تبلیغات
منبع اطلاعاتی مفید - داستان جالب
منبع اطلاعاتی مفید
مقالات ، ادبیات ، عکس ، آموزشهای زناشویی ، موارد جنسی و............
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 15 شهریور 1391 توسط . کردستانی | نظرات ()
خانمی‌۳ پیر مرد جلوی درب خانه اش دید.


- شما را نمی‌شناسم ولی اگر گرسنه هستید بفرمایید داخل.


اگر همسرتان خانه نیستند، می‌ایستیم تا ایشان بیایند.


همسرش بعد از شنیدن ماجرا گفت: به داخل دعوتشان کن.


بعد از دعوت یکی از آنها گفت: ما هر ۳ با هم وارد نمی‌شویم.


خانم پرسید چرا؟


یکی از آنها در پاسخ گفت: من ثروتم، آن یکی موفقیت و دیگری عشق است. حال با همسرتان تصمیم بگیرید کدام یک از ما وارد خانه شود.


بعد از شنیدن، شوهرش گفت: ثروت را به داخل دعوت کن. شاید خانمان کمی‌بارونق شود.


همسرش در پاسخ گفت: چرا موفقیت نه؟


عروسشان که به صحبت این دو گوش می‌داد گفت چرا عشق نه؟ خانمان مملو از عشق و محبت خواهد شد.


شوهرش گفت: برو و از عشق دعوت کن بداخل بیاید. خانم به خارج خانه رفت و از عشق دعوت کرد امشب مهمان آنها باشد.


۳نفر دیگر نیز به دنبال عشق براه افتادند. خانم با تعجب گفت: من فقط عشق را دعوت کردم!


یکی از آنها در پاسخ گفت: اگر ثروت و یا موفقیت را دعوت می‌کردید، ۲ نفر دیگرمان اینجا می‌ماند. ولی هرجا عشق برود، ما هم او را دنبال می‌کنیم.


از شیما



درباره وبلاگ
سلام دوست عزیز به وبلاگ خودتون خوش امدید . تو این وبلاگ هر چی بخواهید پیدا میشه . فقط خوب بگردید.
Iranbloglist.comوبلاگ برتر را انتخاب کنید.
موضوعات
آخرین مطالب
نظر سنجی
دوست عزیز نظرت راجب وبلاگ چیه




نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
پیوندهای روزانه

 

گالری عکس
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن می باشد.

قالب وبلاگ

پیامک عاشقانه