منبع اطلاعاتی مفید
مقالات ، ادبیات ، عکس ، آموزشهای زناشویی ، موارد جنسی و............
نوشته شده در تاریخ جمعه 29 مهر 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

یادته

دلمُ نشوندی تو باغی خیالی یادته

 

زیر سقفی که پر از ستاره بود و یک به یک

می چکید تو حوض نقاشی قالی یادته

 

تا یه روز دلت گرفت و دیگه آروم نشدی

انگار آتیش کشیدن به باغ شالی یادته

 

درُ بستی رو به دنیایی که جای تو نبود

منُ پشت در گذاشتی با چه حالی یادته

 

مرگُ سر کشیدی و تریک تریک صدا می داد

تن داغت مث کوزه ای سفالی یادته

 

پرکشیدی باهمون ستاره های بی نشون

نه ازت پری بجا موند و نه بالی یادته

 

حالا من موندم و این عکسا  و مشتی خاطره

زیر سایه بون اون باغ خیالی یادته




نوشته شده در تاریخ جمعه 29 مهر 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()
ادما دنیا رو دیوار می بینن

روزای آفتابی رو تار می بینن

 

دوس دارن یه روز بیاد رها بشن

مث شبنم از زمین جدا بشن

 

سایه هاشون روی دیواره ولی

پر و بالشون گرفتاره ولی

 

آدما آی آدمای رنگا رنگ

توی کوچه های این شهر فرنگ

 

میشه این دیوارو پشت سر گذاشت

می شه با فاصله ها کاری نداشت

 

می شه عاشق شد و پر کشید و رفت

اون سوی فاصله ها رو دید و رفت

 

دو نگاه وقتی که آفتابی می شن

می رسن به همدیگه آبی می شن

 

دو نگاه  دو آرزو   دو خاطره

مث گلدونای پشت پنجره

 

دنیا رو آبی آبی می بینن

شب و روزو آفتابی می بینن




نوشته شده در تاریخ جمعه 29 مهر 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()















برای عشق تمنا كن ولی خار نشو.

برای عشق قبول كن ولی غرورت را از دست نده .

برای عشق گریه كن ولی به كسی نگو.

برای عشق مثل شمع بسوز ولی نگذارپروانه ببیند.

برای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشكن .

برای عشق جون خودتو بده ولی جون كسی رو نگیر .

برای عشق وصال كن ولی فرار نكن .

برای عشق زندگی كن............

ولی عاشقونه...


نوشته شده در تاریخ جمعه 29 مهر 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

چه کنم؟ که هست اینها گل خیرآشنایی

همه شب نهادهام سر،چو گدایان، بر آستانت
که رقیب در نیاید به بهانهی گدایی

مژهها و چشم یارم به نظرچنان نماید
که میان سنبلستان چرد آهوی ختایی

در گلستان چشمم ز چه روهمیشه باز است؟
به امید آنکه شاید تو به چشم من درآیی

سر برگ گل ندارم، به چه رو روم به گلشن؟
که شنیدهام ز گلها همه بوی بیوفایی

به کدام مذهب این به کدام ملت است این؟
که کشند عاشقی را، که توعاشقم چرایی؟

به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند
که برون در چه کردی؟ که درون خانه آیی؟

به قمار خانه رفتم، همه پاکباز دیدم
چو به صومعه رسیدم همه زاهدریایی

در دیر میزدم من، که یکی زدر در آمد
که : درآ، درآ، عراقی، که توهم از آن مایی



نوشته شده در تاریخ جمعه 29 مهر 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()







ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم
چند وقت است که هر شب به تو می اندیشم

به تو آری ، به تو یعنی به همان منظر دور
به همان سبز صمیمی ، به همبن باغ بلور

به همان سایه ، همان وهم ، همان تصویری
که سراغش ز غزلهای خودم می گیری

به همان زل زدن از فاصله دور به هم
یعنی آن شیوه فهماندن منظور به هم

به تبسم ، به تکلم ، به دلارایی تو
به خموشی ، به تماشا ، به شکیبایی تو

به نفس های تو در سایه سنگین سکوت
به سخنهای تو با لهجه شیرین سکوت

شبحی چند شب است آفت جانم شده است
اول اسم کسی ورد زبانم شده است

در من انگار کسی در پی انکار من است
یک نفر مثل خودم ، عاشق دیدار من است

یک نفر ساده ، چنان ساده که از سادگی اش
می شود یک شبه پی برد به دلدادگی اش



ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ جمعه 29 مهر 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()





ای‌ كه‌ می‌پرسی‌ نشان‌ عشق‌ چیست‌، عشق‌ چیزی‌ جز ظهور مهر نیست‌

عشق‌ یعنی‌ مهر بی‌اما، اگر عشق‌ یعنی‌ رفتن‌ با پای‌ سر

عشق‌ یعنی‌ دل‌ تپیدن‌ بهر دوست،‌ عشق‌ یعنی‌ جان‌ من‌ قربان‌ اوست‌

عشق‌ یعنی‌ مستی‌ از چشمان‌ او بی‌لب‌ و بی‌جرعه، بی‌می، بی‌سبو

عشق‌ یعنی‌ عاشق‌ بی‌زحمتی‌، عشق‌ یعنی‌ بوسه‌ بی‌شهوتی‌

عشق‌ یار مهربان‌ زندگی‌، بادبان‌ و نردبان‌ زندگی‌

عشق‌ یعنی‌ دشت‌ گلكاری‌ شده‌، در كویری‌ چشمه‌ای‌ جاری‌ شده‌

یك‌ شقایق‌ در میان‌ دشت‌ خار، باور امكان‌ با یك‌ گل‌ بهار

در خزانی‌ برگریز و زرد و سخت‌ عشق، تاب‌ آخرین‌ برگ‌ درخت‌

عشق‌ یعنی‌ روح‌ را آراستن‌، بی‌شمار افتادن‌ و برخاستن‌

عشق‌ یعنی‌ زشتی‌ زیبا شده‌، عشق‌ یعنی‌ گنگی‌ گویا شده‌



ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 28 مهر 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

اگه سبزم اگه جنگل
اگه ماهی اگه دریا
اگه اسمم همه جا هست
روی لب ها تو کتاب ها...



اگه  سبزم اگه جنگل
اگه ماهی اگه دریا


اگه اسمم همه جا هست
روی لب ها تو کتاب ها


اگه رودم رود گنگ ام  
مث بودا اگه پاک


اگه نوری به صلیب ام
اگه گنجی زیر خاک

واسه تو قد یه برگم    
پیش تو راضی به مرگم


اگه پاکم مث معبد
اگه عاشق مث هندو
مث بندر واسه قایق
واسه قایق مث پارو
اگه عکس چهل ستون ام
اگه شهری بی حصارم
واسه آرش تیر آخر

واسه جاده یه سوار


واسه تو قد یه برگم     
پیش تو راضی به مرگم


اگه قیمتی ترین سنگ زمین ام
توی تابستون دست های تو برفم



ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 28 مهر 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()



عشق گاهی خواهش برگ است در اندوه تاک
 عشق گاهی رویش برگ است در تن پوش خاک


 

www.kocholo.org * سایت عاشقانه کوچولو www.kocholo.org * سایت عاشقانه کوچولو www.kocholo.org * سایت عاشقانه کوچولو www.kocholo.org * سایت عاشقانه کوچولو  

عشق گاهی خواهش برگ است در اندوه تاک
عشق گاهی رویش برگ است در تن پوش خاک

عشق گاهی ناودان گریه ی اشک بهار
عشق گاهی طعنه بر سرو است در بالای دار

عشق گاهی یک تلنگر بر زلال تنگ نور
پیچ و تاب ماهی اندیشه در ژرفای تور

عشق گاهی می رودآهسته تا عمق نگاه
همنشین خلوت غمگین آه


عشق گاهی شور رستن در گیاه
عشق گاهی غرقه ی خورشید در افسون ماه

www.kocholo.org * سایت عاشقانه کوچولو

عشق گاهی سوز هجران است در اندوه نی
رمز هوشیاریست در مستی می

عشق گاهی آبی نیلوفریست
قلک اندیشه ی سبز خیال کودکیست

عشق گاهی معجز قلب مریض
رویش سبزینه ای در برگ ریز

عشق گاهی  شرم خورشید است  در قاب غروب
روزه ای با قصد قربت ذکر بر لب پایکوب

عشق گاهی  هق هق آرام  اما بی صدا
اشک ریز ذکر محبوب است  در پیش خدا

www.kocholo.org * سایت عاشقانه کوچولو



ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 28 مهر 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

دیشب کنار پنجره به یاد تو ستاره بارون شدم
دوباره توی هوای کوچه به خاطرت خیس از نم بارون شدم
دیشب دوباره چشام هوای چشماتو کرد
دیشب دوباره دلم دلتنگیه دستاتو کرد
دیشب دوباره درو به خاطرت نبستم
دیشب دوباره دلو برای تو شکستم
دیشب که دفتر عشقو ورق می زدم
دوباره اسمتو تو گوشه گوشه اون نوشتم
دیشب دیدم دیگه داره دلم برات تنگ میشه
فاصلمون خیلی وقته که داره پررنگ میشه
اگه دوباره نخوای بیای کنارم
 
نمی دونم بدون تو تا کی طاقت میارم
اگه باور کنی که دستام بدون تو سرد و زمستونیه
اگه باور کنی که چشام تو حسرتت ابری و بارونیه
شاید باور کنی که دلم هنوز پیش دلت زندونیه




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 28 مهر 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

کاش توقحطی شقایق

باز بشیم سوار قایق

بشینیم بریم تودریا

من وتو تنهای تنها

ماهیا خیلی امینن

نمیگن  اگه ببینن

انقدر میریم که ساحل

از من وتو بشه غافل

قایق وباهم می رونیم

میریم اونجاها می مونیم

جایی که نه آسمونش

نه صدای مردمونش

نه غمش نه جنب وجوشش

نه صدای گلفروشش

مث اینجا آهنی نیست

خوبن اما گفتنی نیست

پس ببین، یادت بمونه

کسی ام اینو ندونه




ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 27 مهر 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()




شبی كه رفتی و شدبی تو در به در چشمم
هزار كوچه تمنا نشست در چشمم
تو در نگاه افق گم شدی و فهمیدم
نمیرسد به تماشای تو دگر چشمم
نمیشود به تو احساس خشك و خالی داشت
سرود نام تو را با صدای تر چشمم
به یاد گوشه ی چشمت پرید و پرپر زد
به گوشه ی قفس،ای گوشه ی جگر چشمم
و سیب سرخ دلت قسمت رقیبان شد
نچید میوه از این اشك بی ثمر چشمم
بیا و بر لب چشمان خویش مستم كن
كه ساغری به سلامت كشد به سر چشمم
خبر از امدنت امد و ترانه شد
خدا نكند نزند باز بدنظرچشمم
چرا به ناله ببندم غزل غزل خود را
منی كه با لب ،فریاد چشم در چشمم
 

 



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 27 مهر 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()




به دیدارم بیا هر شب
در این تنهایی تنها و تاریك خدا مانند
دلم تنگ است
ای روشن تراز لبخند
شبم را روز كن در زیر سرپوش سیاهی ها
دلم تنگ است بیا بنگر چه غمگین و غریبانه
در این ایوان سر پوشیده و این تالاب مالامال
دلی خوش كرده ام با این پرستو ها و ماهی ها
و این نیلوفر ابی واین تالاب مهتابی
بیا ای هم گناه من در این برزخ
بهشتم نیز و هم دوزخ
به دیدارم بیا ای هم گناه ای مهربان
كه اینان زود میپوشند رو در خوابهای بی گناهی ها
ومن میمانم وبیداد بی خوابی
در این ایوان سرپوشیده و متروك
شب افتاده ست و در تالاب دیریست
كه در خوابند ان نیلوفر ابی و ماهی ها،پرستوها
بیا امشب كه من تاریك وتنهایم
بیا ای روشنی اما بپوشان روی
كه میترسم ترا خورشید پندارند
و میترسم از خواب برخیزند
و میترسم كه چشم از خواب بردارند
نمیخواهم ببیند هیچكس ما را
نمیخواهم بداند هیچكس ما را
و نیلوفر ابی كه سر بر میكشد از اب
پرستوها كه با پرواز و با اواز
و ماهی ها كه با ان رقص غوغایی
نمیخواهم بفهمانند بیدارند
شب افتاده ست و من تنها وتاریكم
و درایوان و در تالاب دیریست در خوابند
پرستوها و ماهی ها و ان نیلوفر ابی
بیا ای مهربان با من
بیا ای یاد مهتابی











نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 27 مهر 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()




غنچه از خواب پرید
خار به او گفت سلام و جوابی نشنید
خار رنجید ولی هیچ نگفت
ساعتی چند گذشت
گل چه زیبا شده بود
دست بی رحمی امد نزدیك
گل سراسیمه ز وحشت افسرد
لیك ان خار در ان دست خلید
و گل از مرگ رهید
صبح فردا كه رسید
خار با شبنمی از خواب پرید
گل صمیمانه به او گفت سلام







نوشته شده در تاریخ شنبه 23 مهر 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

در راه رسیدن به تو…

.

.

 

در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم
اصلا به تو افتاد مسیرم که بمیرم

یک قطره ی آبم که در اندیشه ی دریا
افتادم و باید بپذیرم که بمیرم

یا چشم بپوش از من و از خویش برانم
یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم

این کوزه ترک خورد ! چه جای نگرانی ست
من ساخته از خاک کویرم که بمیرم

خاموش مکن آتش افروخته ام را
بگذار بمیرم که بمیرم که بمیرم



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 21 مهر 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

دارم دق میکنم چه جور فراموشت کنم من

اخه چه جور میشه، که ترک اغوشت کنم من

تو احساسمو بستی، به همه حیله و نیرنگ

مگه چی کم گذاشتم، به جز محبت و دل تنگ

همه احساس من به پای حیله هات حروم شد

همه جونم و عمرم، به پات نا تموم شد

می خواستم تو رو تو اوج اسمونها ببرم من

اخه چه جور دلت امد جداشی از، عشق و دل من

اره عشق و دل من




(تعداد کل صفحات:35)      [ ... ]   [ 3 ]   [ 4 ]   [ 5 ]   [ 6 ]   [ 7 ]   [ 8 ]   [ 9 ]   [ ... ]  
درباره وبلاگ
سلام دوست عزیز به وبلاگ خودتون خوش امدید . تو این وبلاگ هر چی بخواهید پیدا میشه . فقط خوب بگردید.
Iranbloglist.comوبلاگ برتر را انتخاب کنید.
موضوعات
آخرین مطالب
نظر سنجی
دوست عزیز نظرت راجب وبلاگ چیه




نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
پیوندهای روزانه

 

گالری عکس
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن می باشد.

قالب وبلاگ

پیامک عاشقانه

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات