منبع اطلاعاتی مفید
مقالات ، ادبیات ، عکس ، آموزشهای زناشویی ، موارد جنسی و............
نوشته شده در تاریخ جمعه 22 مهر 1390 توسط . کردستانی | نظرات ()

كلمات در زندگی ما نقش مهمی ایفا می‎‎کنند و شاید بتوان گفت شاهرگ حیاتی فعالیتﻫای زندگی ما میباشند. در گفتگو نباید كلمات را به بازی بگیریم. باید تا آنﺟا كه ممكن است صادقانه صحبت كنیم. اما متأسفانه در جوامع امروز از صداقت، بیشﺗر سوء استفاده میكنند تا استفاده. در بسیاری از زندگیهای زناشویی، طرفین صداقت داشتن را با بیﮔذشت بودن و یا خردهگیری اشتباه میكنند. این عده دائماً در تب و تاب هستند تا بگویند: تو دیروز فلان حرف را به من زدی، تو با پدرم چنان كردی و ... متأسفانه اینﮔونه برداشت های غلط از صادق بودن، بیشﺗر باعث از هم پاشیدن زندگی میشود تا این كه بتواند بنیان آن را مستحكم كند. اگر بتوانید مفهوم واقعی صداقت را دریابید و طعم صادق بودن را بچشید خواهید دید كه زندگی هر روز بهتر و قشنگﺗر می شود.

اجازه دهید با ذكر چند مثال، این مسئله را بیشﺗر بررسی كنیم. گاهی زنی یك رفتار غلط از شوهر خود می بیند و بعد شروع به خردهگیری میكند. و دائماً یك اشتباه كوچك را عنوان میكند تنها به دلیل این كه خواسته با شوهرش صادقانه رفتار كند. یا این كه مردی بیرون از خانه اشتباه كرده و كاری را به غلط انجام داده

است سپس آن را برای همسرش بازگو میكند تا بدین طریق، هم بار گناه خودش را سبكﺗر كند و هم با همسرش صادقانه رفتار كرده باشد. یا گاهی اوقات زن یا شوهر ضعفی را از همسر خود می بیند و سپس بدون توجه به عواطف و احساسات طرف مقابل میگوید:« چرا درآن میهمانی نتوانستی مثل شوهر خواهرم باشی و یا مثل شوهر دوستم رفتاركنی؟» و یا مرد میگوید:« تو هیچ وقت نمیتوانی مثل زنان دیگر باشی» و ... باید بدانید هیچﻛدام از این رفتارها به معنی صداقت در گفتار و كردار نیست. منظور از گفتار صادقانه این است كه شما احساسات واقعی خود را طوری بیان كنید كه دیگران بتوانند راحتﺗر شما را درك كنند و در عین حال موجب رنجش و دلخوری كسی هم نشوید.

باید همواره در نظر داشته باشید، بیان كردن شكایتها و مسائل كوچك و قابل اغماض به معنی صداقت داشتن نیست، بلكه اگر بخواهید دائماً این مسائل را عنوان كنید، از عنوان كردن مسائل اساسی و مهم زندگی غافل میشوید. آن چه به تجربه ثابت شده است برای هیچ كس حتی نزدیكﺗرین افراد مثل پدر، مادر، برادر و خواهر خوشایند و قابل تحمل نیست كه دائماً به شكایات و نالههای شما گوش دهند.

اصولاً برخورد كردن با افرادی كه همیشه از همه چیز شكایت میكنند و دائماً در حال غرغر كردن هستند، یك شكنجه روانی است و ذهن هر فردی را آزار می دهد. البته ناگفته نماند كه این افراد به ندرت میتوانند به آن چه كه در زندگی میخواهند دست یابند.

اگر شما از شوهرتان میخواهید تا كاری را برایتان انجام دهد سپس متوجه می شوید كه او از انجام آن كار ممانعت میكند و یا به نحوی پشت گوش میاندازد، سعی كنید غرغر نكنید. بلكه راه دیگری را برای انجام آن كار انتخاب نمایید و یا از انجام آن صرف نظر كنید.

یكی دیگر از اشتباهاتی كه اكثر خانمﻫا دانسته یا ندانسته مرتكب میشوند این است كه دائماً در گذشته زندگی میكنند. سعی میكنند خاطرات گذشته را در ذهن خود زیر و رو كنند و از بیان خاطرات گذشته مطلبی را برای گفتگو و صحبت انتخاب كنند.

مهم نیست كه حرف یا شكایتی را كه از گذشته دارید چه قدر برایتان مهم است بلكه مهم آن است كه هرگز آن را به زبان نیاورید، زیرا گذشته، گذشته است، نه شما و نه هیچ كس دیگر قادر نیست آن را عوض كند. تنها با به زبان آوردن و تكرار خاطرات تلخ گذشته، لحظات خوش حال و آینده را خراب میكنید. ممكن است شوهر شما در گذشته مرتكب اشتباهی شده باشد، یا بر اثر ناآگاهی یك موقعیت خوب را از دست داده باشد و یا پولی را در راه غلط خرج كرده باشد. اگر او مرتكب چنین اشتباهاتی شده باید بداند كه كارش غلط بوده است و وقتی فهمید كه كارش اشتباه بوده دیگر نباید دربارهﯼ آن اشتباه حرف بزنید، یا به نحوی سعی كنید آن را به رویش بیاورید. زیرا انجام چنین كاری باعث برهم خوردن آسایش شما و خانواده میشود. چه بسا كه موجب رنجش بیش از حد شوهر و یا موجب بی اعتنا شدن او نسبت به شما و حرف های شما شود. اگر با تكرار خطاها و گناه هایی كه یك شخص مرتكب شده مانع شویم كه او گذشته را فراموش كند چنین كاری، خود گناه بزرگﺗر و نابخشودنیتری خواهد بود.

اگر شما فردی هستید كه چنین عادتی دارید سعی كنید هر چه زودتر این عادت بد را فراموش نمایید. زیرا با ادامهﯼ این كار همسرتان را برای همیشه از خودتان دور میكنید. زیرا او دائماً وحشت دارد از این كه مبادا هر بار كه به صحبت كردن با شما می پردازد یك كلمه و یا حرف، شما را به یاد گذشته بیندازد و موجب شود شما تمام خاطرات تلخ گذشته را به میان آورید. ناگفته نماند تنها زنان نیستند كه ممكن است چنین رفتاری داشته باشند. بسیاری از مردان هم دائماً در حال غر زدن هستند. حتی در كوچكﺗرین موارد هم از خود گذشت نشان نمیدهند. نقش منفی و ویران كنندهﯼ این دسته از مردان در زندگی زناشویی كمﺗر از نقش زنان نیست، همان طور كه« اریك برن » یكی از صاحبﻧظران در این زمینه می‎‎گوید:« در هر بازی و دغدغه همیشه دو طرف لازم است، اگر نمی خواهید بازی كنید، پس اصلاً بازی را شروع نكنید». اگر بخواهیم این مسئله را بیشﺗر مورد بررسی قرار دهیم. می توان گفت كه نباید با گفتن یك حرف و یا جملهﯼ بی مورد و نسنجیده دعوا و ناسزاگویی را شروع كنیم. اگر از طرفی دیدید كه چنین دعوایی در حال شروع شدن است بلافاصله از اتاق خارج شوید. با انجام چنین كاری میتوانید از ادامهﯼ آن دعوا جلوگیری كنید.

اگر متوجه شدید شوهر شما به دنبال شما از اتاق خارج شده تا به دعوا و شكایت ادامه دهد به او بگویید: من هرگز نمیخواهم به این حرفﻫا گوش دهم و هر بار كه تو با من این چنین رفتار میكنی موجب میشوی از علاقهﯼ من نسبت به زندگی و خودت كم شود. البته نباید فراموش كنید تا آنﺟا كه ممكن است این حرفﻫا را آرام و با نزاكت به زبان آورید، تا وضع از آن چه كه هست بدتر نشود.

گروهی از مردان كمﺗر شكایت میكنند. متأسفانه این عده كاری میكنند كه به مراتب از نق زدن بدتر و در ویران كردن زندگی نقش عمیقتری دارد. این گروه از مردان، با زنان و فرزندان خود طوری رفتار میكنند كه آنﻫا به ندرت جرأت پیدا میكنند حرفی را خلاف میل آنان بزنند و یا اشتباهی را كه انجام دادهاند عنوان كنند. متأسفانه این دسته از مردان فكر میكنند منظور از اقتدار، صلابت و جوانمردی و بی توجه بودن به حرف زنان است. و یا این كه باید زنان را موجودات معیوب و از نظر فكر و روان ناقص بدانند. متأسفانه در برخی از جوامع این گونه عقاید حاكم است، و موجب تشویق مردان به داشتن چنین عقاید نادرستی میشود. این گروه از مردان هرگز به عواطف و احساسات زنان توجهی نمی کنند و نقش آنان را در زندگی خود ناچیز می شمارند. اگر شوهر شما جزء این گروه از مردان است، مؤثرترین راه برای جلوگیری از گسترش این گونه عقاید نادرست این است كه از او بخواهید زندگی خود ش را بدون حضور شما و یا زندگی دوست و همكارش را بدون حضور زنانشان در نظر بگیرند آن وقت خود به پوچ بودن عقاید خود پی می برند.

دوستی میگفت: پس از آن كه عمری را با شوهرم گذراندم تا این اواخر از یك مسئلهﯼ مهم و اساسی غافل بودم. من همیشه شوهرم را تشویق میكردم تا هر چه كه در ذهن دارد به زبان آورد. هرگاه كه شوهرم مثل مجسمه ابوالهول در گوشهای می نشست، از او می خواستم به من بگوید چه چیزی موجب ناراحتی و رنجش او گشته است. روزی در جواب من گفت:« مرا تنها بگذار». از شنیدن این حرف ناراحت شدم و بیشﺗر اصرار كردم تا برایم بگوید چه چیزی موجب ناراحتی او گشته است. آن وقت در جوابم گفت:« برو بیرون». بعد از شنیدن چنین حرفی فكر كردم شوهرم هرگز نمیخواهد با من صحبت كند. چند روز بعد خودم از مسئلهای ناراحت شدم و پس از چند لحظه، ناراحتی من تبدیل به عصبانیت شدید شد. پسرم چند بار اصرار كرد تا برایش بگویم چه چیز موجب ناراحتی من گشته است، چیزی نمانده بود به او بگویم، (از اینﺟا بیرون). زیرا آن چه كه در آن لحظه احتیاج داشتم سكوت بود تا خشمم فرو بنشیند و بتوانم دوباره آرام شوم. هر بار كه پسرم میآمد، میپرسید كه چه چیز موجب ناراحتی من شده است، تحمل صدای او برایم غیر ممكن بود. در آن لحظه بود كه منظور شوهرم را از گفتن آن جملهﯼ ناخوشایند فهمیدم.

فراموش نكنید كه گاهی مشكلاتی در رابطه با كار یا مسائل دیگر پیش میآید كه شوهر شما احتیاج به سكوت دارد تا بتواند افكارش را متمركز نماید و راه حلی برای رفع آن مشكل پیدا كند پس اگر گفت:« مرا تنها بگذار» فكر نكنید منظورش این است كه نمیخواهم با تو حرف بزنم. بلكه میخواهد بگوید در آن لحظه به سكوت احتیاج دارد، نه به مُصاحب.




درباره وبلاگ
سلام دوست عزیز به وبلاگ خودتون خوش امدید . تو این وبلاگ هر چی بخواهید پیدا میشه . فقط خوب بگردید.
Iranbloglist.comوبلاگ برتر را انتخاب کنید.
موضوعات
آخرین مطالب
نظر سنجی
دوست عزیز نظرت راجب وبلاگ چیه




نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
پیوندهای روزانه

 

گالری عکس
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن می باشد.

قالب وبلاگ

پیامک عاشقانه

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic