منبع اطلاعاتی مفید
مقالات ، ادبیات ، عکس ، آموزشهای زناشویی ، موارد جنسی و............
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 15 اردیبهشت 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()
معنی اصطلاحی هنر ملی‏ tsnuktklaV که امروز در افواه عامه افتاده است در آن عهد اولین مرتبه بود که معلومات تاریخ نقد هنر میشد و غرض ما از وضع این اصطلاح یکی آن بود که معلومات عامیانه را که تا بحال معتبر نمیدانند لازم است اساس نقد هنر قرار دهند، و دیگر آنکه معدن مصالح بنائی زمین است و هر قومی ناچار مصالح سرزمین خود را بکار می‏برد.یونانیان سنگ رخام بکار میزدند و ایرانیان با خشت پخته یا خام عمارت میساختند چنانکه فرنگستان چوب بکار میزده است.کتاب آقای وخس برگر regreB sheaW موسوم‏به«تحقیق در سبک نقش‏های دیواری ختن»- ehcsirklitS natsekruT-hcsienihC ierclamdnaW ruz neidutS در سرما هوس مسافرت دیگری را بشرق اقصی انداخته بود ولی متأسفانه جنگ بین المللی(اول)مانع این اقدام شد.
از کل این زحمات علمی که من بر خویشتن تحمیل نمودم اولین نتیجه مهم تصنیفی است موسوم به«معماری ارمنی در اروپا» aporuE dnu reinemrA tsnukuaB eiD که در 1918 نشر گردید.و من با درنظرگرفتن بناهای گل‏آهکی و صاروجی که در ارمن معدن و مصالح مخصوص دارد، تمام آیات معماری آنجا را از بادی امر الی حدود هزار و صد 
میلادی(تسخیر ارمنستان بدست سلاجقه)از لحاظ هندسه و هیئت هیاکل و کنشت‏ها مورد مداقه و مطالعه ساختم و نتیجه گرفتم که هنر گنبدسازی و احداث قبه های رفیع ازین موضع ارمنستان است که جنوبا از خط شامات و شمالا از خط اناطولی بسواحل بحر ابیض سرایت کرده و جای هیاکل مشاور به بسلیک‏ akilisaB را گرفته و چندی بعد هم ایوان‏های قبه‏دار با هیئت هیکل بسلیک آمیزش و امتزاج یافته و بشکلی که هنوز هم در ارمن باقی است برجا مانده 1 و آن هنر است که سرمشق قبه‏سازی صنعت بروک‏ kcoraB در فرنگستان و بنائی مانند کنشت حضرت مسیحا در رومیه شده
(1)موشک خور نقی مورخ ارمنی مینویسد که قبل‏از ترسا شدن، ملوک ارمن یعنی اشکانیها با بنی اعمام خویش که از جانب مهرداد کبیر در سند و پنجاب سلطنت میکردند روابط روزافزون داشتند و بعضی از آن ملوک هند متواری شده آمدند ببلاد ارمن و با خود تاجران و هنرمندان و معماران آوردند و کهنه‏ترین شهرها و معبدهای ارمن را آن معماران هندی ساختند و پس از ترسا شدن اشکانیان و سیستانیان هندی هم بحکم‏الناس علی دین ملوکهمترسا شدند و هیاکلی را که ساخته بودند بکلیساها و صومعه‏ها متبدل کردند و ابنیه نوینی هم ساختند که من حیث المجموع سرمشق صومعه سازی و کلیساسازی شد.مترجم و بطورخلاصه کتاب من از راه‏ها و طریقه‏های علمی نشان میدهد باوضوح تمام که کنشت‏های ارمن و گرجستان که سرمشق کلیساهای اروپا شده‏اند بدون استثناء تقلید آتشکده‏های ساسانیان بوده‏اند و شما همینقدر بصورت یکی از این کنشت‏های ارمنی در آخر کتاب(شکل نمره 3)نگاه کنید تا بر شما نیز حقیقت روشن شود.از تاریخ نشر کتاب من راجع بارمن دیگر برای هیچ دانشمندی جای شبهه نمانده که ایران برای تاریخ هنر نهایت درجه اعتبار را داشته.ایرانیان با خشت و آجر سروکار دارند و طرز ساختمان با این‏گونه مصالح هم بکلی غیر از طرز ساختمان‏های با سنگ خارا و سنگ رخام است که مرسوم بحر ابیض متوسط می‏باشد و طرز ساختمانهای چوبین در شمال غربی اروپا.در کتاب نویسنده فرانسوی پیر لطی‏ itoL erreiP بخوانید(بسوی اصفهان)چطور شرح میدهد ساختمان مساجد را که با گل و گچ و آجر درست میکنند.آتش‏گاههای عهد ساسانیان هم با چنین مصالحی ساخته می‏شده و در کلیساهای ارمن هم، هرچند نقادان نمی‏خواهند اقرار کنند، تقلید ابنیه آجری و گچی بارز و ظاهر است.منتها اینکه دیوارهای آهکی و گچی را با ورقه‏های سنگ پوشانده‏اند.
در زیباترین ابنیه روم خاص مانند کنشت سانته کنستانزه‏ aznatsnoC atnaS که بنائی است مدور با دوازده زوج ستون و کف آن‏هم بطرز ایران کاشی‏کاری است یا در کنشت سان وتال‏ elatiV naS در شهر ربنه‏ annevaR بسا آن گنبدی که بر هشت رکن متکی است و رواقی که گرداگرد آن است با ستونهای عدیده مزین بکاشی‏کاری زیبا و سرستونهای از آن زیباتر، اگر نگاه کنید بازهم بیاد آتشکده‏های ساسانی می- افتید(بدیهی است مجسمه‏ها و هیاکل ترسائی که در آن نهاده‏اند امر دیگری است)، و بالاخره کنشت سان لورنزو ozneroL naS در شهر میلان که نظیر کنشت بطریق‏نشین شهر زورت نوظر ztonhtrawZ و کنشت ایا صوفیه 1 است و کنشت مشهور مار شمعون erreiP tniaS در بلده رومیه دار الخلافه بطریق اعظم نیز تماما تقلیدی است از روی اصل یک کلیسای کهنی که در ارمنستان هنوز موجود است و بالغ بر هزار سال عمر دارد و نام ارمنی آن هرپ سمه‏ emispirH است که چنانکه در 1919 در کتاب خود gnuhcsroftsnuK rednehcsielgreV emhaR alongiV etnamarB odranoeL (ل.ب.و از نظر قیاسات تدقیق تاریخ هنر(بدان اشاره نمودم سرمشق شاهکار دوره رنانس ایطالیا است و در آن تذهیب کنشت‏های ارمن که از طراز ایرانی-دو یا سه نوار که بر هم تابیده شده-میرود بطاقنماچه‏های مقدس شفادهنده-مثل سقاخانه و میرسد بطاقنماها و محاریب بزرگ دیده می‏شود، و کنشت یوحنس در جزیره اختر (1)هلانی زوجه مقدس قسطنطین اصلا زردشتی بود و صومعه در مرکز شهر قسطنطنیه ساخت بنام«اهور مزدا»بتقلید معبد نوبهار بلخ و معبد آذرجشنسف گنجه نزدیک مراغه، ولی کنشت ایا صوفیه در عهد انوشیروان ساخته شد توسط معماران اشکانی ارمنستان و در عهد آل بویه از زلازل ویران شد و دوباره معماری ارمنی موسوم به مهرداد آذربایجانی رفته آنرا بطرز روز نوین مرمت کرد.مترجم ramahthcA واقعه در دریاچه وان که در سده دهم میلادی ساخته شده نیز شاهد دیگری است، هرچند کنشت مزبور تاحدی خود را از تحت تأثیر نفرت روح ایرانی از تجسیم هیاکل بیرون کشیده 1 و بطوریکه در صورتهای شماره 4 و شماره 5 ملاحظه می‏شود بعض تصویرات مسطحه عهدین که در آن نقش شده از حیث هیئت و حل اشکالات نقش‏بندی آن صورتهای نواویس عتیقه را که از ترسایان پیشینگان در سرادیب و کاتاکومب‏ها بیادگار مانده بخاطر شخص میآورد.درحالیکه نقش‏بندی حیوانات و نخل‏بندی شاخ و برگ تاک و صورت و هیئت خرگوش‏ها و آهوان و سایر چرندگان و پرندگان اگر فقط تمثال و هیکل مسیحا را از آن حذف کنند کاملا ابنیه ساسانیان را بخاطر میاورد.بنظر من هیکل اختر جا دارد شور تحقیق درباب هنر ترسایان اقدمین را در سر جوانان بیندازد و این مطلب هم ظاهرا با احکام استادهای رسمی دانشگاه‏های رسمی فرنگستان که فعلا از راه احتیاط سرحد«اروپا»را تا سرچشمه‏های فرات و دجله بسط داده‏اند منافاتی ندارد هرچند بنظر من و اصحاب من این نقطه سرچشمه‏های فرات نه سرحد شرقی بلکه منشاء اصلی دین مسیحا بوده است.
دیگر از جمله معلومات جدیده که زحمات من بوجود آورده است کتاب eiryS al ed neit?erhC trA neicnA?L (هنر ترسایان باستانی درشامات)است که ده سال قبل مدون شده و ترجمه آنرا اخیرا telliM.G میله نشر نموده است.آقای دوگوئه e?ugoV ed oihcleM و سپس مکتب امریکائی دانشگاه پرنسون‏ notecnirP خواسته‏اند کاری را که من درباره ارمنستان کرده‏ام درباره شامات بکنند و بخیال خودشان در بعضی مآثر سنگی ترسایان اوائل مانند طورمانین‏ ninamruT و موسمیه‏ heimsuM و غیر هما که واقعند در شرق ادنی تحقیقاتی هم کرده‏اند ولی فی الحقیقه یکی از بدبختی‏های عالم علم است که چنین مآثر شگفت‏انگیز را فقط از نظر تنگ و حسودانه ترسائی و یهودی‏گری تحت مداقه قرار می‏دهند یعنی از راه تحقیق در بسیلیک حضرات حکم میکنند که در زمینه هنر و معماری ایران مدیون شامات بوده است یعنی یونانیان‏اند که بتمام آسیا درس هنر داده‏اند!درحالیکه من ثابت می‏کنم تا چه پایه هنر نواحی شامات چه آثار سواحل مانند جام سیمین انطاکیه و مآثر قدس شریف و چه آثار داخله شامات مثل ابنیه مشتاة و دمشق و تدمر و اطلال مهمه دیگر متأثر از هنر ایران بوده است یعنی شامات درحقیقت سرحدات و بنادر ایران‏شهر از طرف بحر ابیض محسوب بوده است و هنوز این وضع برقرار بود در آن دوره‏ای که مرک پول‏ oluaP ocraM سیاح جنویزی از خط طرسوس و ارمن صغری وارد مشرق شده راه‏های دیرینه تجارت را درپیش گرفته با قاصی آسیا رفت.همینطور هم در زمان ماتقدم سواحل آسیای صغیر و شامات دروازه غربی ایران‏زمین و بنادر مغربی آن ممالک بوده است.
وقتی من دیدم مربی هنری ارمن هم ایران‏شهر بوده است دیگر کم‏کم بر من حتم (1)مجسمه‏ها و صورتهای عهد ساسانی نشان میدهد که ایرانیان قبل‏از اسلام نفرتی مخصوص از مجسمه و هیاکل نداشته‏اند.مترجم شد که ایران‏شهر مربی هنری اقاصی مشرق و آسیا نیز بوده است اما متأسفانه حرب عمومی (اول)کارهای علمی شخصی مرا معوق کرد لیکن از آنچه‏هم‏که دیگران بدست آورده‏اند و بخیال خود«هنر متأخران روم»را در ختن و طرفان کشف کرده‏اند(!!)و با کمال نافهمی و پرمدعائی حکم میکنند منشأ هنر چین و هنر هند هم متأخران روم بوده‏اند و بویژه این حکم را هم شامل حال هنر«ترکان»یارقند دریا و اطلال ایرانی مجاور آن می‏دانند، اصل نظریه خود من ثابت میشود.متأسفانه کسانیکه از طرف نگارستانهای فرنگ بعزم تحقیق باین نقاط رفته‏اند طبق عادت دیرینه ما فرنگیان با کمال حرص و ولع فقط مجسمه شکسته‏هائی را که در افغانستان و ختن پیدا می‏کنند جمع‏آوری می‏نمایند و بهتر اساسی یعنی ابنیه آن سامان اصلا و ابدا اعتنا ندارند و تمام این صوری که پلیو toilleP ها و الدنبورگ grubnedlO ها برداشته و آورده‏اند زحمت بی‏فائده است و من عمل آنها را خبط و مضر می‏دانم بعکس آنچه در نمره شصت و یک مجله‏ nehcsihpargoeg red negnuliettiM neiW ni tfahcslleseG درباب لامبرکن‏ niuqerbmaL و فن خرگاه‏سازی و آنچه در مجلد سوم و چهارم‏ seuqitaisA strA sed euveR درباب آتشکده‏ها و آنچه در 35-1930 eaisA subitrA و در 1932 tnaviv trA ?L تحت عنوان روابط هنر ایران با هنر بلاد شمال‏ droN ud strA sel ceva neinarI trA ?L ed stroppaR seL و آنچه در tfirhcsknedeG-sorbmaL تحت عنوان- rebU sed tieZ red ni salleH retalettiM muz ekitnA red segnag یعنی«یونان در عهد تحول یافتن قرون عتیق بقرن وسطی»نوشته‏اند اندکی جبران مافات را می‏کند.
تمام این کارهائی را که من در دار التحقیق(انسطیطو)خصوصی خود آغاز نموده‏ام امروز سه تن از تلامذه‏ام دنبال می‏کنند.اولا آقای ا.سلمنی‏ ynomlaS.A که مجله‏ eaisA subitrA را احداث نموده و دیگر آقای ستفن کرمرش‏ hcsirmarK.rS که‏ trA latneirO fo yteicoS naidnI eht fo lanruoJ کلکته را علم کرده و سومین آقای آغااوغلو که تحقیقات خود را در مجله‏ acimalsI srA چاپ شهر robrA nnA واقعه درینگی دنیا نشر میکند.و بالاخره نشریه مهمی است که در شهر وینه دائر کرده‏ام و موسوم است به‏ sneisA ethcihcsegrutluK dnu tsnuK ruz egeartieB eiD یعنی«مخابرات مربوطه بتاریخ هنر و عمارت و آبادی در آسیا».
این اواخر من خودم هم کتاب‏ ierelam nerutainiM ehcsitaisA eiD (1932) مینیاتور آسیائی را تصنیف و نشر کرده‏ام که در آن از نقاشی گورکانیان هند نظری بمراکز هنری ایران می‏اندازم که منشأ تمام آنها نسخه‏های تذهیب شده کتاب مقدس ساسانیان یعنی اوستا بوده است، همچنانکه منشأ کلیساسازی و مسجدسازی هم آتشکده‏های ایشان بوده است.و شخصا باین عقیده رسیده‏ام که از تاریخ جهانگشائی ژرمن‏ها باینطرف، اروپا یک هنر تازه و نوظهوری بدست آورده که آن تذهیب و نقش‏بندی کتابها است و موقعی که آن هنر را اروپائیان اخذ کردند واضعین آن یعنی ایرانیان ساسانی آنرا بدرجه کمال رسانیده بودند همانطوریکه در هنر کلیساسازی هم دیدیم، و حقیقت آن است که این دو شعبه بزرگ هنر نظیر و لازم و ملزوم یکدیگراند درحالیکه در نقاشی‏های بزرگ بیش از پیش صورت انسان و صحنه‏های تاریخ عهدین داخل می‏شد، ما بقی نقاشی که در کتاب های یونان و روم مرسوم بود در عهد جهانگشائی ژرمن‏ها بکلی از میان رفته بود یعنی نه فقط منسوخ شده بود درشمال غربی اروپا، بلکه در مخطوطات منقوش ارامنه و اقباط هم جای خود را به«تذهیب»و نقش‏بندی بطرز ایرانی داده بوده است و صورت آدم را هم مجددا در زمان بعد داخل نقاشی کتابها کرده‏اند.موضوع ظهور فن تذهیب کتب و نقش بندی روی پوست آهو را هم من در کتاب خود- argonorhC sed redlibrednelaK eiD 350 erhaJ mov nehP یعنی«نقوش سالنامه تاریخ سال 350 میلادی»(عهد شاپور ذو الاکتاف)حل کرده‏ام و آنرا تنها از روی تصویرات تقویمی که فیلو کالوس‏ sulakolihP xerieP آورده است و قبل‏از هرچیز از روی نقش معروف به‏ edakrA-senonaK یعنی محراب و طاقنمای شرعی(بنگر بصورت شماره 6)که عبارت است از یک سلسله محاریب یعنی قوسهای مقدس سرلوحه نسخه‏های اناجیل تذهیب شده و سرمشق این طاق‏نمابندیها را در آتشکده‏های عهد هخامنشی 1 می‏بینیم در تخت جمشید و در مخطوطات اناجیل سریانی و سلمستانی 2 و فرنگی بشرطیکه بطورخوب و منظم تذهیب شده باشد.و معنی این طاقنمابندی فهمیده نمیشود الا اینکه (1)دو آتشکده یا مذبح آتش که مصنف میفرماید از سنگ ولی تقلید ابنیه آجری و خشتی است که در عهد ساسانی ساخته شده نه در عهد هخامنشی و این ایام نمونه اصلی آن در سیستان و زابلستان پیدا شده است، و نیز چیزی شبیه بآن روی سکه‏های عهد ساسانی هم دیده می‏شود.البته هخامنشیان هم مذبح آتش مقدس داشته‏اند چنانکه در بیستون دیده می‏شود ولی گویا طوری که طاقنمابندی داشته باشد نبوده است و طاق محراب از عهد ساسانی پیدا میشود.مترجم(2)سلمستان یعنی مملکت اولاد سلم، نامی است که ساسانیان ببلاد etamraS (در اوستا amiraS سلم)و بخصوص باناطولی میدادند.اروپا یعنی مغرب دنیا را هم از مستعمرات سگان بنی اعمام ایرج که سرم یا سلم نامیده میشدند میدانستند چنانکه نام تور را هم بر توران و حتی بر چین اطلاق میکردند و فقط ایران و مستعمرات اشکانی و سیستانی‏ها در هند را از سرزمین ایرج میدانستند.ما نیز همه‏جا بعوض کلمه یونانی مآبانه و فرنگی مآبانه«آسیا صغیر»سلمستان می‏نویسیم.هرچند بنظر ساسانیان سلمستان کهنه در جنوب روسیه فعلی بوده-کنار رود دن و لب دریای سیاه-ولی بعدها که یکی‏از اولاد سلم موسوم بقسطنتین کبیر بکمک لشکر سلم بلاد روم را تسخیر نمود و مملکتی نوین براساس دینی نوین تأسیس کرد مملکت او را هم که تقریبا مملکت سلطان سلیمان خان عثمانی مشهور بقانونی بود ازحیث توسعه سلمستان خواندند و یکی‏از ابناء اکاسره گوید:
فقسمنا ملکنا فی دهرنا
قسمة اللحم علی ظهروضم
فجعلنا الشام و الروم الی
مغرب الشمس لغطریف سلم
و لطوج جعل الترک له
فبلاد الترک یحویها ابن عم
و لایران العراق عنوة
فاز بالملک و فزنا بالنعم
(بیرونی الاثار الباقیه) و لفظ عراق هم مشتق از نام ایرگ یعنی شاهنامه، درست مانند لفظ ایران.مترجم‏فرض بکنیم محراب‏بندی یکی‏از عقاید باستانی ایران و مرسوم نسخه‏های خطی کتاب مقدس ساسانیان بوده است و شاید هم از روزنه شرقی یعنی محراب آتشگاه اشتقاق پیدا کرده و درین هنر تذهیب و نقش‏بندی کتاب‏های مقدس نیز اشکال و ارقام شرعی دیگری هم می‏توان دید که مزدائی و زردشتی بودن اصل آن جای شک و شبهه برای احدی باقی نمی‏گذارد.و در سال 1935 رساله دیگری نوشتم موسوم‏به‏ salleH?neisA?narI «ایران یونان آسیا»و اگر حقیقت را بخواهید اهمیت و اعتبار سرزمین و قوم ایران در آسیا بمراتب و درجات بیشتر بوده است از اهمیت و اعتبار قوم یونان در اروپا فکر کنید که عموم ادیان آسمانی دنیا چه آنهاکه منسوخ شده چه آنهاکه هنوز برجاست ایران منشأ اصلی و مبدأ واقعی تمام آنها بوده و تا یک درجه بعمق مطلب پی‏ببرید.البته این قسمت دیگر از تخصص من بیرون است و تخصص من فقط این است که در زمینه هنر تنها آثار و مقام ایران را معلوم دارم و تا میتوانم اعتبار آنرا معین کنم.باید دانست که گذشته از شمال و مغرب دو قاره آسیا و اروپا، مشرق و جنوب آسیا نیز در نقش‏بندی مناظر تحت تأثیر کانون هنری ایران واقع بوده‏اند و این امر هم منحصر بفن تذهیب بتنهائی نبوده چه اندکی تأمل در نقش‏بندی دیبای چینی قضیه را ثابت می‏کند.فاما هندوستان و هنرش آن نیز من القدیم تحت نفوذ جنس و ذوق ایرانی بوده چه ایران اصلا منشأ دیرین ایری‏های هندی است و برحسب عقیده فحول محققان کتب مقدسه چهاربید و مهابهارت نیز اساسا در ایران‏زمین برشته نظم درآمده است، و چنین است حکم دین شاکی منی بدهه که اول بار در ایران‏زمین باوج کمال رسیده و بصورت مذهب مهاین(یعنی«ارابه بزرگتر»)مشارق عالم را از چین و ماچین و تبت و جمنکو (ژاپن فعلی)تسخیر کرد و حکم دین ترسا را در مغارب عالم پیدا کرد(رجوع کن بمقاله موسوم‏به‏ aisA fo trA eht ni noitisoP s?aidnI در مجله‏ eht fo lanruoJ ehT yteicoS naidnI کلکته مجلد اول)بطوریکه مرکز روحانی و قلب آسیا ایران زمین است و باید معتقد شد آنچه در دنیا هنر نقش‏بندی منظره و دورنماست اساسا و اصلا در ایران ابداع شده و من از این جهت همیشه مطالعه و دقت کرده‏ام بدانم از چین و هند و یونان و غیره کدامین سرزمین و کشور در فن و هنر منظره‏سازی پیشقدم بوده و هر مرتبه بایران مراجعه کرده‏ام.همین کاشی‏های منقش که بتازگی در جامع دمشق مکشوف شده جواب مسئله را میدهد.
در 1889 که در شهر رومیه بودم همین مشکل بود که مرا متوجه سواحل شرقی بحر ابیض متوسط کرد و عاقبة الامر بسوی ایران‏زمین کشانید و تمام این مطالب بعد از آنکه سالیان دراز من آنرا در دار التحقیق خصوصی خود تدریس کردم امروزه بر اهل تحقیق و نقد هنر مکشوف و از اصول مسلمه شده و درنتیجه زحمات من است که گروه محققان و حکمائی که خالی از غرض هستند باهمیت و اعتبار سرزمین ایران و ذوق بی‏مانند مردم آن پی‏برده‏اند.(پایان)



درباره وبلاگ
سلام دوست عزیز به وبلاگ خودتون خوش امدید . تو این وبلاگ هر چی بخواهید پیدا میشه . فقط خوب بگردید.
Iranbloglist.comوبلاگ برتر را انتخاب کنید.
موضوعات
آخرین مطالب
نظر سنجی
دوست عزیز نظرت راجب وبلاگ چیه




نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
پیوندهای روزانه

 

گالری عکس
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن می باشد.

قالب وبلاگ

پیامک عاشقانه

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic