منبع اطلاعاتی مفید
مقالات ، ادبیات ، عکس ، آموزشهای زناشویی ، موارد جنسی و............
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 13 مهر 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

شما هر آینه، آیینه اید و من همه آه/ عجیب نیست كز اینسان مكدرید از من/ نه در تبری من نیز بیم رسوایی است / به لب مباد كه نامی بیاورید از من..... 
مرا ندیده بگیرید و بگذرید از من
كه جز ملال نصیبی نمی‌برید از من
زمین سوخته‌ام نا امید و بی‌بركت
كه جز مراتع نفرت نمی‌چرید از من
عجب كه راه نفس بسته اید بر من و باز
در انتظار نفس‌های دیگرید از من
خزان به قیمت جان جار می‌زنید اما
بهار را به پشیزی نمی‌خرید از من
شما هر آینه، آیینه اید و من همه آه
عجیب نیست كز اینسان مكدرید از من
نه در تبری من نیز بیم رسوایی است
به لب مباد كه نامی بیاورید از من
اگر فرو بنشیند ز خون من عطشی
چه جای واهمه تیغ از شما ورید از من
چه پیك لایق پیغمبری به سوی شماست؟
شما كه قاصد صد شانه بر سرید از من



ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 3 مهر 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

31.jpg
 

زنانگی یعنی یک منحنی سینوسی ابدی

با محور مختصاتی n بعدی

و ضرب بی نهایت احساس

و تفریق آگاهانه منطق

 و جمع اضدادی گیج کننده

و تقسیم دردناک سلولهای بدن

با موجودات آینده
 

32.jpg






نوشته شده در تاریخ یکشنبه 3 مهر 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()


 

 

پا به پای کودکی هایم بیا                  کفش هایت را به پا کن تا به تا

 

قاه قاه خنده ات را ساز کن                    باز هم با خنده ات اعجاز کن

 

پا بکوب و لج کن و راضی نشو          با کسی جز عشق همبازی نشو

 

بچه های کوچه را هم کن خبر               عاقلی را یک شب از یادت ببر

 




ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 27 شهریور 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()
شدم با چت اسیر و مبتلایش / شبا پیغام می دادم از برایش
به من می گفت هیجده ساله هستم / تو اسمت را بگو، من هاله هستم
بگفتم اسم من هم هست فرهاد / ز دست عاشقی صد داد و بیداد
بگفت هاله ز موهای کمندش / کمان ِابرو و قد بلندش
بگفت چشمان من خیلی فریباست / ز صورت هم نگو البته زیباست
ندیده عاشق زارش شدم من / اسیرش گشته بیمارش شدم من
ز بس هرشب به او چت می نمودم / به او من کم کم عادت می نمودم
در او دیدم تمام آرزوهام / که باشد همسر و امید فردام
برای دیدنش بی تاب بودم / زفکرش بی خور و بی خواب بودم
به خود گفتم که وقت آن رسیده / که بینم چهره ی آن نور دیده
به او گفتم که قصدم دیدن توست / زمان دیدن و بوییدن توست
ز رویارویی ام او طفره می رفت / هراسان بود او از دیدنم سخت
خلاصه راضی اش کردم به اجبار / گرفتم روز بعدش وقت دیدار
رسید از راه، وقت و روز موعود / زدم از خانه بیرون اندکی زود
چو دیدم چهره اش قلبم فرو ریخت / توگویی اژدهایی بر من آویخت
به جای هاله ی ناز و فریبا / بدیدم زشت رویی بود آنجا
ندیدم من اثر از قد رعنا / کمان ِابرو و چشم فریبا
مسن تر بود او از مادر من / بشد صد خاک عالم بر سر من
ز ترس و وحشتم از هوش رفتم / از آن ماتم کده مدهوش رفتم
به خود چون آمدم، دیدم که او نیست / دگر آن هاله ی بی چشم و رو نیست
به خود لعنت فرستادم که دیگر / نیابم با چت از بهر خود همسر
بگفتم سرگذشتم را به «جاوید» / به شعر آورد او هم آنچه بشنید
که تا گیرند از آن درس عبرت / سرانجامی ندارد قصّه ی چت



نوشته شده در تاریخ جمعه 11 شهریور 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

نظر یاااااادت نررررررره

شاعر زن میگه :


به نام خدایی که زن آفرید / حکیمانه امثال ِ من آفرید

خدایی که اول تو را از لجن / و بعداً مرا از لجن آفرید !

برای من انواع گیسو و موی / برای تو قدری چمن آفرید !

مرا شکل طاووس کرد و تورا / شبیه بز و کرگدن آفرید !

به نام خدایی که اعجاز کرد / مرا مثل آهو ختن آفرید

تورا روز اول به همراه من / رها در بهشت عدن آفرید

ولی بعداً آمد و از روی لطف / مرا بی کس و بی وطن آفرید

خدایی که زیر سبیل شما / بلندگو به جای دهن آفرید !

وزیر و وکیل و رئیس ات نمود / مرا خانه داری خفن آفرید

برای تو یک عالمه کِیْسِ خوب / شراره ، پری ، نسترن آفرید

برای من اما فقط یک نفر / براد پیت من را حَسَنْ آفرید !

برایم لباس عروسی کشید / و عمری مرا در کفن آفرید

شاعر مرد در جواب میگه :

به ‌نام خداوند مردآفرین / که بر حسن صنعش هزار آفرین

خدایی که از گِل مرا خلق کرد / چنین عاقل و بالغ و نازنین



ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 2 شهریور 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()




مث یه معجزه بود . .  .

وقتی از همه چی توی دنیا نا امید شدم ، اون اومد و دستام و گرفت .

با اون نگاه معصومش ، با اون صدای قشنگش و با اون قلب مهربونش ، یه دنیا دوست داشتن و




ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 20 مرداد 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

چهار نفر بودند به این اسامی

همه کس

یه کسی

هر کسی

هیچ کس

کار مهمی در پیش داشتند وهمه ایمان داشتند که این کار انجام شدنیست

هرکسی میتوانست این کار را انجام دهد

اما کسی این کار را نکرد

یک کسی عصبانی شد

چرا که این کار کار همه کس بود

اما هیچ کس متوجه نبود

که همه کس این کار را نخواهد کرد

سر انجام هر کسی یه کسی را سر زنش کرد

که چرا هیچ کس کاری نکرد که همه کس میتوانست انجام دهد!!

..................





نوشته شده در تاریخ جمعه 27 خرداد 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

خانمی با همسرش گفت این چنین:
کای وجودت مایه ی فخر زمین!


ای که هستی همسری بس ایده آل!
خواهشی دارم ... مکُن قال و مقال!


هفت سین تازه ای خواهم ز تو
غیر خرج عید و غیر از رختِ نو


"سین" یک، سیّاره ای، نامش پراید
تا برانم مثل برق و مثل باد



ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ جمعه 27 خرداد 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()


 

 

یه روزی آقای کلاغ ، به قول بعضیا زاغ
رو دوچرخه پا می‌زد ، رد شدش از دم باغ

پای یک درخت رسید ، صدای خوبی شنید
نگاهی کرد به بالا ، صاحب صدا رو دید

یه قناری بود قشنگ ، بال و پر ، پر آب و رنگ
وقتی جیک جیکو می‌کرد ، آب می‌کردش دل سنگ

قلب زاغ تکونی خورد ، قناری عقلشو برد
توی فکر قناری ، تا دو روز غذا نخورد

روز سوم کلاغه ،‌رفتش پیش قناری
گفتش عزیزم سلام ، اومدم خواستگاری!



ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 24 خرداد 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

 

 

خدای خوبم

 

من خدایی دارم

که در این نزدیکیست

نه در آن بالاها

مهربان،خوب،قشنگ

چهره اش نورانیست

گاه گاهی سخنی میگوید

با دل کوچک من

ساده تر از سخن ساده من

او مرا می فهمد

او مرا میخواند

نام او ذکر من است

در غم و در شادی

چون به غم می نگرم

آن زمان رقص کنان می خندم

که خدا یار من است

که خدا در همه جا یاد من است

 

او خدایی ست که مرا میخواهد...

 




نوشته شده در تاریخ سه شنبه 24 خرداد 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()
خــــدا کند که بدانی چقدر محتاج است      

     نگاه خسته من به دعای چشمانت مادر

 




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 خرداد 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

این هم شعری تقدیم به مادران (با عرض پوزش - فقط یه طنزه)

اس ام اس مخصوص تبریک روز 
مادر و
 روز زن



ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ جمعه 20 خرداد 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()


شهر خالی، جاده خالی، کوچه خالی، خانه خالی !
جام خالی، سفره خالی، ساغر و پیمانه خالی !
کوچ کرده، دسته دسته، آشنایان، عندلیبان
باغ خالی، باغچه خالی، شاخه خالی، لانه خالی !

وای از دنیا که یار از یار می‌ترسد
غنچه‌های تشنه از گلزار می‌ترسد
عاشق از آوازه دیدار می‌ترسد
پنجه خنیاگران از تار می‌ترسد
شهسوار از جاده هموار می‌ترسد
این طبیب از دیدن بیمار می‌ترسد

سازها بشکست و درد شاعران از حد گذشت
سال‌های انتظار بر من و تو بد گذشت
آشنا نا آشنا شد
تا بله گفتم، بلا شد
گریه کردم، ناله کردم، حلقه بر هر در زدم
سنگ سنگ کلبه  ویرانه را بر سر زدم
آب از آبی نجنبید، خفته در خوابی نجنبید

چشمه ها خشکید و دریا خستگی را دم گرفت
آسمان افسانه ی ما را به دست کم گرفت
جام ها جوشی ندارد عشق آغوشی ندارد
بر من و بر ناله هایم هیچ کس گوشی ندارد

بازآ تا کاروان رفته باز آید
بازآ تا دلبران ناز ناز آید
بازآ تا مطرب و آهنگ و ساز آید
با گل افشانان نگار دلنواز آید
بازآ تا بر در حافظ سراندازیم
گل بیفشانیم و می در ساغر اندازیم.




نوشته شده در تاریخ جمعه 13 خرداد 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

به ده ل شادم مه زانه له کاتی هه لپه رینا                   که مریشکیش خو هه لداوه له کاتی سه ر برینا

معنی:

احساس نکن خوشحالم وقتی دارم میرقصم                   همانا که مرغ هم منگامی که سرش را میبرند بالا وپایین میپرد




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 8 خرداد 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

خدایا...........

 

خدایا فقط تو را می خواهم.....باور کرده ام که فقط تویی سنگ صبور حرف هایم
می ترسم از اینکه بگم دوسش دارم...اون نمی دونه که با دل من چه کرده...نمی دونه که دلی رو اسیر خودش کرده
هنوز در باورم نیست که دل به اون دادم و اون شده همه هستی ام
روز های اول آشنایی را بیاد میاورم آمدنش زیبا بود ...آنقدر زیبا حرف می زد که به راحتی دل به او باختم و او شد اولین عشقم در زندگی
بارالها گویی تو تمام زیبایی های عالم را در چهره و کلام او نهاده بودی
واین گونه مرا اسیر او کردی و دل کندن از او شد برایم محال و داشتنش بزرگترین ارزویم در زندگی
حالا که عاشقش شدم تو بگو چه کنم که تنهایم نگذارد....خدایا امشب به تو می گویم چون تو تنها مونس تنهایی هایم هستی..
چگونه بگویم بدون او می میرم....او رفته و در باورم نیست نبودنش...
خود خوب می دانم او مرا کودکی فرض کرد که نمی داند عشق چیست و برای عاشقی حرمتی قائل نمی باشد
مرا به بازی گرفت یا شاید....نمی دانم.....دگر هیچ نمی دانی.. اعتراف می کنم نفسم به بودن او وابسته است
بعد رفتن او دگر این نفس را هم نمی خواهم....حال تو بگو چه کنم ؟
بار خدایا دوست دارم مرا بفهمد حتی برای یه لحظه




(تعداد کل صفحات:11)      [ 1 ]   [ 2 ]   [ 3 ]   [ 4 ]   [ 5 ]   [ 6 ]   [ 7 ]   [ ... ]  
درباره وبلاگ
سلام دوست عزیز به وبلاگ خودتون خوش امدید . تو این وبلاگ هر چی بخواهید پیدا میشه . فقط خوب بگردید.
Iranbloglist.comوبلاگ برتر را انتخاب کنید.
موضوعات
آخرین مطالب
نظر سنجی
دوست عزیز نظرت راجب وبلاگ چیه




نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
پیوندهای روزانه

 

گالری عکس
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن می باشد.

قالب وبلاگ

پیامک عاشقانه

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic