منبع اطلاعاتی مفید
مقالات ، ادبیات ، عکس ، آموزشهای زناشویی ، موارد جنسی و............
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 2 شهریور 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()


تو غربتی که سرده تموم روز و شب هاش

غریبه از من و ما عشق من عاشقم باش

عشق من عاشقم باش که تن به شب نبازم

با غربت من بساز تا با خودم بسازم

گفتی که از تو گفتن یعنی نفس کشیدن

از خود گذشتن من یعنی به تو رسیدن

قلبمو عادت بده به عاشقانه مردن

از عشق زنده بودن،از عشق جون سپردن

وقتی که هق هق عشق ضجه ی احتیاجه

سر جنون سلامت که بهترین علاجه

عشق من عاشقم باش اگر چه مهلتی نیست

برای با تو بودن اگرچه فرصتی نیست

عشق من عاشقم باش نذار بیفتم از پا

بمون با من که بی تو نمی رسم به فردا




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 2 شهریور 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()


چه کنم که از عشقت ندارم لحظه ای آرام؟

و از هجرت به چشمم می زند باران؟

آری اشک من برایت هست یک پیمان!

یک پیمان پابرجا،یک سوگند بی پایان




ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 2 شهریور 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()


سکوت تو معنی می کند رازت را

سکوت تو عمق زیبایی ندارد

و در آن تاریکی و بی مهری نهفته است

سکوت تو معنی اش رضا نیست

سکوت تو فقط نبود من است

و من محکوم به عاشق ماندن

و من محکوم به نگه داشتن تو در قلبم

گناهم چیست که محکومم؟

سکوت تو مرا نمی خواست

سکوت تو هیچ وقت نشکست

اما زیبای من!سکوت تو قلب مرا شکست

و مرا وادار کرد به سکوت!

سکوت من اما عمق زیبایی دارد

و در ان روشنی و محبت نهفته است

سکوت من معنی اش رضا است

رضایت به ماندن تو در قلبم

رضایت به عاشق ماندن

سکوت من فقط یک چیز را می خواهد

و آن تو هستی...

زیبای من سکوتم را بشکن

بشکن سکوتم را

همانطور که شکستی قلبم را




ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 2 شهریور 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()


من همان بیچاره ی چشمان تو

تو همان سنگ دل زیبا چشم

من همانم که تو حتما از من بی خبری

ور نه تا این هنگام ، به دل پرخونم نظری می کردی




ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ شنبه 29 مرداد 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()
حس و حالم خوش نیست
بی تو دل داغونه
یکی باید باشه
تو رو برگردونه
گم و گورم دورم
گیج و ویجم خستم
بس که پای پلکم رو
به دل در بستم
پشت سر ویرونه
روبه رو دیواره
داره از ابر سیاه
درد سر میباره
دل مغرور ما
دست و پا نمیزنه
سنگ از اسمون بیاد
صخره جا نمیزنه....
چشماتو به روم ببند
خدا چشمش بازه
زندگی با گره هاش
آدم رو میسازه



نوشته شده در تاریخ شنبه 29 مرداد 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()
نفس کشیدم تنتو با همه وجود

تو این دنیا هر چی که شنیدم

به غیر از تو دروغ بود

کی جز تو میتونه نگهم داره اینجا ؟

با اینکه ما با هم هیچ وقت نرفتیم دریا..

دست بذار رو قلبم تا من یادت بیارم

هر چی از این آهنگ با تو خاطره دارم….

بذار هر کی جز تو منو میخواد معطل شه پشت ِ در !

بذار با دستام تو رو بگردم

این لحظه های آخر

کی جز تو می تونه نگهم داره اینجا ؟


نوشته شده در تاریخ شنبه 29 مرداد 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

45609ca42b4f90d63072bb671f6d18ad شعر : من عاشقت شدم... !


امشب دلم پُره، امشب مسافری
فرصت نشد بگم چی می کشم بری

چشمم به رفتنت، دلگیرم از خودم
فرصت نشد بگم، من عاشقت شدم

من عاشقت شدم، ما میرسیم به هم
کاش مونده بودی و میشد بهت بگم

ما عاشق همیم، ما میرسیم به هم
کاش اینجا بودی و میشد بهت بگم

میترسم از همه، ازین شبهای سرد
تو فکر رفتنی، کاریش نمیشه کرد

میخواستم بهت بگم، فکر کسی نباش
میخواستم بهت بگم ، اما دلم نذاشت

من عاشقت شدم ، ما میرسیم به هم
کاش مونده بودی و میشد بهت بگم

ما عاشق همیم، ما میرسیم به هم

کاش اینجا بودی و میشد بهت بگم…

کاش…




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 20 مرداد 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

یک نفر از كوچه ی ما عشق را دزدیده است
این خبردركوچه های شهر ما پیچیده است

دوره گردی در خیابانها محبت می فروخت
گویا او هم بساط خویش را برچیده است

عاشقی می گفت روزی روزگاران قدیم
عشق را از غنچه های كوچه باغی چیده است

عشق بازی در خیابان مطلقا ممنوع شد
عابری این تابلو را دورمیدان دیده است

می روم از شهر این دل سنگهای كور دل
یك نفر بر ریش ما دلریشها خندیده است

 




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 20 مرداد 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

از دست عزیزان چه بگویم ؟؟؟؟؟

گله ای نیست.....گله ای نیست...

گر هم گله ای هست ، دگر حوصله ای نیست ....

حوصله ای نیست....

سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم

هرلحظه جز این دست مرا مشغله ای نیست


 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 20 مرداد 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

وقتی رفتی صدات کردم شنیدی و رفتی
دست به سمتت دراز کردم و تو به این گدای غریب پشت کردی
تو حق نداشتی اغوشی که مستحق ترین خانه اش بودم
را به مسجد هوس ببخشی
و چه هیبتی داشتی وقتی به عشقم خشم کردی
نالیدم و اخم کردی
چه عظمتی داشتی وقتی دل به دیگری داده بودی و چشم به چشم من
از غم فراق میگفتی
و به ن  ت  ا   ه  ی   ی  نظم دادی و تنهایی را برایم رسم کردی
چه بی پناه بودم که تورا تکیه گاه دانسته بودم
میدانم که هیچ نمیدانستم
چه هستی که نیستی هدیه ام دادی
تو با گامهای استوار سخت دلم را شکستی
و لرزان ترین جای پای دنیارو گذاشتی گنج پستوی بغضم
و رفتی



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 20 مرداد 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

به خیانت ارادت دارم و کابوس سیاهی دارم

به تو شک دارم و احساس کبودی دارم

وهم و اوهام عجیبی دارم

من تورا داشتم و غم دارم

بیش دارم  ز شکست زخم عریضی دارم

من چه ها دارم و تو کوری و از عشق هوایی و هوس میدانی

میدانم و از  پشت سرت........هیسسسسسس

امیدی به تو سنگ دل زاده برج سرطان نیست!!!

........................




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 20 مرداد 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

من سکوت خویش را گم کرده ام

لاجرم دراین هیاهو گم شدم

من که خود افسانه می پرداختم

عاقبت افسانه مردم شدم

 ای سکوت ای مادر فریادها

ساز جانم از تو پر آوازه بود

تا درآغوش تو راهی داشتم

چون شراب کهنه شعرم تازه بود

در پناهت برگ و بار من شکفت

تو مرابردی به شهر یادها

من ندیدم خوشتر از جادوی تو

ای سکوت ای مادر فریادها

گم شدم در این هیاهو   گم شدم

تو کجایی  تابگیری دادمن؟

گر سکوت خویش را می داشتم

    زندگی پر بود از فریاد من....




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 20 مرداد 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

ترا من زهر شیرین خوانم ای عشق

که نامی خوش تر ازاینت ندانم.

وگر - هر لحظه -رنگی تازه گیری  ُ

به غیر از زهر شیرینت   ُ نخوانم

  تو زهری زهر گرم سینه سوزی  ُ

تو شیرینی   ُ که شور هستی از تست .

شراب جام خورشیدی    ُ که جان را

نشاط از تو    ُ غم از تو     ُ مستی از تست.

به آسانی    ُ  مرا از من ربودی

درون کوره ء غم آزمودی

دلت آخر به سرگردانیم سوخت

نگاهم را به زیبایی گشودی

بسی گفتند : - .   دل از عشق برگیر

که : نیرنگ است و افسون است و جادوست  :

ولی ما دل به او بستیم و دیدیم

که این زهر است   ُ اما....نوشداروست .

چه غم دارم که این زهر تب آلود   

تنم را در جدائی میگدازد

ازآن شادم که در هنگامه ء درد   :

غمی شیرین دلم را مینوازد

اگر مرگم به نامردی نگیرد 

 مرا مهر تو در  دل جاودانی است .

وگر عمرم به ناکامی سرآید  

ترادارم که:      مرگم زندگانی است....




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 20 مرداد 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

در میان من و تو فاصله هاست

گاه می اندیشم

--  می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری "

تو توانایی بخشش داری

دستهای تو توانایی آن را دارد   .

که مرا

زندگانی بخشد

چشم های تو به من می بخشد

شور عشق و مستی

وتو چون مصرع شعری زیبا    .....

     سطر برجسته ای از زندگی من هستی .




نوشته شده در تاریخ جمعه 14 مرداد 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

  عکس   شعر عاشقانه , متن عاشقانه فروردین ماه ۹۰

میان ماندن و نماندن

فاصله تنها یک حرف ساده بود

از قول من

به باران بی امان بگو :

دل اگر دل باشد ،

آب از آسیاب علاقه اش نمی افتد

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

 

گذشته در چشمانم مانده است

عبور ثانیه ها ی رد شده در تمام نگاه هایم مشهود است

چشمانت را با شقاوت تمام به روی حقایق بستی

صبور میمانم و بی تفاوت می گذرم

که نفهمی هنوز هم دوستت دارم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

بی تو بودن را معنا می کنم با تنهایی و آسمان گرفته

 

آسمان پر باران چشم هایم

 

بی تو بودن را معنا می کنم با شمع , با سوزش ناگریز شمعی بی پروانه

 




ادامه مطلب
(تعداد کل صفحات:35)      [ ... ]   [ 8 ]   [ 9 ]   [ 10 ]   [ 11 ]   [ 12 ]   [ 13 ]   [ 14 ]   [ ... ]  
درباره وبلاگ
سلام دوست عزیز به وبلاگ خودتون خوش امدید . تو این وبلاگ هر چی بخواهید پیدا میشه . فقط خوب بگردید.
Iranbloglist.comوبلاگ برتر را انتخاب کنید.
موضوعات
آخرین مطالب
نظر سنجی
دوست عزیز نظرت راجب وبلاگ چیه




نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
پیوندهای روزانه

 

گالری عکس
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن می باشد.

قالب وبلاگ

پیامک عاشقانه

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات