منبع اطلاعاتی مفید
مقالات ، ادبیات ، عکس ، آموزشهای زناشویی ، موارد جنسی و............
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 2 شهریور 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

 

از کسی که دوستش داری ساده دست نکش. شاید دیگه هیچ کس رو

 مثل اون دوست نداشته باشی و از کسی هم که دوستت داره بی تفاوت

 عبور نکن .چون شاید هیچ وقت ،هیچ کس تو رو مثل اون دوست

 نداشته باشد.

ای بسته به تارو پودم من لایق عشق تو نبودم عشقی که نهفته در دلم

 بود در راه محبت تو کم بود.


بچه بودم فقط بلد بودم تا 10 بشمرم نهایت هر چیزی همین 10 تا بود

 از بابا بستنی که می خوا ستم10 می خواستم مامانو 10 تا دوست

 داشتم خلا صه ته دنیا همین 10 تا بود و این 10 تا خیلی قشنگ بود

 حالا نمی دونم که دنیا چقدره نهایت دوست داشتن چندتاست ده تا




ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 2 شهریور 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

اگه روزی شاد بودی، بلند نخند كه غم بیدار نشه و اگه یه روز غمگین

 بودی، آرام گریه كن تا شادی ناامید نشه اگر میدانستی که چقدر

 دوستت دارم هیچ گاه برای امدنت باران را بهانه نمی کردی رنگین

 کمان من.

 

از کسی که دوستش داری ساده دست نکش. شاید دیگه هیچ کس رو

 مثل اون دوست نداشته باشی و از کسی هم که دوستت داره بی تفاوت

 عبور نکن .چون شاید هیچ وقت ،هیچ کس تو رو مثل اون دوست

 نداشته باشد. 





ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 2 شهریور 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

 

واسه شكستن یه دل فقط یه لحظه وقت می خواد.اما واسه اینكه ازدلش 

 در بیاریشاید هیچ وقت فرصت نداشته باشی... میشه مثل یه قطره

 اشك بعضی ها رو از چشمت بندازی ، ولی هیچ وقت نمی تونی جلوی

 اشك وبگیری كه با رفتن بعضی ها از چشمت جاری میشه.


بخشندگی را از گل بیاموز، زیرا حتی ته كفشی كه لگدمالش می‌كند را




ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 2 شهریور 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

 

روزی تمام احساسات آدمی گرد هم جمع می شن و غایم موشک بازی

 میکنن دیوانگی چشممیذاره همه می رن غایم میشن تنبلی اون نزدیکا

 غایم میشه حسادت میره اون ور غایم میشه عشق می ره پشت یه گل

 رز دیوانگی همه رو پیدا می کنه به جز عشق حسادت عشق رو لو

 میده و به دیوانگی میگه که رفت پشت گل رز عشق نمیاد بیرون

 دیوانگی هرچی صدا می زنه عشق بیا بیرون دیوانگی هم یه خنجر ور

 میداره همینطور رز رو با خنجرش می زنه تا عشق پیدا بشه یک دفعه

 عشق میگه آخ چشمو کور کردی دیوانگی اشک می ریزه به دست و

 پای عشق بهش می گه من چشم تو رو کور کردم تو هر کاری بگی من

 انجام میدم عشق فقط یک چیز از اون می خواد بهش می گه با من هم

 درد شو از اون وقت به بعد دیوانگی هم درد عشق کور شد و بس.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 24 خرداد 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 زیبای  بهتر از جانم: نمیدانم در سر لوحه نامه چه بنویسم؟ اندیشیدم بهتر است نامه را بدن سرلوحه و اسم شروع کنم زیرا دوست ندارم مردم بفهمند من تو را از ته دل دوست دارم عجیب است اگر بنویسم به همین اطلاع دیگران نیز حسادت میورزم زیرا نمی پسندم نام تو را اگرچه یکبار هم شده کسی بر زبان آرد و حتی در فکر خود نیز آن را مجسم سازم زیرا تو تنها مال منی... همیشه هراس دارم خورشید عشق من چون سپیده ی صبحگاهی زودگذر باشد میترسم دوران تابندگی محبت تو نتواند از میان ابر های تیره و تا بگذرد و روان مرا روشن سازد.تو خوب دانسته ای که دیگر جسم و جانم قدرت دوری تو را ندارد و تا من امید دیدار تو را شب و روز در  ذهن خود نپرورانم نمیتوانم دقایقی چند در آسایش باشم.!میخواهم از زندگی و انگیزه آن برایت بگویم!زندگی, تو هستی و انگیزه آن نیز باز تو هستی بگذار من و پروانه بسوزیم و بسازیم و سوختن تو و شمع را هرگز به چشم نبینیم.در پایان من و روانم که هر دو در تو غرق هستیم به انتظار دیدن تو لحظه شماری میکنیم!کسی که غبار کالبد خاکیش هم تو را فراموش نمیکند....  




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 5 خرداد 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

کاش آسمان حرف کویررامی فهمید واشک خودرانثار گونه های خشک او مکرد. کاش واژه حقیقت آنقدر با لبهاصمیمی بودکه برای بیانش به شهامت نیازی نبود.کاش دلها آنقدرخالص بودندکه دعاها قبل از پایین آمدن دستهامستجاب میشد. کاش شمع حقیقت٬ محبت رادرتقلای بال وپرسوزپروانه می دیدواورا باور می کرد. کاش مهتاب با  کوچه های تاریک شب آشناتر بود.کاش بهار آنقدر مهربانتر بود که باغ را به دست خزان نمی سپرد. کاش فریادها آنقدر بی صدابود که حرمت سکوت نمی شکست.کاش در قاموس غصه ها شکوه لبخند در معنی اشک گم نمی شد.                                                   وآخر کاش مرگ............




نوشته شده در تاریخ سه شنبه 3 خرداد 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()


نمــیدانم در این دنیای وانفسا كدامین تكیه گه را تكیه گاه خویشتن سازم نمی دانم خــداوندا. در ایـــن وادی كه عالم سر

خوش است و دلخوش است و جای خوش دارد. كدامین حالت و حال و دل عالم نصیب خویشتن سازم.خدایا نمی دانم

به جان لاله های پاكو والایت نمی دانم دگر سیرم دگر گیجم خداوندا تو راهم ده، پناهم ده، امیدم ده، دگر پایان پایانم.

همیــشه بغض پنــهانی گلویم را حسابی در نظر دارد و می دانم كه آخر بغض پنهانم مــرا بی جان و تن سازد.

چرا پنهان كنــم در دل؟ چرا با كــس نمی گــویم؟ هــمه یــاران به فــكر خویــش و در خویشــند. گهی




ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 3 خرداد 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()
الهه.......

هیچ میدونی یک حرف ساده ممکنه چه تاثیری روی طرف مقابلت بذاره؟

هیچ میدونی یک حرف زیبا وخوب ممکنه نور امید رو توی دلی بیشتر کنه؟

هیچ میدونی یک حرف زشت وناپسند ممکنه بذر نفرت رو توی دل کسی بیشتر کنه؟

هیچ میدونی با حرفامون میتونیم عاقلی رو مجنون ومجنونی رو عاقل کنیم؟

حتی یک دوستت دارم ساده....

حتی یک تنفر ساده........

حتی یک تعریف ساده.......





نوشته شده در تاریخ سه شنبه 3 خرداد 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()


 

 جواب سلام را با علیــک بده        جواب تشکر را با تواضـــــــــع

    جواب کینه را با گذشـــــــت          جواب بی مهـــری را با محبــت

          جواب ترس را باجــــــــرات           جواب دروغ را با راســـــــتـــی

                جواب دشمنی رابا دوستی         جواب زشتی را با زیبایــــــی

                     جواب توهم را به روشــنی          جواب خشــــم را با صـــبوری

                          جواب ســـرد را با گرمـــی          جواب نامردی را با مردانـــگی

                              جواب همدلی را باهمـــرازی      جواب پشتکار را با تشویــــق

                         جواب اعتماد را با بی ریا یـــی    جواب بی تفاوتی را با التــفات

                     جواب یکرنگی را با اطمینان          جواب مسولیت را با  وجدان

                جواب حسادت را با اغماض            جواب خواهش را بی غــــرور

            جواب دورنگی را با یک رنگی           جواب بی ادبی را با ســـکوت

        جواب نگاه مهربان را با لبخند            جواب لبـخــند را بــا خـــنــده

     جواب دلمرده را با امـــید                  جواب منتظـــر را با نــویـــد

  جواب گناه را با بخشش                جواب عشق؟جواب عشق؟

                                    چیست بجز عشق

 

                      ولی من میگم

                       چشمها را بایــــــــــــد شست

                                                جور دیگـــــر باید دید مگه نه؟

 




نوشته شده در تاریخ شنبه 31 اردیبهشت 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

با دستات یه پروانه میگیری ، میخوای ببینی زنده است یا نه انگشتاتو باز میکنی ، فرار میکنه ، محکم میگیریش می میره. " دوست داشتن " هم  یه همچین چیزیه ...

www.sohagroup.com



نوشته شده در تاریخ شنبه 31 اردیبهشت 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

کسی هرگز نمی داند چه سازی می زند فردا

چه می دانی تو از دیروز چه می دانم من از فردا

همین یک لحظه را دریاب و آدم باش که فردا می شوی تنها . . .




نوشته شده در تاریخ جمعه 30 اردیبهشت 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

شعر عاشقانه : به كه باید دل بست ؟! | www.birdana.com

به که باید دل بست؟
به که شاید دل بست؟
سینه ها جای محبت، همه از کینه پر است.
هیچکس نیست که فریاد پر از مهر تو را ـ
گرم، پاسخ گوید
نیست یکتن
که در این راه غم آلوده عمر ـ
قدمی، راه محبت پوید
***
خط پیشانی هر جمع، خط تنهائیست
همه گلچین گل امروزند ـ
در نگاه من و تو حسرت بیفردائیست.
***
به که باید دل بست ؟
به که شاید دل بست ؟
نقش هر خنده که بر روی لبی میشکفد ـ
نقشه یی شیطانیست
در نگاهی که تو را وسوسه عشق دهد ـ
حیله پنهانیست
.
***



ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()
پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم.دختر لبخندی زد و گفت ممنونم تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نیاز فوری به قلب داشت..از پسر خبری نبود..دختر با خودش میگفت :میدونی که من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی..ولی این بود اون حرفات..حتی برای دیدنم هم نیومدی...شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم.. آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید... چشمانش را باز کرد..دکتر بالای سرش بود.به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟دکتر گفت نگران نباشید پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده.شما باید استراحت کنید..درضمن این نامه برای شماست..! دختر نامه رو برداشت.اثری از اسم روی پاکت دیده نمیشد. بازش کرد و درون آن چنین نوشته شده بود: سلام عزیزم.الان که این نامه رو میخونی من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش که بهت سر نزدم چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری که قلبمو بهت بدم..پس نیومدم تا بتونم این کارو انجام بدم..امیدوارم عملت موفقیت آمیز باشه. (عاشقتم تا بینهایت) دختر نمیتوانست باور کند..اون این کارو کرده بود..اون قلبشو به دختر داده بود.. آرام اسم پسر را صدا کرد و قطره های اشک روی صورتش جاری شد..و به خودش گفت چرا هیچوقت حرفاشو باور نکردم...


نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

یك بار دختری حین صحبت با پسری كه عاشقش بود، ازش پرسید

چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟

دلیلشو نمیدونم ...اما واقعا"*دوست دارم

تو هیچ دلیلی رو نمی تونی عنوان كنی... پس چطور دوستم داری؟

چطور میتونی بگی عاشقمی؟


من جدا"دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت كنم


ثابت كنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی


باشه.. باشه!!! میگم... چون تو خوشگلی،

صدات گرم و خواستنیه،

همیشه بهم اهمیت میدی،

دوست داشتنی هستی،

با ملاحظه هستی،

بخاطر لبخندت،

دختر از جوابهای اون خیلی راضی و قانع شد

متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناكی كرد و به حالت كما رفت

پسر نامه ای رو كنارش گذاشت با این مضمون


عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم اما حالا كه نمیتونی حرف بزنی، میتونی؟

نه ! پس دیگه نمیتونم عاشقت بمونم

گفتم بخاطر اهمیت دادن ها و مراقبت كردن هات دوست دارم اما حالا كه نمیتونی برام اونجوری باشی، پس منم نمیتونم دوست داشته باشم

گفتم واسه لبخندات، برای حركاتت عاشقتم
اما حالا نه میتونی بخندی نه حركت كنی پس منم نمیتونم عاشقت باشم


اگه عشق همیشه یه دلیل میخواد مثل همین الان، پس دیگه برای من دلیلی واسه عاشق تو بودن وجود نداره

عشق دلیل میخواد؟

نه!معلومه كه نه!!

پس من هنوز هم عاشقتم

نظره تو چیه؟

 تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش 
تصاویر زیباسازی » سری هفتم www.pichak.net كلیك كنید




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 26 اردیبهشت 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

سیل اشکها از چشمانم میریزد ، همه مینگرند و کمی دلسوز من میشوند
کسی نمیداند که اشکهایم از غم چیست! آن غوغایی که در دلم به پا شده غوغای چیست


سیل اشکها از چشمانم میریزد ، همه مینگرند و کمی دلسوز من میشوند
کسی نمیداند که اشکهایم از غم چیست! آن غوغایی که در دلم به پا شده غوغای چیست
برگی از صفحات دفترم را پاره میکنم و بی حوصله قلمی را به دست میگیرم و مینویسم
اینبار چیزی مینویسم که هر کسی میخواند دیگر نگوید تکراریست
نگوید از غم است و خواندنش پر از درد
اما آیا کسی که اینها را گفته درد عشق را کشیده است ؟
آیا کسی طعم غم و غصه های لحظه های تلخ عاشقی را چشیده است؟
طعم اشک شور است ، راه ما از هم دور است ، آخر نیز جای همه ی ما در گور است
شاعر نیستم که پرآوازه باشم ، کتابی ندارم که برای خود کسی باشم ، غریبه ای هستم از این کره ی خاکی ، قلمی ساده به دست میگیرم و بر روی کاغذی نه چندان مرغوب حرف دل های بیچاره را مینویسم
دلم میخواهد جایی باشم که سکوت هم باشد ، موسیقی آرام در حال پخش باشد و
من تنها بنویسم ، بنویسم نه برای خواندن ، برای ماندن!




(تعداد کل صفحات:6)      [ 1 ]   [ 2 ]   [ 3 ]   [ 4 ]   [ 5 ]   [ 6 ]  
درباره وبلاگ
سلام دوست عزیز به وبلاگ خودتون خوش امدید . تو این وبلاگ هر چی بخواهید پیدا میشه . فقط خوب بگردید.
Iranbloglist.comوبلاگ برتر را انتخاب کنید.
موضوعات
آخرین مطالب
نظر سنجی
دوست عزیز نظرت راجب وبلاگ چیه




نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
پیوندهای روزانه

 

گالری عکس
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن می باشد.

قالب وبلاگ

پیامک عاشقانه

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic