تو درون آن باشی.
پس دیگر حرفی ندارم، من عاشقم، جز ماندن راهی ندارم.
تو همیشه در قلب منی ، لایق باشی یا نباشی همه هستی منی.
همین که تو را دارم ، انگار همه چیز را دارم دیگر هیچ چیز از خدا نمیخواهم.
اگر خدا به من قلبی داد برای زندگی کردن آن را به تو امانت دادم ، حالا دیگر هیچ کسی جز تو ندارم.
حالا که دیگر قلبم را به تو امانت دادم اگر زنده ام به این خاطر است که در قلب تو هستم.
پس تا لحظه ای که نفس میکشی من زنده ام ، تا لحظه ای که عاشقی ، من عاشقم و تا لحظه ای که تو را دارم ، تا ابد دوستت دارم.




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 26 اردیبهشت 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

فریاد زدم دوستت دارم صدایم را نشنیدی
اعتراف کردم که عاشقم ، جرم مرا باور نکردی

برای خواندن متن به ادامه مطلب مراجعه کنید.

فریاد زدم دوستت دارم صدایم را نشنیدی
اعتراف کردم که عاشقم ، جرم مرا باور نکردی
گفتم بدون تو میمیرم ، لبخندی تلخ زدی
از دلتنگی ات اشک ریختم ، چشمهای خیسم را ندیدی.
چگونه بگویم که دوستت دارم تا تو نیز در جواب بگویی که من هم همینطور.
چگونه بگویم که بی تو این زندگی برایم عذاب است ، تا تو نیز مرا درک کنی.
صدای فریادم را همه شنیدند به جز او که باید میشنید.
اشکهایم را همه دیدند و دلهایشان برایم سوخت ، اما تو که چشمهای خیسم را دیدی دلت برای خودت سوخت.
آشیانه ای که در قلبت ساخته ام تبدیل به قفسی شده که تا آخر در اینجا گرفتارم.
گرفتار عشقی که باور ندارد مرا ، فکر میکند که این عشق مثل عشقهای دیگر این زمانه خیالیست ، حرفهای من بیچاره دروغین است.
حالا دیگر آموخته ام که کلام دوستت دارم را بر زبان نیاورم ، دیگر اشک نریزم و درون خودم بسوزم اگر دلتنگت شدم با تنهایی درد دل کنم و اگر مردم نگویم که از عشق تو مردم .
اما رفتنم محال است ، تو به انتظار ننشین که التماس تو کردن خیال است
عشق که آمد ، دیگر رفتنی نیست ، جنون که آمد ، عقل در زندگی حاکم نیست.
آنقدر به پایت مینشینم تا بسوزم، تا ابد به عشقت زندگی میکنم تا بمیرم .
گرچه لایق این عشق نیستی ، اما قلب مجنونم تو را لایق میداند.
گرچه برایت هیچ ارزشی ندارم ، اما عشق برای من با ارزش است.




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 26 اردیبهشت 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()



شبم به حسرت و روزم در انتظار گذشت تمام مدت عمرم در این دو کار گذشت
 

خوش به حال آسمون که هر وقت دلش بگیره بی بهونه می باره … به کسی توجه نمی کنه … از کسی خجالت نمی کشه … می باره و می باره و … اینقدر می باره تا آبی شه … ‌آفتابی شه…!!! کاش … کاش می شد مثل آسمون بود … کاش می شد وقتی دلت گرفت اونقدر بباری تا بالاخره آفتابی شی … بعدش هم انگار نه انگار که بارشی بوده … انگار نه انگار که غمی بوده … همه چیز فراموشت بشه …!!! کاش می شد 
 

اگر سهم من از این همه ستاره فقط سوسوی غریبی است، غمی نیست. همین انتظار رسیدن شب برایم کافیست
 

وقتی گلدان شکست مادرم گفت حیف بود پدرم گفت قشنگ بود خواهرم گفت مال من بود برادرم گفت گرون بود مادر بزرگم گفت دوستش داشتم ولی وقتی دلم شکست کسی آه هم نگفت
 

وقتی به آسمون نگاه میکنی، دوست داری کدوم ستاره مال تو باشه؟ به اونی که کم نور تره قانع باش چون اونی که پر نور تره را، همه نگاه میکنن
 

به او گفتم غمگین ترین ترانه
را برایم بخوان
 چشمهایش را بست و آرام
گریست,گریست,گریست
 

آدم های اطرافتو همون طور که هستند ببین نه اون طوری که خودت می‌خوای
 

و در پایان…انیشتین می گوید
زندگی مثل دوچرخه سواری است برای حفظ تعادل باید حرکت کرد.




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 26 اردیبهشت 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()


من پذیرفتم که عشق افسانه است این دل درد آشنا دیوانه است می روم شایدفراموشت کنم با فراموشی هم آغوشت کنم می روم از رفتن من شاد باش
از عذاب دیدنم آزادباش گر چه تو تنها تر از ما می روی آرزو دارم ولی عاشق
شوی آرزو دارم بفهمی درد را تلخی بر خوردهای سرد را
 

:*: :*:
من پذیرفتم که عشق افسانه است این دل درد آشنا دیوانه است می روم شاید
فراموشت کنم با فراموشی هم آغوشت کنم می روم از رفتن من شاد باش
از عذاب دیدنم آزادباش گر چه تو تنها تر از ما می روی آرزو دارم ولی عاشق
شوی آرزو دارم بفهمی درد را تلخی بر خوردهای سرد را
 
 
:*: :*:
اگه از بوی گلی خوشت نیومد تو رو خدا شاخه هاشو نشکون
 
 
:*:  :*:

 
میروی و من فقط نگاهت میکنم تعجب نکن که چرا گریه نمیکنم بی تو، یک عمر
فرصت برای گریستن دارم اما برای تماشای تو، همین یک لحظه باقی است
و شاید همین یک لحظه اجازه زیستن در چشمان تو را داشته باشم
 

:*:  :*:

 
این عشقی که به من بخشیدی برای همیشه زنده خواهد ماند تو همیشه آنجا
هستی ،هنگامیکه فرو افتم ضعف مرا می ستانی و به من نیرو وقدرت می بخشی
و برای همیشه دوستت خواهم داشت و در کنارت می مانم همچو فانوسی در تاریکترین شبها بالهایی خواهم بود، که در طول پرواز یاری ات خواهم کرد و در طوفان
سر کش ،سر پناهی برای تو خواهم بود

 
:*: :*:

 
قدر دست هایم را بیشتر دانستم و قدر چشم هایم را و تازه فهمیدم چه شکوهی دارد… ایستادن بر روی دو پا آن لحظه که…به زمین خوردم!!!
 

:*: :*:

 
به او بگویید دوستش دارم، به او که قلبش به وسعت دریاییست که قایق کوچک
دل من درآن غرق شده، به او که مرا از این زمین خاکی به سرزمین نور و شعر
و ترانه برد، و چشمهایم را به دنیایی پر از زیبایی باز کرد

 
:* :*:

 
کسی هست درین شهر هواخواه نگاهت نشسته است نگاهی
غریبانه به راهت مبادا که نیایی…
 
 
:*: :*:
آنقدر رفته ای که تمام درهای باز مانده به یاد تو روی پاشنه های انتظار پوسیده اند…

 
:*: :*:
 

خندیدم ، خندید … اشکهام را افتاد ، اونم شرشر گریه کرد !! دلم براش سوخت
نازش کردم اما دستم سوخت !؟ آخه دلش گــر گرفته بود
 

:*:  :*:
به او بگویید دوستش دارم، به او که صدای پایش را میشنوم، به او که لحن کلامش
را میشناسم ، به او که عمق نگاهش را میفهمم، به او که …..
 




ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 26 اردیبهشت 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()


تو به من خندیدی
و نمیدانستی من به چه دلهره
از باغچه همسایه سیب را دزدیدم
باغبانی از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلوده به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی هنوز سالهاست
گردش گام تو تکرار کنان میدهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق این پندارم که
چرا خانه کوچک ما سیب نداشت


چقدر سخته تو چشمهای کسی که تمام عشقت رو دزدیده وبه جاش یه زخم همیشگی رو قلبت هدیه داده زل بزنی وبه جای انکه لبریز از کینه و نفرت بشی،حس کنی هنوزم دوسش داری. چقدر سخته توخیالت ساعت ها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدش هیچ چیزی به جز سلام نتونی بگی….. چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه، اما مجبور باشی بخندی تانفهمه هنوزم دوسش داری


همیشه آرام هستی و صبور روزها در این خانه دلتنگ چشم انتظار تو هستم و وقتی از همه نامهربانی هاخسته می شوم ، زانوانت را می جویم … که سر بر آنها بگذارم و آغوش گرمت را که در آن آرام بگیرم…
 

 
در کلبه کوچک قلبم ،برایت، مرکبی از غرور و محبت مهیا می کنم تا تکسوار دریای بی انتهای عشقم گردی .اگر رفتی و مقصد گمشده را نیافتی تو را به خدا سوگند می دهم به کلبه کوچک قلبم بازگردی ! چشم به راه توام …


 
یاد تو مثل خورشیدی در شبهای تنهایی ام می درخشد و همه ی ستارگان را مجاب می کند وقتی تو باشی ، شب قابل تحمل است . تو یک رویای ندیده ای . سر به دیوار مهرت می گذارم و پشت نرده های خیال یک آرزو آنقدر می نشینم و آنقدر می نویسم تا …


می خواستم بروم تا انتهای عدم ، می خواستم نیست شوم ، گم شوم.قلب شیشه ای غرورم افتاد و شکست . حتی آهی نکشیدم چون زندگی را با حضور ت دوست دارم . تو را قسم می دهم به شبنم های شفاف ، به صداقت یاس ، تو را قسم می دهم به پاکی و محبت که بمانی
تو را قسم می دهم به آب و آیینه که بمانی … همه رفتند ، تو بمان …


ای آبی ترین صبح ، تو از تبار بهاری و من از قبله پاییز .زیر این حجم سنگین تنهایی ، در میان کوچه های گمنام زندگی به تو می اندیشم. سالهاست که اشک دیدگانم ارمغان کویر گونه هایم شده است . تو نمیدانی کوچه باغ خاطره پر از پاییز شده است ، پر از سکوت تنهایی …


برای داشتن چیزی که تا بحال نداشته اید باید کسی باشید که تا بحال نبوده اید.
 

 
مگذار که عشق ، به عادت دوست داشتن تبدیل شود! مگذار که حتی آب دادن گل های باغچه به عادت آب دادن گل های باغچه تبدیل شود ! عشق ، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتن دیگری نیست . پیوسته نو کردن خواستنی است که خود پیوسته خواهان نو شدن است و دگرگون شدن تازگی ، ذات عشق است و طراوت ، بافت عشق چگونه می شود تازگی و طراوت را از عشق گرفت و عشق همچنان عشق بماند ؟


در پناه حضور سبز تو ، طوفان غم ، مرا جا می گذارد . در کنارت ژرفای آرامش را احساس میکنم و بی تو سیل بی رحم تنهایی مجالم نمی دهد




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 26 اردیبهشت 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()


کاش می شد بار دیگر سرنوشت را از سر نوشت/ کاش می شد هرچه هست بر دفتر خوبی نوشت/ کاش می شد از قلمهایی که بر عالم رواست با محبت ،با وفا،با مهربانیها نوشت/ کاش می شد اشتباه هرگز نبودش درجهان/داستان زندگانی را بی غلط حتی نوشت/ کاش دلها از اول مهمور حسرتها نبود/کین ای همه ای کاش ها را بر دفتر دلها نوشت


مرا بخوان امشب که سودای تورا دارم….در این رهسپار زندگی نیاز مبهمی دارم


مرگ آن نیست که در قبر سیاه دفن شوم مرگ آن است که از خاطر تو با همه ی خاطره ها محو شوم


خندیدن یک نیایش است . اگر بتوانی بخندی ?یاد گرفته ای که چگونه نیایش کنی .


پاییز آمد و باغ دل ما برگریزان شد ….
خش خش برگاش ، بارون با اون رنگین کمونش چه نازه با یار دلنشینش .
یه سال دیگه هم سپری شد و هنوز …


ضرب المثل چینی: «برنج سرد را می‌توان خورد، چای سرد را می‌توان نوشید، اما نگاه سرد
را نمی‌توان تحمل کرد


من وتو افسانه بودیم
فرقمون با قصه اینجاست
تو منو هیچ وقت نخواستی
اما شاهزاده ی قصه
پسر فقیرو می خواست


دستهایم را در خاک خواهم کاشت
سبز خواهد شد
می دانم…
می دانم….


مرا اندکی دوست بدار ولی طولانی


کسی در باد می خواند تو را تا اوج می خواهم برای ناز چشمانت چه بی صبرانه می مانم د لم تنگ است و بی یادت در این غربت نمی مانم تو هستی در وجود من تو را هرگز نمی رانم 


حالا باز دوباره بارون می خوره رو تن شیشه
آخه چی کم شده از تو که می ری واسه همیشه




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 25 اردیبهشت 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

آدم ها عوض می شوند و فراموش می کنند این را به هم بگویند. 

people change and forget to tell each other(Lillian Hellman) 

شراکت لذت را دوچندان می کند و غم را نیمه. 

shared joy is a double joy;shared sorrow is a half sorrow(Swedish Proverb) 


آدم ها آن چیزی نیستند که در آخرین مکالمه شان با شما به نظر می آیند. 

بلکه همانی هستند که در طول مدت رابطه تان شناخته اید. 

a person isn't who they are during the last conversation you had with them;they 

 are who they have been throughout your whole relationship(Rainer Maria Rilke)  

 

اگر چیزی را دوست ندارید تغییرش دهید. اگر نمی توانید تغییرش دهید به جای نق زدن ذهنیت تان را عوض کنید. 

if you don't like something,change it. if you can't change it, change your  

attitude.don't complain(Maya Anjelou)  

 

عشق یا وجود دارد یا ندارد. 

اما عشق رقیق هم اصلا عشق نیست. 

 love is or it ain't.thin love ain't love at all(Toni Morisson)

 

همان جا که هستی با همان چیزهایی که داری همان کاری که از دستت  

ساخته را انجام بده. 

do what you can,with what you have,where you are(Theodore Roosevelt) 

 

خودت باش.بقیه نقش ها همه گرفته شده اند. 

be yourself;everyone else is already taken(Oscar Wilde) 

 

اگر در کاری تبحر دارید هرگز مجانی انجامش ندهید. 

if you are good at something,never do it for free(The Dark Knight-Christopher Nolan)




ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 22 اردیبهشت 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

ای عشق کیستی

از همه پرسیدن عشق چیست....؟؟؟؟ 

از کودکی پرسیدن عشق چیست ؟ گفت........بازی  

از نوجوانی پرسیدن عشق چیست؟ گفت.......  کینه.

زجوانی پرسیدن عشق چیست ؟ گفت .........   پول وثروت.   

 از پیری  پرسیدن عشق چیست؟  گفت............   عمر  

ازگل پرسیدن عشق چیست ؟ گفت  .......از من خوشبوتر. 

از پروانه پرسیدن عشق چیست ؟گفت.......... از من زیباتر . 

از خورشید پرسیدن عشق چیست؟ گفت .......از من سوزانتر.  

...   ودر آخر از خود عشق پرسیدن ..؟؟؟؟؟ 

ای عشق تو کیستی ؟؟گفت به خدا قسم نگاهی بیش نیستم.




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 22 اردیبهشت 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()
  • همیشه چشمام به قلبم حسودیشون می شه چون تو همیشه در قلبمی ولی از چشمام دوری

 

  • دوست آن نیست که هر لحظه کنارت باشد دوست آن است که هر لحظه بیادت باشد

 

  • عشق یعنی بزرگ کردن یک نفر به اندازه دنیا و کوچک کردن دنیا به اندازه یک نفر

 

  • گاهی مسیر دلپذیر تر از مقصد است

 

  • قلبم دست توست . مواظب باش نیفته که می شکنه .بخاطر قلبم نمی گم گه شکستنی است بخاطر تو می گم که توش هستی

 

  • همیشه از کسی متنفر هستیم که زمانی دوستش بودیم

 

  • همانطور که به زیبایی تو خیره شده ام ، با خود می اندیشم ، هرگز فرشته ای را دیده ام که در ارتفاعی چنین پایین پرواز کند .

 

  • عشق مانند غنچه گل سرخ است ، می تواند پر از شکوفه شود یا به آرامی بمیرد .

 

  • بعضی از انسانها برای بدست آوردن عشق می میرند و بعضی برای از دست دادن آن .

 

  • بهتر است منفور باشی به خاطر چیزی که هستی تا محبوب باشی به خاطر چیزی که نیستی

 

  • عشق با چشم هایش نمی بیند بلکه با فکرش می بیند از این رو خدای عشق بال زد و تار یکی را ترسیم کرد .

 

اگر زمانی که به تو می اندیشم ، تک گلی بود ، می توانستم تا ابد در باغ افکارم قدم بزنم



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 22 اردیبهشت 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()
- تو آسمون عاشقی ستاره پیدانكنی / مدیون اشكای منی اگه فراموشم كنی

- بس که در تدبیر فردا مانده ایم/با همیم اما چه تنها مانده ایم/در کلاس جمع و تفریق زمان/عاشقیم اما تنها مانده ایم

- اندکی آهسته تر زیر این باران بمان ، ابر را بوسیده ام تا بوسه بارانت کند

- سودای دلم قسمت هر بی سر و پا نیست / خوش باش که یک لحظه دلم از تو جدا نیست

- من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی ، ولی با خفت و خواری ، پی شبنم نمیگردم...

- با خون غم نوشتم غربت مکان ما نیست / از یاد بردن دوست ، هرگز کار ما نیست . . .

- جفایت با وفایت هر دو نیکوست / تو را هر جا که باشی دارمت دوست . .

- زدی تیری به قلبم رد نکردم / جدائی را تو کردی ، من نکردم . . .




ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 22 اردیبهشت 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

یار من خیلی خوبه
تازه رسیده از گرد راه نشسته زیر پای یار
هی میزاره قرار مدار ای دل من به روم نیار
نگاش نکن دلش خوشه شاهنومه اخرش خوشه
نگاش نکن دلش خوشه شاهنومه اخرش خوشه
یار که دلش مهربونه امشب عذابش نمیده
حرفاشو خوب گوش میکنه فردا جوابش نمیده
نگاش نکن دلش خوشه شاهنومه اخرش خوشه
نگاش نکن دلش خوشه شاهنومه اخرش خوشه
یار من خیلی خوبه
یار من خیلی خوبه
دل که به هر کس نمیده
گوش به حرفهای پوچ هر کسو ناکس نمیده
اون ازین حرفای عاشقونه خیلی شنیده
عاشق رندو زرنگو سینه چاک خیلی دیده
یار من خیلی خوبه
یار من خیلی خوبه
دل که به هر کس نمیده
گوش به حرفهای پوچ هر کسو ناکس نمیده
اون ازین حرفای عاشقونه خیلی شنیده
عاشق رندو زرنگو سینه چاک خیلی دیده
عاشق رندو زرنگو سینه چاک خیلی دیده

یار من خیلی خوبه
یار که دلش مهربونه امشب عذابش نمیده
حرفاشو خوب گوش میکنه فردا جوابش نمیده
نگاش نکن دلش خوشه شاهنومه اخرش خوشه
نگاش نکن دلش خوشه شاهنومه اخرش خوشه
یار من خیلی خوبه
یار من خیلی خوبه
دل که به هر کس نمیده
گوش به حرفهای پوچ هر کسو ناکس نمیده
اون ازین حرفای عاشقونه خیلی شنیده
عاشق رندو زرنگو سینه چاک خیلی دیده

یار من خیلی خوبه
یار من خیلی خوبه
دل که به هر کس نمیده
گوش به حرفهای پوچ هر کسو ناکس نمیده
اون ازین حرفای عاشقونه خیلی شنیده
عاشق رندو زرنگو سینه چاک خیلی دیده
عاشق رندو زرنگو سینه چاک خیلی دیده

یار من خیلی خوبه
یار من خیلی خوبه
یار من خیلی خوبه




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 22 اردیبهشت 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

 خدایا!
این دل شکسته را جز دستهای مهربان تو درمانی نیست واین دست بسته را جز از ابر احسان تو بارانی ، نه.

خدایا !
این جگر سوخته در آتش هجرانت را واین جان گداخته در زیر تشعشع سوزان فراقت را هیچ چیزجز خنکای نسیم وصل تو آرام نمی‌کند .

خدایا !
تب دیدار تو را چه درمان خواهد جز دیدار تو؟  و زخم عمیق و کاری گناه را بر جای جای روح دردمندم چه چیز جز غفران تو التیام خواهد بخشید.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 22 اردیبهشت 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()
اگر می دانی در این جهان كسی هست
كه با دیدنش رنگ رخسارت تغییر می كند
وصدای قلبت آبرویت را به تاراج میبرد ،
مهم نیست كه او مال تو باشد ،
مهم این است كه فقط باشد :
زندگی كند ، نفس بكشد
و لذّت ببرد .



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 22 اردیبهشت 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

در یک روز خزان پاییزی پرستویی را در حال مهاجرت دیدم به او گفتم:
چون به دیاریارم میروی به او بگو دوستش دارم
ومنتظرش می مانم. بهار سال بعد پرستو نفس نفس زنان آمد و گفت:
دوستش بدار ولی منتظرش نمان

_________________
میگریم در اشکهایم تو را میبینم اشک هایم را پاک میکنم تا کسی تو را نبیند

خیلی سخته که بغض داشته باشی ، اما نخوای کسی بفهمه... خیلی سخته که عزیزترین کست ازت بخواد فراموشش کنی... خیلی سخته که سالگرد آشنایی با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگیری... خیلی سخته که روز تولدت، همه بهت تبریک بگن، جز اونی که فکر می کنی به خاطرش زنده ای... خیلی سخته که غرورت رو به خاطر یه نفر بشکنی، بعد بفهمی دوست نداره... خیلی سخته که همه چیزت رو به خاطر یه نفر از دست بدی، اما اون بگه : دیگه نمی خوامت!




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 18 اردیبهشت 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

1- آرزو دارم روزی این حقیقت به واقعیت مبدل شود که همه‌ی انسان‌ها برابرند. (مارتین لوتر‌کینگ)
2- بهتر است روی پای خود بمیری تا روی زانو‌هایت زندگی کنی. (رودی)

از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر    یادگاری که برین گنبد دوار بماند

3- قطعاً خاک و کود لازم است تا گل سرخ بروید. اما گل سرخ نه خاک است و نه کود (پونگ)
4- بر روی زمین چیزی بزرگتر از انسان نیست و درانسان چیزی بزرگتر از فکر او. (همیلتون)
5- عمر آنقدر کوتاه است که نمی‌ارزد آدم حقیر و کوچک بماند. (دیزرائیلی)
6- چیزی ساده تر از بزرگی نیست آری ساده بودن همانا بزرگ بودن است. (امرسون)

7- به نتیجه رسیدن امور مهم ، اغلب به انجام یافتن یا نیافتن امری به ظاهر کوچک بستگی دارد. (چاردینی)
8- آنکه خود را به امور کوچک سرگرم می‌کند چه بسا که توانایی کارهای بزرگ را ندارد. (لاروشفوکو)
9- اگر طالب زندگی سالم و بالندگی‌ می باشیم باید به حقیقت عشق بورزیم. (اسکات پک)
10- زندگی بسیار مسحور کننده است فقط باید با عینک مناسبی به آن نگریست. (دوما)
11- دوست داشتن انسان‌ها به معنای دوست داشتن خود به اندازه ی دیگری است. (اسکات پک)
12- عشق یعنی اراده به توسعه خود با دیگری در جهت ارتقای رشد دومی. (اسکات پک)
13- ما دیگران را فقط تا آن قسمت از جاده که خود پیموده‌ایم می‌توانیم هدایت کنیم. (اسکات پک)
14- جهان هر کس به اندازه ی وسعت فکر اوست. (محمد حجازی)



ادامه مطلب
(تعداد کل صفحات:6)      [ ... ]   [ 2 ]   [ 3 ]   [ 4 ]   [ 5 ]   [ 6 ]  
درباره وبلاگ
سلام دوست عزیز به وبلاگ خودتون خوش امدید . تو این وبلاگ هر چی بخواهید پیدا میشه . فقط خوب بگردید.
Iranbloglist.comوبلاگ برتر را انتخاب کنید.
موضوعات
آخرین مطالب
نظر سنجی
دوست عزیز نظرت راجب وبلاگ چیه




نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
پیوندهای روزانه

 

گالری عکس
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن می باشد.

قالب وبلاگ

پیامک عاشقانه

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات