منبع اطلاعاتی مفید
مقالات ، ادبیات ، عکس ، آموزشهای زناشویی ، موارد جنسی و............
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 9 آبان 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

خود به خود هوس باران را میکنمآن لحظه که دلتنگ یارم می شوم

آن لحظه که اشک از چشمانم سرازیر می شود

هوس یک کوچه تنها را میکنم

آن لحظه است که دلم میخواهد تنهایی در زیر باران

بدون هیچ چتر و سر پناهی قدم بزنم

قدم بزنم تا خیس خیس شوم ،

خیس تر از قطره های باران….

خیس تر از آسمان و درختان

آن لحظه که خیس خیس می شوم ،

دلم میخواهد باز زیر باران بمانم ،

دلم نمیخواهد باران قطع شود

دلم میخواهد همچو آسمان که بغضش را خالی میکند ،

خالی شوم ، از دلتنگی ها ، از این شب پر از تنهایی.

تنها صدای قطره های باران را می شنوم ،

اشک میریزم ، و آرزوی یارم را میکنم

دلم میخواهد

آسمان با اشکهایش 

سیل به پا کند....!




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 9 آبان 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

یادته یه روز بهم گفتی

هر وقت خواستی گریه کنی برو زیر بارون

که نکنه نامردی اشکاتو ببینه و بهت بخنده

گفتم اگه بارون نیامد چی؟

گفتی اگه چشمای تو بباره اسمون گریش میگیره

گفتم :یه خواهش دارم وقتی اسمون چشمام خواست بباره تنهام نذار

گفتی به چشم ...حالا من دارم گریه می کنم

و آسمون نمی باره ........

تو هم اون دور دورا ایستادی

به من می خندی....!!




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 9 آبان 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

از بیم و امید عشق رنجورم

آرامش جاودانه می خواهم

بر حسرت دل دگر نیفزایم آسایش بیکرانه می خواهم

پا بر سر دل نهاده می گویم

بگذشتن از آن ستیزه جو خوشتر

یک بوسه ز جام زهر بگرفتن از بوسه آتشین او خوشتر

پنداشت اگر شبی به سرمستی در بستر عشق او سحر کردم

شب های دگر که رفته از عمرم در دامن دیگران به سر کردم

دیگر نکنم ز روی نادانی قربانی عشق او غرورم را

شاید که چو بگذرم از او یابم

آن گمشده شادی و سرورم را

آنکس که مرا نشاط و مستی داد

آنکس که مرا امید و شادی بود

هر جا که نشست بی تامل گفت : « او یک زن ساده لوح عادی بود 

می سوزم از این دو رویی و نیرنگ

یکرنگی کودکانه می خواهم

ای مرگ از آن لبان خاموشت

یک بوسه ی جاودانه می خواهم




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 9 آبان 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

آغوش  من فقط  به اندازه تو جا دارد ...
 
این تمام لذت من است ...

وقتی با اصرار مرا می خوانی ...

وقتی با چشم های بسته گرمای نفسهایت را احساس می کنم ...

این روزها شب هایم از روزها روشن تر است ...

تو تمام انتظار هر روز منی

تا به تو برسم ...

من این انتظار عاشقانه را می پرستم ...

تمام روز در انتظارم تا تو بیایی ...

آغوش من فقط  به اندازه تو جا دارد ...

اگر خوب گوش کنی

این ضربان های تند و پی در پی قلبم را می شنوی

تو را فریاد می زنند ...

 
مخاطب کلامم که هیچ ...

 
مخاطب ضربا نهای قلبم هم تویی ...

 
ببین تعبیر می کنم که گاهی خواب تو

همان  نهایت آرزوی من است ...

ببین فریاد سکوت من از همیشه بلند تر است ...

بهانه نمیگیرم ...

دلم بهانه گیر شده ...

دلتنگ هم نمی شوم ...

او دلتنگ می شود.........




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 9 آبان 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

یه دختر كوری تو این دنیای نامرد زندگی میكرد

این دختره یه دوست پسری داشت كه عاشقه اون بود

دختره همیشه می گفت اگه من چشمامو داشتم و بینا بودم

همیشه با اون می موندم یه روز یكی پیدا شد كه به اون دختر چشماشو بده.

وقتی كه دختره بینا شد دید كه دوست پسرش كوره.

بهش گفت من دیگه تو رو نمی خوام برو.

پسره با ناراحتی رفت و یه لبخند تلخ بهش زد و گفت :

مراقب چشمای من باش ....!




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 9 آبان 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

دوباره صدای نم نم باران اما این بار

 با طعم تلخ خاطرات

خاطرات تک تک لحظات زندگی مثل

 قطرات ریز باران روی ذهنم می نشیند

لحظه ای که دیگرهیچ شعری تسکینم نمی دهد

وبا هیچ سازی آرام نمی شوم

از نواختن بیزارم

حس عجیبی ست قلم را در دستانم می فشارم

اما چیزی احساس نمی کنم

دلم واژه تازه می خواهد واژه ای که بتواند

تمام احساسم را بیان کند

اما کاغذم سفید است در حالیکه هم چنان

می نویسم و فقط با یک جمله رنگ آبی جوهررا به خود می گیرد

جمله ای که حضورت را برایم زیباتر میکند و از عمق وجودم برایت

مینویسم :یار من

زیباترین باران

دوستت دارم




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 9 آبان 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

می خواهم....

از همیشه بودنت

از همیشه دوست داشتنم

از همیشه های دلتنگی عاشقانه هایم

داستان بنویسم 

بگذار قصه من و تو به گوش باد برسد

تا افسانه ما

  رقیب لیلی و مجنون ، شیرین وفرهاد شود

بگذار یک سطر فقط یک سطر از تو بنویسم

تا کمی در پس این کلمات  تورانفس بکشم

بگذار باهر نقطه در اخر جملاتم سیر نگاهت کنم

بگذار گرمای بودنت  را با حروف در کنار هم به آغوش بگیرم

*****






ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 9 آبان 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

بارانِ سیل هم که ببارد
کجا به پای بارشِ چشمهای همیشه بارانی ام می رسد؟
باران می بارد و تو نیستی...
تو نیستی تا شانه به شانه زیر گریه ابرهای پاییزی کنارم قدم بزنی...دستهایم را بفشاری
... دستهایم گرم شود با گرمای دستانت و قلبم ذوب شود از حرارت بی نهایت عشقت.
تو نیستی و چقدر این روزهای بی تو بودن ابری و پاییزی است
تو نیستی و ثانیه به ثانیه دلم می شکند از نبودن های بی پایانت...
طوفان هم که بیاید گم خواهد شد در گردباد این دل پرآشوب!
چقدر دوست دارم این دلشوره های گاه و بی گاه را...
چقدر دوست دارم گم شدن در کوچه پس کوچه های خاطرات بی بازگشت را...
چقدر دوست دارم باران بی امان چشمهایم را...................................................................................................................................
......چقدر دوست دارم............... تو را...




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 4 آبان 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

تو گل دادی به من عاشقونه

تا بمونم با تو عاشقونه

تو خندیدی ولی عشقی ندیدی

تو خندیدی ولی عاشق ندیدی

تو گریه کردی و عاشق نبودی

تو حسرت چیدی و لایق نبودی




نوشته شده در تاریخ شنبه 30 مهر 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

یک پنجره برای دیدن

یک پنجره برای شنیــــــــــــــــــدن

یک پنجره که مثل حلقه ی چاهــــــــــــــــــــــــی

در انتهای خود به قلب زمین می رســـــــــــــــــــــــــــــــــــــد

و باز می شود به سوی وسعت این مهربانی مکرر آبی رنـــــــــــــــــــــــگ

یک پنجره که دست های کوچک تنهایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی را

از بخشش شبانه ی عطر ستاره های کریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

سرشار می کنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد

و می شود از آنجـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا

خورشید را به غربت گل های شمعدانی مهمان کــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد

یک پنجره برای من کافیســــــــ*ـ*ـ*ـ*ــــــــ*ـ*ـ*ـ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت

*ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ*ـــ ـــــ ــــــ ـــــ ـــــ ــــ ـــــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ*

*ــــــــــــــــــــــــــــــ*ــــــ ـــــ ــــ ـــــ ــــ ـــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ*

*ـــــــــــــــــــــــــ *ــــ ـــ ــــ ــــ ـــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــ*

*ـــــــــــــــــــــــــ*ــ ـــ ـــ ـ*ـــــــــــــــــــــــــــــ*

*ــــــــــــــــــــــ*ـ ـ*ـــــــــــــــــــــــ*

*ـــــــــــــــــــــ*ــــــــــــــــــــ*

*ـــــــــــــــــــــــــــــ*

*ــــــــــــــــ*

*ــــــ*

*




نوشته شده در تاریخ شنبه 30 مهر 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()





این روزا كه میگذرد احساس می كنم

یكی از جاده های پر و پیچ و خم و مه آلود

زندگی منو به سوی خود می خواند.....

برای پیدا كردنش همه جا را می گردم

از هر پنجره بازی به امید اینكه اورا ببینم

سرك می كشم ولی نیست......

روزها منتظر یه قاصدك تا خبری برایم بیاورد

ولی قاصدكها هم نشانی من را گم كرده اند......

شبها آسمان را نگاه می كنم تا شاید بتوانم نشونیشو

از ستاره ها بگیرم ولی ستاره ها هم یادشون

رفته نیم نگاهی به زمین بندازن تا نگاه یه منتظر

را ببینند.....
تنهایی رو بیشتر از همیشه احساس می كنم .

خسته تر و دلتنگ تر از همیشه به دنبال پناهگاه امن و

مطمئن خود می گردم تا با رسیدن بهش كمی

آرامش بگیرم ولی مثل اینكه مهربونی كه اون بالاست

به تنهایی محكومم كرده.....

مهربون عالم اگر تو اینطور میخوای باشه

من كه حرفی ندارم همه ی دلتنگیها و بی كسی ها

برای من ولی ازت میخوام اونی كه دوست ندارم

هیچ وقت غمشو ببینم بخنده و شاد باشه.

اونو تنهاش نذار و همیشه باهاش باش .

فقط ای كاش بهم می گفتی تا كی چشمهای

منتظرم باید به جاده ی زندگی باشه....؟؟؟





نوشته شده در تاریخ جمعه 29 مهر 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

شب بلنده ،  مث حرفای نگفته

شب عمیقه، مث احساس تو و من

تو عزیزی، مث لحظه های نایاب

ساعتِ گمشده ی” به هم رسیدن”

شب این جزیره  ارزونی چشمات

دو ستاره ای که روشن می شه تا صبح

تا به بیراهه نیفتم تک و تنها

نیمه ی گمشده ی من می شه تا صبح

عطر آواز ترانه های من شو

رنگ آرامش این شبای روشن

پا به قاب آینه های خالی بُگذار

تا که همسفر ببینی منُ با من

مث سایه هرچه بودم از تو بودم

مث آینه هرچه داشتم از تو داشتم

من به اعتماد این ستاره ها بود

عاشقونه پا به راه شب گذاشتم




نوشته شده در تاریخ جمعه 29 مهر 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

من آهنگ توام حالا

تو آواز منی کم کم

به یک اندازه خوشبختیم

به یک اندازه ، مثل هم

به یک اندازه قلب ما

تو این آوار ویرونه

غرور هردومون حتی

به یک اندازه پنهونه

من از طعم تو شیرینم

تو از احساس من شادی

به یک اندازه دل دادم

به یک اندازه دل دادی

نه تو مجبور دلتنگی

نه من محکوم بی صبری

نه دنیای تو بارونی

نه حال و روز من ابری

تو رو از حس تنهایی

منُ از مرگ ترسونده

به یک اندازه اسم ما

به یاد زندگی مونده




نوشته شده در تاریخ جمعه 29 مهر 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

صبح تا شب کنار ساحل میومد

عاشق پری دریا شده بود

آدم قصه ی ما تموم عمر

لب دریا تک و تنها شده بود

محو چشم پری دریا می شد

با نگاهی که پر از اشاره بود

تب عشق دو نگاه مهربون

راز آسمون بی ستاره بود

تا یه روز که دل به دریا زد و رفت

روی بال موجای سر به هوا

تن به آرامش دریا زد و شد

طعمه ی پرنده ها و ماهیا

دریا دلواپس و غمگین که چرا

پری از رفتن او غصه نخورد

واسه اونکه صب تا شب گریه می کرد

عاشقی که دل به دریا زد و مرد

پری قصه ولی به طعنه گفت:

راز این فریبو فهمیده بودم

اون تو چشمام به خودش خیره می شد

من تو چشماش خودمو دیده بودم

شعر : عبدالجبار کاکائی




نوشته شده در تاریخ جمعه 29 مهر 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

نه تو پنهون، نه من پیدا 

نه ساعت بی خیال ما

نه کس دلتنگِ کابوسِ

حسابِ ماه و سال ما

 

نه این ساعت تو دور از من

نه این لحظه من آسوده

بمون نزدیک من بی من

که تا بوده ،همین بوده

 

تو آوازی شدی در من،

_چراغی رو به تاریکی_

من از عطر تو فهمیدم

به من بسیار نزدیکی

 

تو بیداری و نور تو ،

به این آیینه ها خورده

مث ماهی که تابیده

به تنگ ماهی مرده

 

پر از اسم تو، دالان ها

پر از حرف تو، پستو ها

پر از یاد تو، شبنم ها

پر ازعطر تو، شب بو ها

 

نه تو پنهون ،نه من پیدا

نه قصه رو به خاموشی

بمون نزدیک من ، بی من

هلاکم از فراموشی




(تعداد کل صفحات:35)      [ ... ]   [ 2 ]   [ 3 ]   [ 4 ]   [ 5 ]   [ 6 ]   [ 7 ]   [ 8 ]   [ ... ]  
درباره وبلاگ
سلام دوست عزیز به وبلاگ خودتون خوش امدید . تو این وبلاگ هر چی بخواهید پیدا میشه . فقط خوب بگردید.
Iranbloglist.comوبلاگ برتر را انتخاب کنید.
موضوعات
آخرین مطالب
نظر سنجی
دوست عزیز نظرت راجب وبلاگ چیه




نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
پیوندهای روزانه

 

گالری عکس
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن می باشد.

قالب وبلاگ

پیامک عاشقانه

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic