منبع اطلاعاتی مفید
مقالات ، ادبیات ، عکس ، آموزشهای زناشویی ، موارد جنسی و............
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 شهریور 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()


كاش مرا به بوسه‏هاى دهانش
ببوسد.
عشق ِ تو از هر نوشاك ِ مستى‏بخش
گواراتر است.
عطر ِ الاولین
نشاطى از بوى خوش ِ جان ِ توست
و نامت خود
حلاوتى دلنشین است
چنان چون عطرى كه بریزد.

tifooses.coo.ir

لحظه نبودن نیستن ها ، اگر منت می نهی بر كلام من ، باحترام سلامت می گویم

 و هزار گلپونه بوسه به چشمانت هدیه می دهم. قابل ناز چشمانت را ندارد.

دیرروز یادگاری هایت همدم من شدند و به حرفهای نگفته من گوش دادند.

 و برایم دلسوزی كردند. البته به روش خودشان كه همان سكوت تكراری بود و

یادآوری خاطرات با تو بودن.

دست نوشته ات را می بوسیدم و گریه می كردم. زیبا ، به بزرگی مهربانی ات ببخش




ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 شهریور 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

با تو دوباره من شدم
عاشق جان و تن شدم
با تو گل از گلم شکفت
با تو دوباره زن شدم

با تو جوانه زد همه
شاخه خشک پیکرم
از تو پر از ترانه شد
برگ سفید دفترم

با تو دوباره جون گرفت
هر چی که در من مرده بود
انگار پسم داد زندگی
هر چی امانت برده بود

با تو نگاه مات من
پر از گلهای ناز شد
گل لبان بسته ام
به شوق بوسه باز شد

با تو تمام خستگی
از تن من به در شده
درد غریبی کم کمک
مرده و بی اثر شده

با تو دوباره میرسم
به حد بی حساب زن
به اوج بخشش و غرور
به مرز عشق ناب زن

با تو درخت پر برم
با تو ز بیش بیشترم
از بهترینها بهترم

من با تو چیز دیگرم




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 شهریور 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

دیرزمانی ست ٫برایت هیچ ننوشته ام

دل تنگی خود رادرآیینه یاد تو٫ خیره نمانده ام

شاید كه٫ازلرزش دوباره این دل٫واهمه داشته ام

راستی٫

میدانستی من هنوز می ترسم....

عهدبسته بودم سكوت را از" سنگ دم فرو بسته" بیا موزم

دیرزمانی ست گونه هایم٫نافرمانی می كنند ٫اشك ها را دعوت می كنند

زمانی كه جرات" دوباره داشتن" ترا به خود دادم ٫ به جای اشك رنج بردم

بگذارآنكس كه ترا از دست داده است در كنارگوردوستی از دست رفته

ناله های تلخ دلتنگی سر دهد٫و اینجا من باز برایت می نویسم

راستی٫

تو میدانی حقیقت اندیشه های من چیست؟....

غمهای زندگی من٫درآغاز و پایان این جاده٫همچون مستی سردرگم اند

سستی و نا امیدیست كه مرا به زمین میخكوب می كند

به نیستی و فنا می كشاند٫توده ای استخوان خسته وروحی هراسان

مجسمه سرد و مرمرین من!٫شكسته های روح تو و من همزادنند

یاد تو در این روزهای سردر گم جوانی

همچون غریقی ست كه به تنها سنگ خاموش

چنگ میزند وبه راز و نیاز می نشیند

راستی٫

نمی خواهم هیچ چیز بدانم

نمی خواهم هیچ چیز بگوی

تنها برایت می نویسم...............




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 شهریور 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()


یک شبی مجنون نمازش راشکست

بی وضو در کوچه لیلا نشست

عشق آن شب مست مستش کرده بود

فارغ از جام الستش کرده بود

سجده ای زد برلب درگاه او

پر زلیلا شد دل پر آه او

گفت یارب از چه خوارم کرده ای

بر صلیب عشق دارم کرده ای

جام لیلا را به دستم داده ای

وندر این بازی شکستم داده ای

نشتر عشقش به جانم می زنی

دردم از لیلاست آنم می زنی

خسته ام زین عشق، دل خونم مکن

من که مجنونم تو مجنونم مکن

مرد این بازیچه دیگر نیستم

این تو و لیلای تو ... من نیستم

گفت: ای دیوانه لیلایت منم

در رگ پیدا و پنهانت منم

سال ها با جور لیلا ساختی

من کنارت بودم و نشناختی

عشق لیلا در دلت انداختم

صد قمار عشق یک جا باختم

کردمت آوارهء صحرا نشد

گفتم عاقل می شوی اما نشد




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 شهریور 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()
خدارو میخوام نه واس اینكه ازش چیزی بخوام
خدارو میخوام نه واس مشكل و حل غصه هام
خدارو دوست دارم نه واس جهنم و بهشت
خدارو میخوام اما نه واس زیبا و زشت
خدارو میخوام نه واس خودم كه باشم یا برم
خدارو میخوام نه واس روزای تلخ آخرم
خدارو میخوام نه واس سكه و سكوی و مقام
خدارو میخوام كه فقط تو رو نگه داره برام
خدارو دوست دارم واس اینكه تو رو بهم داده
خدارو دوست دارم چون عاشق بودن و یادم داده
خدارو دوست دارم چون عاشقا رو خیلی دوست داره
خدارو دوست دارم چون عاشق و تنها نمیزاره
خدارو دوست دارم واس اینكه هواسش بامنه
خدارو دوست دارم آخه همیشه لبخند میزنه
خدارو دوست دارم واس اینكه من و تو باهمیم
خدارو دوست دارم كه میدونه ما عاشق همیم



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 شهریور 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

 

کنارم هستی و اما دلم تنگ میشه هر لحظه


خودت میدونی عادت نیست،فقط دوست داشتن محضه

کنارم هستی و بازم بهانه هامو میگیرم
 

میگم وای،چقدر سرده میام دستاتو میگیرم


یه وقت تنها نری جایی که از تنهایی میمیرم
 

از اینجا تا دم در هم بری دلشوره میگرم


فقط تو فکر این عشقم،تو فکر بودن با هم
 

محاله پیش من باشی برم سرگرم کاری شم


میدونم که یه وقتایی دلت میگیره از کارم
 

روزایی که حواسم نیست بگم خیلی دوستت دارم
 

تو هم مثل منی انگار،از این دلتنگی ها داری
 




ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 29 شهریور 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()


قطره؛ دلش دریا می خواست

خیلی وقت بود که به خدا خواسته اش رو گفته بود

هر بار خدا می گفت : از قطره تا دریا راهیست طولانی، راهی از رنج و عشق و صبوری، هر قطره را لیاقت دریا نیست!


قطره عبور کرد و گذشت

                                  قطره پشت سر گذاشت

                                        قطره ایستاد و منجمد شد

                                              قطره روان شد و راه افتاد

                                                    قطره از دست داد و به آسمان رفت


و قطره؛ هر بار چیری از رنج و عشق و صبوری آموخت


 




ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 27 شهریور 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()


خداحافظ! حداحافظ! سلام خوب دیروزم

بدون من تا ته دنیا به آتیش تو میسوزم

خداحافظ! حداحافظ! همیشه همدم و همراه

دلیل بغض بی وقفه، دلیل هق هق گهگاه

خداحافظ! حداحافظ! عزیز خسته از تکرار

نگو تقدیر ما این بود، محاله بعد از این دیدار

خداحافظ! حداحافظ! سیه پوش سراپا نور




ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 27 شهریور 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()


دستتو بزار توی دست من

پا به پام بیا نازنین من

برق عشقمو تو چشام ببین

بشنو از صدام شور عشق من

 

عشقو قصه کن تو شبام بخون

من  یه بی کسم تو پیشم بمون

از صدای تو میشکنه یخم

با تو عاشقم عاشقم بمون

 

تک ستاره شام بی سحر

دستمو بگیر با خودت ببر

قلبمو ببر توی آسمون




ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 27 شهریور 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()


عشق یعنی مستی و دیوانگی - عشق یعنی با جهان بیگانگی
عشق یعنی شب نخفتن تا سحر - عشق یعنی سجده ها با چشم تر
عشق یعنی سر به دار آویختن - عشق یعنی اشك حسرت ریختن
عشق یعنی در جهان رسوا شدن - عشق یعنی مست و بی پروا شدن
عشق یعنی سوختن یا ساختن - عشق یعنی زندگی را باختن
عشق یعنی انتظار و انتظار - عشق یعنی هرچه بینی عكس یار
عشق یعنی دیده بر در دوختن - عشق یعنی در فراقش سوختن
عشق یعنی لحظه های التهاب - عشق یعنی لحظه های ناب ناب
عشق یعنی سوز نی ، آه شبان - عشق یعنی معنی رنگین كمان
 



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 شهریور 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()


من می مانم

     همیشه می مانم

تنهای تنها

ازهمان اول می دانستم

تنهای تنها

   چه قدر درک کردن بعضی عکسها سخت است

         و چه قدر فکر کردن درباره ی گذشته بغض می آورد

                و چه قدر له شدن زیر هجوم خاطرات زجر آور است

                      و چه درد وحشتناکی روبه روی تبسم تلخ تنهاییست

                                وچه شیرینی تلخی زورکی خندیدن دارد

                  گفته بودم برو

                            ولی نه

                              به اندازه ی خوردن 1 قهوه ی تلخ بمان

                                        بمان

                                 بمان می خواهم تو را نفس بکشم

    تا آخر..........




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 شهریور 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()


زندانی ام کرده اند

              بد جوری در گیر افکارم شده ام

می ترسم!!!!!!

   می ترسم معذرت خواهی ات هم از سر ........

            راستش این روز ها از تو می ترسم...

              می گویم بمان




ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 شهریور 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()


مرا در ذهن باور کن

                      کمی تنها

                                بسی خسته

                                                روبه روی ماتم تلخ تنهایی تو چشم می بندم

همانند همان رویای شیرینی که در پهنای تاریکی شب

                                                              با کوله بارش میرود

به سوی دورترین فرد تنها

                                تا با شادی من همراه گردد

مرا در ذهن باور کن




ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 شهریور 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()


آخ که بدانی بی تو بودن چه اتهام بزرگیست

وقتی دستان خسته ام قدم هایت را

آرام آرام

تا دور دستها

تا همان انتها نقاشی می کند

و از تو گذشتن چه حکم سنگینیست

وقتی بدن خسته ام

آرام آرام

تکه های آرامش را باز پس می گیرد و غیر از تو

همه چیز آرامش است

و دوباره عاشق شدن چه سرنوشت شومیست

وقتی چشمان خسته ام

آرام آرام روی هم رفته

و همه چیز تمام میشود

همه چیز

وباید دائم بگویم:

به یاد تو .......

....

..

..

..

همه چیز را دور می اندازم




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 شهریور 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()


دخترک زیر باران می رفت....

دخترک با غم هایش می رفت .....

دخترک تنها می رفت.....

هیچکس عشق را باور نداشت

من هم باور نداشتم

اما دخترک زیر باران می رفت

دلش برای خودش تنگ شده

برای حرفهایش

برای خنده هایش

برای شوخی هایش

برای شادی اش

خودش را می خواست

خودشر را گم کرده بود

شاید توی کمد قایم شده بود

ولی نه آنجارا هم گشت

زیر تخت هم نبود

لای کاغذ پاره ها هم نبود

دخترک نگران بود

می ترسید خودش را پیدا نکند

توی خیابان

از در و همسایه

سراغ خودش را می گرفت

ولی نه نبود

دخترک زیر باران میرفت

شاید خودش را پیدا کند

دلش برای خودش یه ذره شده بود

یه ذره

.

.

.

.

.

.

.




(تعداد کل صفحات:35)      [ ... ]   [ 5 ]   [ 6 ]   [ 7 ]   [ 8 ]   [ 9 ]   [ 10 ]   [ 11 ]   [ ... ]  
درباره وبلاگ
سلام دوست عزیز به وبلاگ خودتون خوش امدید . تو این وبلاگ هر چی بخواهید پیدا میشه . فقط خوب بگردید.
Iranbloglist.comوبلاگ برتر را انتخاب کنید.
موضوعات
آخرین مطالب
نظر سنجی
دوست عزیز نظرت راجب وبلاگ چیه




نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
پیوندهای روزانه

 

گالری عکس
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن می باشد.

قالب وبلاگ

پیامک عاشقانه

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic