منبع اطلاعاتی مفید
مقالات ، ادبیات ، عکس ، آموزشهای زناشویی ، موارد جنسی و............
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 15 اردیبهشت 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

این موضوع به ویژه پس از 11 سپتامبر 2001 به طور جدی مطرح شد كه جهان پس از جنگ سرد دنیایی تك قطبی و عرصه نقش آفرینی امریكا به عنوان یك ابرقدرت است. كنت والتز مدعی است كه جهان امروز تك قطبی است و این وضعیت به سبب قدرت عظیم امریكا، از زمان سقوط امپراتوری روم تاكنون سابقه‌ای ندارد و مشخصه اصلی این جهان تك قطبی، فقدان قدرت های موزانه دهنده است. تاریخ به طور مكرر نشان داده كشورهایی كه قدرت عظیمی دارند- همچنان كه اكنون امریكا دارد- از قدرتشان سوء استفاده كرده دیگران را نگران ساخته‌اند. بنابر نظریه واقع گرایی ساختاری نیز در مقابل ابرقدرت یك موازنه قدرت شكل می‌گیرد، هر چند نمی‌گوید كه چه زمانی این موازنه برقرار خواهد شد و زمان آن را اوضاع ملی و بین المللی تعیین می‌كند ابرقدرت برای پیگیری آمال و آرزوهایش آزاد است چون محدودیت‌های خارجی بسیار ضعیفی در مقابل این قدرت وجود دارد و در این زمینه همه چیز به سیاست داخلی كشور صاحب قدرت بستگی دارد. اكنون می ‌توان تصور كرد كه سیاست داخلی خود، به مثابه یك عامل بازدارنده یا محدودیت محسوب می‌شود. تصور امكان وجود متعادل كننده و توازن دهنده از سوی سیاست داخلی و تاثیر آن بر سیاست خارجی در تفكر آمریكایی‌ها دیرینه است. اما واقعیت این است كه اینها مولفه و مانع موثر و بازدارنده‌ای در جهت كنترل سیاست خارجی آمریكا محسوب می‌شوند. از نظر والتز، شكافی بین امریكا و سایر كشورها از لحاظ فناوری و قدرت نظامی وجود دارد كه هیچ دولتی به تنهایی و یا حتی ائتلاف چندین كشور نیز در آینده نزدیك قادر به ایجاد تعادل و توازن قدرت با امریكا نخواهد شد. امروز تعداد كشورهایی كه از سلطه نظامی امریكا بر جهان ناراضی‌اند، كم نیست.والتز نامزدهای احراز مقام ابرقدرتی در آینده(یعنی كسانی كه موازنه را ایجاد خواهند كرد) را اتحادیه اروپا یا اتحادی به رهبری آلمان، چین، ژاپن و در آینده دور روسیه می‌داند. اما چیزی كه

روشن است این كه چین مطمئنا تا بیست سال دیگر و شاید هم بیشتر به این سطح از اقتصاد، انسجام و رقابت با امریكا نخواهد رسید. ژاپن نیز بر خلاف چین مشخصا تمایلی به كسب عنوان ابرقدرتی ندارد. ژاپن با چین و روسیه مشكل دارد و از قابلیت های نظامی كره شمالی می‌هراسد. از نظر والتز، آرزوی امریكا در متوقف سازی روند تحولات تاریخی با تلاش در حفظ نظام جهانی تك قطبی محكوم به شكست است. در آینده نه چندان دور، این وظایف از توان اقتصادی، نظامی، جمعیتی و سیاسی امریكا فراتر رفته و تلاش در حفظ یك موقعیت هژمونی، همان عاملی است كه آن را به نابودی می‌كشد. بنابر نظریه‌ها و شهادت تاریخ، فرایند موازنه قوا به همین شكل شروع و نظام چند قطبی در برابر چشمان ما پدیدار می‌شود. به تعبیر چارلزكوپچان هر چند امریكا برای مدتی در راس سلسله مراتب بین المللی قرار خواهد داشت یك دورنمای جهانی كه در آن قدرت و نفوذ به شكل عادلانه تری تقسیم گردد در راه است.با توزیع عادلانه تر قدرت، رابطه سنتی‌تر ژئوپلتیك شكل خواهد گرفت و توزان رقابتی باز خواهد گشت؛ توازنی كه به علت تفوق بلامنازع امریكا به تعویق افكنده شد. جهانی شدن اقتصاد، سلاح‌های اتمی، فناوری جدید اطلاعاتی، و گسترش دموكراسی به خوبی می‌تواند ژئوپلتیك را مهار كرده و رقابت‌هایی را كه به دنبال توزیع پراكنده‌تر قدرت به وجود می‌آید، تخفیف دهد. از نظر كوپچان، ظهور یك جهان چند قطبی به سبب وجود دو منبع دگرگونی بین المللی امكان پذیر است. یك قدرت اروپایی در حال شكل گیری و خسته شدن امریكا از دشواری‌های هژمونی احتمالا موجب درگیری یان آنها خواهد شد. از سوی دیگر احتمال دارد امریكا قبل از آماده شدن جهانیان از بسیاری تعهدات بین المللی شانه خالی كند. در این حالت، چالش اصلی برای امریكا آماده شدن برای جنگ با رقیب مخالف هژمونی آن نیست بلكه منصرف كردن اروپا و شرق آسیا از اتكای بیش از حد به حمایت از آن است. قطعا قدرت امریكا انگیزه پیدایش یك اتحاد مخالف نمی شود. امریكا با اقیانوسی عظیم از اروپا جدا شده و همین، قدرت اروپا را كمتر تهدیدآمیز جلوه می‌دهد. اگر چه احساسات ضد امریكایی در خاورمیانه و سایر بخش‌های درحال توسعه جهان روبه فزونی است. اما قابل تصور نیست كه ایالات متحده رفتاری آن چنان تهاجمی اتخاذ كند كه موجب مقابله جویی در كشورهای صنعتی شود. قدرت‌های محلی در اروپا و شرق آسیا نسبت به نیروهای امریكایی خوش برخورد هستند. با وجود شكایات فرانسه، روسیه و چین در مورد رفتار سلطه جویانه امریكا این كشور در مجموع به شكل یك قدرت خوش رفتار جلوه می‌كند تا یك هژمون یغماگر. با وجود این از نگاه كوپچان حدود یك یا دو دهه طول می‌كشد تا نظام نوین جهانی تكامل یابد، اما تصمیماتی كه امریكا در این سالها گرفت نقش مهمی را در تعیین چند قطبی شدن با صلح همراه است یا باز رقابت شدیدی را كه بارها موجب بر افروخته شدن شعله جنگ میان قدرت‌های بزرگ شده، به وجود خواهد آورد. ساموئل هانتینگتون معقتد است كه عصر تك قطبی امریكا، در حال رفتن به سوی ساختار چند قطبی است و به زودی ساختاری چند قطبی آشكار می‌شود.از نگاه والتز اختلاف و تضاد منابع میان امریكا و اروپا با گذشت زمان بیشتر می‌شود، به ویژه اگر كشورهایی مثل چین چالش جدی برای منافع امریكا ایجاد كنند. روسیه نیز منافع امریكا و اروپا را به یكسان مورد توجه قرار می‌دهد. تهدید تابعی است از قدرت، مجاورت، قابلیت تهاجمی و تمایلات تهاجمی. این چهار مولفه نشان می‌دهد كه چرا سایر دولتها تاكنون كار چندانی برای مواجه با امریكا انجا نداده اند.از نظر والتز، قدرت اگراز سطحی فراتر رود، سایر كشورها توازن طلبی را بی‌فایده می‌دانند. فاصله جغرافیایی امریكا یك دارایی ارزشمند برای آن است كه دیگران را كمتر نگرانی كند، در حالی كه سایر قدرت‌های مجاور(اروپا، روسیه ، چین و ...) بیشتر در مورد یكدیگر نگران‌اند تا درباره امریكا كشورهای دیگر آشكارا درباره قابلیت های اعمال قدرت امریكا مانند برنامه دفاع ضد موشكی، بودجه نظامی و... نگرانند، اما اكثر قدرت‌های بزرگ، سیاست آمریكا را خیلی تهاجمی نمی بینند و ممكن است امریكا حالت حق به جانب، خیلی مغرور و گاه دست به اسلحه‌ای اتخاذ كند ولی در صدد تملك قلمرو دیگران نیست و در نتیجه سایر كشورها كمتر متمایل به مقابله در برابر قابلیت های بی‌پروای آن هستند. در مجموع، منابع اصلی تهدید توضیح می‌دهند كه چرا رفتار توازن طلبانه تاكنون این اندازه مكتوم مانده است.

توماس رایس به نظریه‌های لیبرال و نهادگرا در روابط بین الملل توجه می‌كند و می‌نویسد: (( به غیر از چین، همه قدرت‌های بزرگ در نظام بین الملل دارای یك ساختار دموكراتیك لیبرال و سرمایه دار هستند روسیه یك كشور درحال گذار است و معلوم نیست كه به زودی بتواند خود را در میان قدرت‌های بزرگ مطرح سازد. نظام كنونی جهان تحت سلطه كشورهای لیبرال است و لیبرال دموكراسی‌ها، طبق پیش بینی صحیح نظریه صلح دموكراتیك با یكدیگر نمی جنگند، بلكه جوامع امنیتی ویژه‌ای تشكیل می‌دهند كه به شكل موثری معماری امنیت را تا حد زیادی حل كرده و امكان جنگ قدرت‌های بزرگ را از میان می‌برد. از نظر سمتی، در حال حاضر امریكا یك طرف طیف قرار گرفته، اتحادیه اروپا در یك طرف و قدرت های آسیایی هم در سویی دیگر از خودشان آمادگی نشان می‌دهند كه به طور جدی به حساب بیایند. اما همكاری فراآتلانتیكی بسیار استراتژیك است و این دو (اروپا و امریكا) نمی‌توانند از هم جدا شوند و دعواها بر سر میزان نقش و تعریف سهم است دوران هژمونی بر سرآمده اما همكاری استراتژیك وجود دارد.والرشتاین درآخرین كتاب خود افول قدرت امریكا، امریكا در جهانی پرآشوب، به سپری شدن دوران ((صلح امریكایی)) اشاره كرده و از اقدامات آن پس از یازده سپتامبر 2001، بعنوان عاملی برای یك سقوط (تا یك خروج آرام) یاد می‌كند. او معتقد است كه ایالات متحده در طول ده سال آینده با دو احتمال روبه رو خواهد شد: پیروی از روش مطلوب نظر((بازها)) به همراه پذیرش تبعات منفی این مسیر و یا درك سنگین بودن هزینه های این مسیر و گرایش به سمت تجدید نظر در رفتار. اگر امریكا مجبور به عقب نشینی بشود شرایط برای تداوم هژمونی نسبتا ضعیف و رو به افول امریكا دشوارتر از قبل خواهد بود. بدون شك هژمونی امریكا در طول دهه آینده افول بیشتری را تجربه خواهد كرد، اما آیا امریكا می‌تواند ترتیبی اتخاذ كند كه این افول با آرامی و نرمش همراه باشد و كمترین خسارت را برای واشنگتن و جهان به همراه داشته باشد؟او همچنین در مقاله‌ای با عنوان ((ضعف‌های امریكا و تلاش برای سلطه جهانی)) ذیل پرسش ((ده سال آینده باید منتظر چه رویدادهایی باشیم؟)) می نویسد: (( نخستین مساله این است كه اروپا چگونه به خود سازمان خواهد داد؟ اگر چه این مسئله بسیار دشوار خواهد بود اما اروپا به خود سازمان خواهد داد و یك ارتش به وجود خواهد آورد. ممكن است همه اروپا در این سازمان شركت نكند اما كشورهای اصلی در آن خواهند بود. ایالات متحده سخت نگران این مسئله است و ارتش اروپا دیر یا زود با ارتش روسیه پیوند خواهد شد. دوم اینكه چین به ژاپن و كره متحد نزدیك می‌شود. سوم اینكه باید به همایش اجتماعی جهانی توجه كنیم. این جنبش اجتماعی جهانی اهداف انسانی دارد. و سرانجام این كه باید به تضادهای داخلی میان سرمایه داران دقت كنیم. همه سرمایه داران تا زمانی كه مبارزه طبقاتی در سطح جهانی وجود داشته باشد منافع سیاسی مشتركی دارند، اما درعین حال همه سرمایه داران رقیب همدیگرند. این تضاد بنیادین نظام سرمایه داری است و در آینده شكل انفجارآمیزی به خود خواهد گرفت)).با توجه به دیدگاههایی كه در این بخش مورد بررسی قرارگرفت، می‌توان استدلال كرد كه با وجود نشانه‌های متعارضی كه از احیا و افول قدرت امریكا مطرح می‌شود در حال حاضر و تا آینده‌ای نزدیك امریكا كمابیش نقش یك قدرت هژمون را بازی خواهد و این موضوع مبتنی بر واقعیت‌های زیر است:1 فاصله قدرت آمریكا در ابعاد مختلف با سایر قدرتها؛.2- منطق سلاح‌های هسته‌ای و پرهزینه شدن تغییر وضع موجود از طریق قدرت نظامی؛ 3- منطق گسترش طلبی آمریكا(كه كمتر سرزمینی است و سایرین را نیز در مواردی چون عراق وارد كرده و به آنها نقش می‌دهد)؛4- ویژگی‌های لیبرالیسم مورد نظر امریكا و نیز همگنی ایدئولوژیك میان قدرت‌های اصلی نظام(اروپا، امریكا، ژاپن و حتی روسیه)؛5- مازاد اختلاف و تعارض میان سایر بازیگران بر اختلافات میان آنها با امریكا(مثلا چین وهند، چین و ژاپن، روسیه و چین، روسیه و اروپا)؛ و 6- امكان تعدیل رفتارهای آمریكا به سبب تحول در سیاست داخلی‌ آن.اما نكته مهم در این جا آن است كه هژمونی امریكا محدود خواهد بود. مهمترین دلایل محدود شدن هژمونی آمریكا عبارت‌اند از:1 مسائل و رقابت‌های داخلی امریكا و تقویت موقعیت نولیبرال‌ها در مقابل نومحافظه كاران؛2- مخالفت‌ها و نگرانی‌های سایر قدرت‌های بزرگ؛3- مشكلات امریكا در عراق؛4- افكار عمومی جهانی؛5- نقش حقوق و سازمان‌های بین الملل؛ و6- روند جهانی شدن.در واقع، جهان امروز، جهانی جدید است كه در آن جوامع، فرهنگ‌ها، حكومت‌ها و اقتصادها به یكدیگر نزدیك‌تر شده مناسبات اجتماعی تشدید یافته و بازیگران غیردولتی چون سازمان‌های بین المللی، منطقه‌ای و شبكه‌های فراحكومتی اهمیت خاص یافته‌اند. این موضوع، همچنان كه به قدرت هژمون امكانات خاصی برای اعمال قدرت می‌بخشد، برای آن نیز محدودیت‌های خاص ایجاد خواهد كرد. مسئله اصلی این است كه در جهان امروز همچنان كه دیكتاتوری در داخل كشورها بسیار پرهزینه و خطرناك شده و كمتر جامعه‌ای است كه آن را بپذیرد. در جامعه بین الملل، افكار عمومی و سطوح اجتماعی و فرهنگی جوامع نیز تحولاتی رخ نموده كه امكان هژمونی گسترده را به لحاظ فكری و فرهنگی محدود می‌سازد و این تحولات عبارت‌اند از:1 پیچیدگی‌های خاص جهان جدید و ظهور موازنه‌های نسبتا مجزا2- تكامل بشر و جوامع بشری (جامعه مدنی جهانی)3- تناقض دموكراسی و لیبرالیسم با هژمونی (نمی‌توان در داخل برای جوامع دیگر دموكراسی را تجویز و توصیه نمود، اما در سطح نظام بین الملل دكتاتورمابانه عمل كرد). و از این رو، امریكا در آینده‌ای قابل پیش بینی، چنانچه اتفاق غیر منتظره‌ای رخ ندهد، صرفا یك وضعیت ((هژمونی محدود)) را تجربه خواهد نمود.




درباره وبلاگ
سلام دوست عزیز به وبلاگ خودتون خوش امدید . تو این وبلاگ هر چی بخواهید پیدا میشه . فقط خوب بگردید.
Iranbloglist.comوبلاگ برتر را انتخاب کنید.
موضوعات
آخرین مطالب
نظر سنجی
دوست عزیز نظرت راجب وبلاگ چیه




نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
پیوندهای روزانه

 

گالری عکس
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن می باشد.

قالب وبلاگ

پیامک عاشقانه

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات