منبع اطلاعاتی مفید
مقالات ، ادبیات ، عکس ، آموزشهای زناشویی ، موارد جنسی و............
نوشته شده در تاریخ شنبه 11 شهریور 1391 توسط . کردستانی | نظرات ()
دنیا دو روزه هر دو روزش درد
دنیا دو رو داره دوتاش نامرد
دستای خونیمو تماشا کن
من کشتمت حالا تو حاشا کن

اون خنجری که توی پهلوته
بغض منه با کینه مخلوطه!

حالا تو حاشا کن که غم داری
هرشب منو تو خونه کم داری
من گوشه ی قلبم تورو کشتم
هرچی دلت می خواد بگو پشتم
چیزی نبوده بین ما - گفتی!؟
یادت باشه از پا که می افتی

اون خنجری که توی پهلوته
بغض منه با کینه مخلوطه!

عشقی نبود ... اما تو قلبم مُرد!
هه ... چی شده بازم بهت برخورد؟
اون بوسه های مرده-ماسیده ت
اون خنده های پوچ و پوسیده ت
مال خودت ... من چشم و دل سیرم
من از لجن ماهی نمی گیرم!

اون خنجری که توی پهلوته
بغض منه با کینه مخلوطه!



نوشته شده در تاریخ شنبه 11 شهریور 1391 توسط . کردستانی | نظرات ()

جوابم نکن مردم از ناامیدی

شاید عاشقم شی،خدا رو چه دیدی


خیال کن جواب منو دادی اما

عزیزم جواب خدا رو چی میدی؟


همینجوری اشکام سرازیر میشن

دیگه از خودم اختیاری ندارم




ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 8 شهریور 1391 توسط . کردستانی | نظرات ()


وقتی خسته ام... وقتی کلافه ام... وقتی دلتنگــــم...

بشقاب ها را نمیشکنم

شیشه ها را نمیشکنم

غرورت را نمیشکنم

دلت را نمیشکنم

در این دلتنگی ها زورم به تنها چیزی که میرسه...

این بغض لعنتیه !!!



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 6 شهریور 1391 توسط . کردستانی | نظرات ()

دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ است… 


  دلم برای کسی تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هدیه می دهد 


دلم برای کسی تنگ است که با زیبایی کلا مش مرا در عشقش غرق می کند…


دلم برای کسی تنگ است که سرنوشتش همانند من است…


 دلم برای کسی تنگ است که دلش همانند دل من است…


 دلم برای کسی تنگ است که محرم اسرار است…


          <  عشقم دلم برات تنگ شده >




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 6 شهریور 1391 توسط . کردستانی | نظرات ()


پس از ان غروب رفتن اولین طلوع من باش

            

                           من رسیدم رو به اخر تو بیا شروع من باش


شب از قصه جدا کن چکه کن رو باور من


                         خط بکش رو جای پای  گریه های اخر من


اسمتو ببخش به لبهام

 

                   بی تو خالیه نفس هام


خط بکش رو باور من

  

                 زیر سایه بون دستام






نوشته شده در تاریخ شنبه 28 مرداد 1391 توسط . کردستانی | نظرات ()
سخته عاشق باشی ؛ ولی هیشکی ندونه ....
اشکاتو زودی پاک کنی کسی نفهمه !
سخته دوستش داشته باشی ولی ندونه ...
سخته نگاهش بکنی اما نخونه ....
وای که چه سخته !
قشنگی عشق که میگن شاید همینه ... !!!



نوشته شده در تاریخ جمعه 15 اردیبهشت 1391 توسط . کردستانی | نظرات ()

حرف آخر دلم تنها تویی صدای من

تنها دلیل بودنم فقط تویی هوای من

 

سکوت رو میسپارم به شب تا با تو از نو زنده شم

هواتو کرده این دلم تو نیستی بی تابت میشم

 

من از تو دل نمیکنم اینو خودت خوب میدونی

نزار بگم دوستت دارم اینو تو چشمام میخونی

 

من عاشق عشق توام عاشق اون ناز نگات

میخوام پر از ستاره شه سیاهی رنگ شبات

 

یکم به من خیره بشو شاید منو یادت بیاد

من همونم که هستیشو پای دوتا چشم تو داد

 

من همونم که تو شبات همدم آهت میشدم

سنگ صبور غصه ها چراغ راهت میشدم

 

کوه غمت رو دوش من خاطره هات جلو چشام

به پای تو شکستم و میگذرم از تو قصه هام

 

حرفی نمونده تو دلم بغضی نشسته تو گلوم

درد دلام باشه واسه وقتی نشستی روبروم

 




نوشته شده در تاریخ جمعه 15 اردیبهشت 1391 توسط . کردستانی | نظرات ()

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش 
تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net كلیك كنید

به دیدارم بیا هردم

در این تنهایی تنها و تاریک خدا مانند

دلم تنگ است

بیا ای روشن ! ای روشن تر از لبخند

شب تاریک این دل را تو روشن کن

که من دلتنگ و تنهایم

دلم تنگ است

دلم ... !





نوشته شده در تاریخ سه شنبه 12 اردیبهشت 1391 توسط . کردستانی | نظرات ()


صدای بی صدا

دوباره می‌نویسمت، بدون اینکه بشمرم
بدون اینکه عطرتو، به ذهن خونه بسپُرم

به ناخود آگاه خودم، سری دوباره می‌زنی
بدون اینکه حس کنم، هزار صفحه با منی

چه ساده می‌رسم به تو، همیشه زود باورم
که خواب با تو بودنو، بدون گریه می‌پرم

ترانه‌ساز من شدی، پر از امید و آرزو
چرا سکوت می‌کنی، به جای من خودت بگو

چه ساده می‌بری منو، به انتهای دفترم
درون این ترانه‌ها من از خودم جلوتَرَم

به داد واژه‌ها برس، که عامیانه‌تر بِشَن
ازعاشقونه‌ها بگو، نگاهمو ورق بزن

صدای بی‌صدای من، همیشه خوب نازنین
بیا و بین کاغذا، حضور دستاتو ببین





نوشته شده در تاریخ سه شنبه 29 فروردین 1391 توسط . کردستانی | نظرات ()

http://asheganeh.ir/

یـکـــ بـ ــار هم وقـتــی

مـنـتـظـرتــ نـیـسـتـمـ
به ســ ــراغـم بیــ ــا

بـگـ ـذار خـیـالـ ــم
غـ ـافـلـگیـ ــر شــود …

 

برایت مینویسم از دل تنگ
برایت می نویسم قصه تلخ
برایت حرفها دارم صمیمی
کنارم باش تا عشقم ببینی
برایت مینویسم تا که باشه
همیشه یاد من در خاطر تو
برایت می نویسم تا که هستم
کنارم جا بمونه واسه تو
برایت می نویسم می نویسم. . . .




نوشته شده در تاریخ سه شنبه 29 فروردین 1391 توسط . کردستانی | نظرات ()
asheganeh.ir

روزگاری در گوشه ای از دفترم نوشته بودم



تنهایی را دوست دارم چون بی وفا نیست

تنهایی

روزگاری در گوشه ای از دفترم نوشته بودم

تنهایی را دوست دارم چون بی وفا نیست

تنهایی را دوست دارم چون تجربه اش کردم

تنهایی را دوست دارم چون عشق دروغین در آن نیست

تنهایی را دوست دارم چون در خلوت تنهاییم در انتظار خواهم گریست و هیچ کس اشک هایم را نمیبیند

اما از روزی که با تو آشنا شدم

از تنهایی بیزارم چون تنهایی یاد آور لحظات تلخ بی تو بودن است

از تنهایی بیزارم چون فضای غم گفته سکوتم تو را فریاد میزند

از تنهایی بیزارم چون به تو وابسته ام

از تنهایی بیزارم چون با تو بودن را تجربه کرده ام

از تنهایی بیزارم چون خداوند هیچ انسانی را تنها نیافریده است

از تنهایی بیزارم چون خداوندتو را برایم فرستاد تا تنها نباشم

از تنهایی بیزارم چون هر وقت در تنهایی گریه می کنم دستان مهربانت را برای پاک کردن اشک هایم کم میاورم

از تنهایی بیزارم چون شیرین ترین لحظاتم با تو بودن است

از تنهایی بیزارم چون مرداب مرده ی تنم با آفتاب نگاه تو جان میگیرد

از تنهایی بیزارم چون کویر خشک لبانم عطش باران محبت لبانت را دارد

از تنهایی بیزارم چون به قداست شانه هایت ایمان دارم.

از تنهایی بیزارم چون تمام واژه های شعرم با تو بودن را فریاد میزند.

از تنهایی بیزارم چون هیچگاه تنهایی را درک نکرده ام

همیشه… همه جا… در هر حال… حضورت را در قلبم حس کرده ام پس بگذار با تو باشم

و عاشقانه در آغوش پر مهر تو بمیرم تا همیشه ماندگار باشم. پس تنهایم نگذار…




نوشته شده در تاریخ سه شنبه 29 فروردین 1391 توسط . کردستانی | نظرات ()

از چه بنویسم؟


از چه بنویسم؟؟


از آسمانی که همیشه در حال عبور است؟

یا از دلی که سوتو کور است؟

از زمین بنویسم یا از زمان یا از یک نگاه مهربان؟

از خاطراتی که با تو در باران خیس شد؟

یا از غزلهایی که هیچ وقت سروده نشد؟

از چه بنویسم ؟؟

از نامه هایی که هیچوقت بسویت نفرستادم ؟

یا از ترانه هایی که هرگز برایت نخواندم؟

از چتری که هرگز زیر آن نایستادیم؟

یا از بدرودی که هرگز بر زبان نیاوردیم؟

من عاشق بیابانی هستم که هرگز قسمت نشد با هم در آن قدم بزنیم…

من دل بسته درختی هستم که فرصت نشد اسممان را رویش حک کنیم…..

من منتظر پنجرهایی هستم که عطر تو را دوباره به من نشان دهد….




نوشته شده در تاریخ شنبه 5 فروردین 1391 توسط . کردستانی | نظرات ()

نامه دلتنگی

 

اولین روزی که دست سرنوشت من و تورا روبروی یکدیگر قرار داد

هیچ گاه فکر نمی کردم که این چنین دیوانه وار دوستت داشته باشم و

 

در غم جدایی تو همچون سیاه ای از خورشید جدا خاموش و همچون

درخت خزان زده ای پژمرده گردم ولی این سرنوشت بیان کرد که

در حقیقت ایست چه:

چه بخواهیم و چه نخواهیم                     باید از یکدیگر جدا شویم

 

ااگر روزی در کوچه قدیمی خاطراتم ورق زدی

مرا بیاد آور و بدان که وجودم وابسته و پیوسته به توست


نوشته شده در تاریخ شنبه 5 فروردین 1391 توسط . کردستانی | نظرات ()

 
                                                     

 

درد شیرین سر به سینه بی قرارم

 می کوبد، دردی شبیه عشق!دردی که سایه نوازشگر

 نگاهت را می جوید

 کاش می دانستی که چقدر دلتنگ توام

 لبهام خاموشن اما ای کاش غوغای درونم را

 می شنیدی تا من همیشه آرام و بی پروا،به

 تماشایت می نشستم و بادیدن غنچه لبخندی

 که در میان لبهایت پرپر می شد،توان زندگی

  می یافتم،آه،که چقدر دلتنگ وسرگردانم.

 منم و سکوت و تنهایی

کاش می توانستم بانک عشق را به صدا درآورم

 تا طنین دلنوازش را می شنیدی و

 باورم می کردی، مرا که این همه بی تو بی تابم.

 باورم کن...




نوشته شده در تاریخ شنبه 5 فروردین 1391 توسط . کردستانی | نظرات ()

بس که دیوار دلم کوتاه است . هرکه از کوچه ی تنهایی من می گذرد ، به هوای هوسی هم که شده . سرکی می کشدو می گذرد …


رویای با تو بودن را نمی توان نوشت نمی توان گفت و حتی نمیتوان سرود
با تو بودن قصه شیرینی است به وسعت تلخی تنهایی
و داشتن تو فانوسی به روشنایی هر چه تاریکی در نداشتند
و...و من همچون غربت زده ای در اغوش بی کران دریای بی کسی
به انتظار ساحل نگاهت می نشینم و می مانم تا ابد
وتا وقتی که شبنم زلال احساست زنگار غم را از وجودم بشوید
بانوی دریای من...
کاش قلب وسعت می گرفت شمع با پروانه الفت می گرفت
کاش توی جاده های زندگی خنده هم از گریه سبقت می گرفت




(تعداد کل صفحات:35)      [ 1 ]   [ 2 ]   [ 3 ]   [ 4 ]   [ 5 ]   [ 6 ]   [ 7 ]   [ ... ]  
درباره وبلاگ
سلام دوست عزیز به وبلاگ خودتون خوش امدید . تو این وبلاگ هر چی بخواهید پیدا میشه . فقط خوب بگردید.
Iranbloglist.comوبلاگ برتر را انتخاب کنید.
موضوعات
آخرین مطالب
نظر سنجی
دوست عزیز نظرت راجب وبلاگ چیه




نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
پیوندهای روزانه

 

گالری عکس
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن می باشد.

قالب وبلاگ

پیامک عاشقانه

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات