منبع اطلاعاتی مفید
مقالات ، ادبیات ، عکس ، آموزشهای زناشویی ، موارد جنسی و............
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 28 مهر 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

اگه سبزم اگه جنگل
اگه ماهی اگه دریا
اگه اسمم همه جا هست
روی لب ها تو کتاب ها...



اگه  سبزم اگه جنگل
اگه ماهی اگه دریا


اگه اسمم همه جا هست
روی لب ها تو کتاب ها


اگه رودم رود گنگ ام  
مث بودا اگه پاک


اگه نوری به صلیب ام
اگه گنجی زیر خاک

واسه تو قد یه برگم    
پیش تو راضی به مرگم


اگه پاکم مث معبد
اگه عاشق مث هندو
مث بندر واسه قایق
واسه قایق مث پارو
اگه عکس چهل ستون ام
اگه شهری بی حصارم
واسه آرش تیر آخر

واسه جاده یه سوار


واسه تو قد یه برگم     
پیش تو راضی به مرگم


اگه قیمتی ترین سنگ زمین ام
توی تابستون دست های تو برفم



ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 28 مهر 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()



عشق گاهی خواهش برگ است در اندوه تاک
 عشق گاهی رویش برگ است در تن پوش خاک


 

www.kocholo.org * سایت عاشقانه کوچولو www.kocholo.org * سایت عاشقانه کوچولو www.kocholo.org * سایت عاشقانه کوچولو www.kocholo.org * سایت عاشقانه کوچولو  

عشق گاهی خواهش برگ است در اندوه تاک
عشق گاهی رویش برگ است در تن پوش خاک

عشق گاهی ناودان گریه ی اشک بهار
عشق گاهی طعنه بر سرو است در بالای دار

عشق گاهی یک تلنگر بر زلال تنگ نور
پیچ و تاب ماهی اندیشه در ژرفای تور

عشق گاهی می رودآهسته تا عمق نگاه
همنشین خلوت غمگین آه


عشق گاهی شور رستن در گیاه
عشق گاهی غرقه ی خورشید در افسون ماه

www.kocholo.org * سایت عاشقانه کوچولو

عشق گاهی سوز هجران است در اندوه نی
رمز هوشیاریست در مستی می

عشق گاهی آبی نیلوفریست
قلک اندیشه ی سبز خیال کودکیست

عشق گاهی معجز قلب مریض
رویش سبزینه ای در برگ ریز

عشق گاهی  شرم خورشید است  در قاب غروب
روزه ای با قصد قربت ذکر بر لب پایکوب

عشق گاهی  هق هق آرام  اما بی صدا
اشک ریز ذکر محبوب است  در پیش خدا

www.kocholo.org * سایت عاشقانه کوچولو



ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 28 مهر 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

برای دیدن ادامه عكسها و دانلود روی این عكس كلیك كنید

 تصاویر دیدنی از ازدواج ابراهیم تاتلیسس خواننده مشهور ترک

 ابراهیم تاتلیسس خواننده مشهور در سن 59سالگی ، در بیمارستان محل بستری خود در استانبول با نامزد 30 ساله خود ازدواج كرد.


 

ابراهیم تاتلیسس خواننده مشهور تركیه روز سه شنبه در بیمارستان محل بستری خود در استانبول با نامزد 30 ساله خود ازدواج كرد.

به گزارش عصر ایران ابراهیم كه 12 سال با " عایشه گل ییلدیز " آشنا بود روز گذشته برای دومین بار در طول عمر 59 ساله خود بر سر میز ازدواج نشست.

تاتلیسس چند ماه پیش بر اثر اصابت گلوله به جمجمه اش به شدت زخمی شد و در آستانه مرگ قرار گرفت . گفته می شود " پروفسور سمیعی " برترین جراح ایرانی مغز در جهان وی را در آلمان تحت عمل جراحی قرار داده است .









نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 28 مهر 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

دیشب کنار پنجره به یاد تو ستاره بارون شدم
دوباره توی هوای کوچه به خاطرت خیس از نم بارون شدم
دیشب دوباره چشام هوای چشماتو کرد
دیشب دوباره دلم دلتنگیه دستاتو کرد
دیشب دوباره درو به خاطرت نبستم
دیشب دوباره دلو برای تو شکستم
دیشب که دفتر عشقو ورق می زدم
دوباره اسمتو تو گوشه گوشه اون نوشتم
دیشب دیدم دیگه داره دلم برات تنگ میشه
فاصلمون خیلی وقته که داره پررنگ میشه
اگه دوباره نخوای بیای کنارم
 
نمی دونم بدون تو تا کی طاقت میارم
اگه باور کنی که دستام بدون تو سرد و زمستونیه
اگه باور کنی که چشام تو حسرتت ابری و بارونیه
شاید باور کنی که دلم هنوز پیش دلت زندونیه




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 28 مهر 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()


نامه عاشقانه خیلی جالب حتما باید تا آخر بخونی تا متوجه بشی

نامه یک پسر عاشق به دوست دخترش لطفا تا آخرشو بخونید تا متوجه عشق پسر به دوست دخترش بشید.

1- محبت شدیدی که صادقانه به تو ابراز میکردم


2- دروغ و بی اساس بود و در حقیقت نفرت من نسبت به تو


3- روز به روز بیشتر می شود و هر چه بیشتر تو را می شناسم


4- به پستی و دورویی تو بیشتر پی میبرم و


5- این احساس در قلب من قوت میگیرد که بالاخره روزی باید


6- از هم جدا شویم و دیگر من به هیچ وجه مایل نیستم که


7- شریک زندگی تو باشم و اگرچه عمر دوستی ما همچون عمر گلهای بهار کوتاه بود اما


8- توانستم به طبیعت پست و فرومایه تو پی ببرم و




ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 28 مهر 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

کاش توقحطی شقایق

باز بشیم سوار قایق

بشینیم بریم تودریا

من وتو تنهای تنها

ماهیا خیلی امینن

نمیگن  اگه ببینن

انقدر میریم که ساحل

از من وتو بشه غافل

قایق وباهم می رونیم

میریم اونجاها می مونیم

جایی که نه آسمونش

نه صدای مردمونش

نه غمش نه جنب وجوشش

نه صدای گلفروشش

مث اینجا آهنی نیست

خوبن اما گفتنی نیست

پس ببین، یادت بمونه

کسی ام اینو ندونه




ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 28 مهر 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()
امروز روز دادگاه بود ومنصور میتونست از همسرش جدا بشه.منصور با خودش زمزمه کرد چه دنیای عجیبیه، دنیای ما. یک روز به خاطر ازدواج با ژاله سر از پا نمی شناختم وامرو به خاطر طلاقش خوشحالم.
ژاله و منصور 8 سال دوران کودکی رو با هم سپری کرده بودند.انها همسایه دیوار به دیوار یکدیگر بودند ولی به خاطر ورشکسته شدن پدر ژاله، پدر ژاله خونشونو فروخت تا بدیهی هاشو بده و
 بعد هم آنها رفتند به شهر خودشون.بعد از رفتن انها منصور چند ماه افسرده شد. منصور بهترین همبازی خودشو از دست داده بود.
7سال از اون روز گذشت منصور وارد دانشگاه حقوق شد.
دو سه روز بود که برف سنگینی داشت می بارید منصور کنار پنجره دانشگاه ایستا ده بود و به دانشجویانی که زیر برف تند تند به طرف در ورودی دانشگاه می آمدند نگاه می کرد. منصور در حالی که داشت به بیرون نگاه می کرد یک آن خشکش زد. ژاله داشت وارد دانشگاه می شد.
منصور زود خودشو به در ورودی رساند و ژاله وارد شده نشده بهش سلام کرد ژاله با دیدن منصور با صدای بلندی گفت: خدای من منصور خودتی؟؟.بعد سکوتی میانشان حکم فرما شد منصور سکوت رو شکست و گفت : ورودی جدیدی؟؟
 


ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 28 مهر 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()
اشتم با ماشینم می رفتم سر کار که موبایلم زنگ خورد گفتم بفرمایید الووو.. ، فقط فوت کرد ! گفتم اگه مزاحمی یه فوت کن اگه میخوای با من دوست بشی دوتا فوت کن . دوتا فوت کرد . گفتم اگه زشتی یه فوت کن اگه خوشگلی دوتا فوت کن دوتا فوت کرد . گفتم اگه اهل قرار نیستی یه فوت کن اگه هستی دوتا فوت کن دوتا فوت کرد . گفتم من فردا میخوام برم رستوران شاندیز اگه ساعت دوازده نمیتونی بیای یه فوت کن اگه میتونی بیای دوتا فوت کن دوباره دوتا فوت کرد . با خوشحالی گوشی رو قطع کردم فردا صبح حسابی بخودم رسیدم بهترین لباسمو پوشیدم و با ادکلن دوش گرفتم تو پوست خودم نمی گنجیدم فکرم همش به قرار امروز بود داشتم از خونه در میومدم که زنم صدام کرد و گفت ظهر ناهار میای خونه؟ اگه نمیای یه فوت کن اگه میای دوتا فوت کنقهقههدلقکتشویق


نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 28 مهر 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()


 

روزی مردی خواب عجیبی دید، او دید که پیش فرشته‌هاست و به کارهای آنها نگاه می‌کند، هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامه‌هایی را که توسط پیک‌ها از زمین می‌رسند، باز می‌کنند، و آنها را داخل جعبه می‌گذارند. مرد از فرشته‌ای پرسید، شما چکار می‌کنید؟

فرشته در حالی که داشت نامه‌ای را باز می‌کرد، گفت: این جا بخش دریافت است و ما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می‌گیریم. مرد کمی‌ جلوتر رفت، باز تعدادی از فرشتگان را دید که کاغذهایی را داخل پاکت می‌گذارند و آنها را توسط پیک‌هایی به زمین می‌فرستند.

مرد پرسید: شماها چکار می‌کنید؟ یکی از فرشتگان با عجله گفت: این جا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت‌های خداوندی را برای بندگان می‌فرستیم.

مرد کمی‌جلوتر رفت و دید یک فرشته‌ای بی کار نشسته است مرد با تعجب از فرشته پرسید: شما چرا بی کارید؟

فرشته جواب داد: این جا بخش تصدیق جواب است. مردمی‌که دعاهایشان مستجاب شده، باید جواب بفرستند، ولی فقط عده بسیار کمی‌جواب می‌دهند. مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه می‌توانند جواب بفرستند؟ فرشته پاسخ داد: بسیار ساده فقط کافیست بگویند "خدایا شکر"




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 28 مهر 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()


 

عاشقش بودم عاشقم نبود

وقتی عاشقم شد که دیگه دیر شده بود

حالا می فهمم که چرا اول قصه ها میگن؛ یکی بود یکی نبود!

یکی بود یکی نبود. این داستان زندگی ماست.

همیشه همین بوده. یکی بود یکی نبود ...

برایم مبهم است که چرا در اذهان شرقی مان "با هم بودن و با هم ساختن" نمی گنجد؟
و برای بودن یکی، باید دیگری نباشد.

هیچ قصه گویی نیست که داستانش این گونه آغاز شود، که یکی بود، دیگری هم بود ... همه با هم بودند.

و ما اسیر این قصه کهن، برای بودن یکی، یکی را نیست می کنیم.

از دارایی، از آبرو، از هستی. انگار که بودنمان وابسته به نبودن دیگریست.

انگار که هیچ کس نمیداند، جز ما. و هیچ کس نمی فهمد جز ما.

و خلاصه کلام اینکه : آنکس که نمی داند و نمی فهمد، ارزشی ندارد، حتی برای زیستن.

و متاسفانه این هنری است که آن را خوب آموخته ایم.

هنر "بودن یکی و نبودن دیگری" !!!

 




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 28 مهر 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()


 

مردی متوجه شد که گوش همسرش سنگین شده و شنوایی اش کم شده است.

به نظرش رسید که همسرش باید سمعک بگذارد ولی نمی دانست این موضوع را چگونه با او درمیان بگذارد. به این دلیل، نزد دکتر خانوادگی شان رفت و مشکل را با او درمیان گذاشت.

دکتر گفت: برای اینکه بتوانی دقیقتر به من بگویی که میزان ناشنوایی همسرت چقدر است، آزمایش ساده ای وجود دارد.

این کار را انجام بده و جوابش را به من بگو: ابتدا در فاصله 4 متری او بایست و با صدای معمولی، مطلبی را به او بگو. اگر نشنید، همین کار را در فاصله 3 متری تکرار کن. بعد در 2 متری و به همین ترتیب تا بالاخره جواب بدهد.

آن شب همسر آن مرد در آشپزخانه سرگرم تهیه شام بود و خود او در اتاق پذیرایی نشسته بود.
مرد به خودش گفت: الان فاصله ما حدود 4 متر است. بگذار امتحان کنم، و سوالش را مطرح کرد ...

جوابی نشنید بعد بلند شد و یک متر به جلوتر به سمت آشپزخانه رفت و همان سوال را دوباره پرسید و باز هم جوابی نشنید. بازهم جلوتر رفت و به درب آشپزخانه رسید. سوالش را تکرار کرد و باز هم جوابی نشنید. این بار جلوتر رفت و گفت: " شام چی داریم؟"

و این بار همسرش گفت: "مگه کری؟! برای چهارمین بار میگم؛ خوراک مرغ!"

"گاهی هم بد نیست که نگاهی به درون خودمان بیندازیم شاید عیب هایی که تصور میکنیم در دیگران است در واقع در خودمان وجود دارد!"




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 28 مهر 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()


 


 


 

کوکو ، افسانه دختر بچه ای یتیم در گیلان است که مادر خود را از دست می دهد و ماجراهایی را به چشم می بیند.

«کوکو» ، سی و دو سانتی متر قد دارد. این موجود ، دختر بچه ای یتیم است، که همه افسانه های گیلانی ها را پر کرده است. مشخصه کوکو در افسانه ها بی معرفتی است چون کوکوها جمعی با یک ماده جفت گیری و سپس ماده بیچاره را به حال خود رها می کنند. ماده بی‌خانمان و ‌آشیان، لانه پرنده‌های دیگری را انتخاب می‌کند و در هر آشیانه فقط یک تخم می‌گذارد و بعد آن پرنده‌ ناچار از تخم کوکوی ماده مراقبت می‌کند تا به دنیا بیاد.

اما چرا بی‌آشیان؟ چون رسم پرنده‌ها این است که نرها برای اثبات توانایی جفت‌گیری لانه بسازند، ولی حالا وقتی چند پرنده نر با هم باشند، هر کدام به لانه سازی مشغول شود سرش کلاه رفته. تنبلی به کوکوها هم سرایت کرده.

«کوکو تی‌تی» یا همان کوکوی معروف، از جمله پرندگانی است که به خاطر آواز حزن‌انگیز و موزونش در گیلان موجد افسانه‌هایی شده که از گذشته‌های دور بر سر زبان‌ مردم این دیار بوده




ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 27 مهر 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

بازی آنجلینا جولی در فیلم ایرانی «لطفا بدون گناه»

www.goshvare.com | بازی آنجلینا جولی در یك فیلم ایرانی به نام لطفا بدون گناه

آخرین خبرها از آمدن آنجلینا جولی به ایران و بازی او در یک فیلم ایرانی به نام لطفا بدون گناه منتشر شد. علی سرتیپی مدیرعامل شرکت فیلمیران اعلام کرد که این خبر صحت دارد و قرار است مدیر برنامه های این بازیگر در هفته آینده برای رایزنی در این باره به ایران سفر کند.همچنین فیلمنامه ترجمه شده لطفا بدون گناه برای آنجلینا ارسال شده و او آمادگی کامل خود را برای بازی در این فیلم اعلام کرده است.علیرضا رئیسیان (کارگردان فیلم لطفا بدون گناه) نیز با تایید ماجرای انتخاب آنجلینا جولی برای بازی در این فیلم از این مساله صحبت کرد که هرچند آمدن آنجلینا جولی به ایران قطعی است اما تاریخ آمدن این بازیگر مشخص نیست.




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 27 مهر 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()


لیلا حاتمی که پیش از این در فیلم‌های سینمایی «چهل سالگی» و «ایستگاه متروک» ساخته علیرضا رئیسیان ایفای نقش کرده بود، در تازه‌ترین ساخته این کارگردان با عنوان «لطفا بدون گناه» هم بازی خواهد کرد

این در حالی است که هفته گذشته اعلام شده بود آنجلینا جولی نقش اول فیلم تازه رئیسیان را بازی خواهد کرد، اما فشارهای وارده به تیم تولید «لطفا بدون گناه» باعث شد آن‌ها قید حضور آنجلینا را زده و به جای وی حاتمی را به عنوان بازیگر نقش اول خود برگزینند.
جالب اینکه رئیسیان هفته گذشته در گفت‌وگو با یکی از شبکه‌های رادیویی اعلان کرده بود جولی حتما برای بازی در فیلم وی به تهران می‌آید، اما با انتخاب حاتمی مشخص شد اظهار نظر رئیسیان بیشتر یک بلوف تبلیغاتی برای جلب نظر مخاطبان نسبت به پروژه جدیدش بوده است.
فیلمنامه «لطفا بدون گناه» را که فضای شهری دارد مصطفی رستگاری به نگارش درآورده که در فیلم «چهل سالگی» نیز با رئیسیان همکاری داشته است.




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 27 مهر 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

نگاهی به فهرست معروف‌ترین دختران متولد دهه ۶۰، ثابت می‌کند که بحران ازدواج در بین این گروه از خانم‌ها خیلی جدی است. طبق این آمار، تنها ۱۰ درصد خانم‌های بررسی شده متاهل هستند؛ یا بهتر بگوییم،  فقط یک نفر از میان این جمع ۱۰ نفره! آنها با افراد عادی فرق دارند و به هرحال معروف هستند و… ولی آیا شهرت دلیل خوبی برای ازدواج نکردن دخترهاست؟

www.goshvare.com | مشهور ترین دختران بازیگری كه مجردند

جوان‌ترین عروس سینما

ملیکا شریفی‌نیا/ متولد ۱۳۶۵/ متاهل

دختر کوچک‌تر «آزیتا حاجیان» و «محمدرضا شریفی‌نیا» از ۱۵ سالگی بازیگری را با فیلم «اوینار» ساخته شهرام اسدی شروع کرد. او که با بازی در مهمان مامان، میکس و دایره زنگی بیشتر شناخته شد؛ در سال ۸۶ ازدواج کرد. ازدواجی که به نوبه‌خودش سر و صدای زیادی به‌دنبال داشت.  او علاوه بر مجلس عروسی متفاوت، کارت عروسی جالبی هم داشت که در آن به همراه همسرش لباس سنتی دوره قاجار را پوشیده بودند و متن کارت هم به ادبیات آن دوره و با طنز نوشته شده بود.  این کارت در نشریات سینمایی و سایت‌های اینترنتی منتشر شد و کلی حاشیه درست کرد. به هر حال دختر کوچک خانواده شریفی‌نیا یکی از جوان‌ترین عروس‌های سینمای ماست.


www.goshvare.com | مشهور ترین دختران بازیگری كه مجردند

از این خبرها نیست

مهراوه شریفی‌نیا/ متولد ۱۳۶۰/ مجرد

دختر بزرگ‌تر خانواده شریفی‌نیا، برخلاف خواهرش نه‌تنها بازیگری را از ۸ سالگی شروع کرد بلکه هنوز ازدواج نکرده است. شاید مسئله کار آن‌قدر برایش جدی شده که فعلا میل به فکر کردن به این موضوعات  را ندارد. او کارهای زیادی در سینما و تلویزیون داشته که هنوز هم به یادمان می‌آید؛ «دزد عروسک‌ها» یکی از همین کارهاست که نخستین بازی او بود. نقطه عطف بازی‌های او به سریال «ساعت‌شنی» برمی‌گردد که سکوی پرتاب او به قله‌های شهرت بود. آخرین کار مهراوه هم سریال «قلب یخی» است و چند پروژه سینمایی دیگر که چشم‌بسته به شما قول می‌دهیم حتما در چندتای‌شان نقش عروس را بازی خواهد کرد؛ اما در عالم واقعیت از این خبرها نیست!






ادامه مطلب
(تعداد کل صفحات:26)      [ ... ]   [ 2 ]   [ 3 ]   [ 4 ]   [ 5 ]   [ 6 ]   [ 7 ]   [ 8 ]   [ ... ]  
درباره وبلاگ
سلام دوست عزیز به وبلاگ خودتون خوش امدید . تو این وبلاگ هر چی بخواهید پیدا میشه . فقط خوب بگردید.
Iranbloglist.comوبلاگ برتر را انتخاب کنید.
موضوعات
آخرین مطالب
نظر سنجی
دوست عزیز نظرت راجب وبلاگ چیه




نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
پیوندهای روزانه

 

گالری عکس
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن می باشد.

قالب وبلاگ

پیامک عاشقانه

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات